دسته: Kurzgeschichten

Beschreibung der Poesie – kann bei manchen Themes angezeigt werden. Länge 150-160 Zeichen. Wird in Google angezeigt, wenn man das richtig eingestellt hat. Später dann alles auch Titelform

  • باد  مذکر است

    باد مذکر است

    از گام های نا استوار زمان می ترسمانگاربه گردشهزاره‌های دور می‌رود و من دوبارهزنده زیر حاکمی‌روم از نگاهمشکوک برادرمدرلای هفت پرده پنهان می شومکهفکر می‌کندباد مذکر استو گیسوان مرا می‌بوسد

  • بیهودگی

    بیهودگی

    آری می‌شود به بیهودگی تن داد و با کسی که باورش نداری در انتهای اتاق نشست ساعت ها گیسوانت را روی دستانش گذاشت درفشاربازوانش مرد امابی حس، امابی میل، آه دربی تفاوتی تنم رنجی نهفته است این منم و آرزوهای لغزیده روی سنگفرش مقدس “هیچ” آری می‌شود به بیهودگی تن داد خاموش و مرموز نگاه…

  • ای وای از انسان

    ای وای از انسان

    و چنین شد که رخسار درختان از وحشت در خود پیچید و شاخه به شاخه ندای “ای وای، ای وای” را سر دادند… ای وای از انسان، ای وای از خشم و قهرش ای وای از کینه و نیرنگش ای وای از حرص و جهلش لرزیدند و ناله‌ها برکشیدند، پنداری رنج آخرین زبانِ هستی باشد.…

  • دو چشم بسته

    دو چشم بسته

    عشق یعنی از تو می‌خواهم بگویم ناتوانمیاد تو می‌افتم و خودکار می‌گیرد زبانم عشق یعنی من شبم دور از تو خورشیدم! شبی که_هیچ ماه و کوکبی را نیست جا در آسمانم دیگران در ذهنِ خود شاید غزل دارند از تومن ولی در بطن! خود از تو غزل می‌پرورانم! عقل یعنی، با دو چشم باز میبینم…

  • خون تاک

    خون تاک

    برای موسیقی: به تو ای کاش آشنا نه شدمبه غم عشق مبتلا نه شدم-کاش از کوچه تو نگذشتم-عاشقی جلوه شمانه شدم- سخن دل نمی شنیدم کاش-می شکست کاش پای رفتن من-کاش،به چشمان تونمی دیدم-آن که افروخت شعله درتن من- این گناه من است ازتو نیست –که دلم با تو آشنا کردم –تابریزم غرورعشق به شعر-پیش…

  • حلقه‌ی متروک

    حلقه‌ی متروک

    بی‌تو ويران و غمینم‌ چه‌ کنمباز افسرده‌ترینم چه کنم حلقه‌ی متروکِ دور آفتاده‌ییدر نبودت بی نگینم، چه‌ کنم در نبودت خسته‌ی دست زمانخورده‌ای فرش زمینم چه کنم من ندارم طاقتِ دوروی توبی تو غمگین و حزینم چه کنم بی تو چون یک لانه‌ی ویرانه‌ییبا تو چون‌ سقفِ متینم‌ چه کنم مهر تو پیچیده در جان…

  • توضیح

    توضیح

    باجی که به واژه می دهم  تیولی که به کلمه ها شرری از شعر که داغ ام می کند همه به یک کنار تو چرا این همه گرمی برای چه همه ی زمان ها همه ی زبان ها در تو  جلال الدین اند حافظ اند بیدل بی بدیل اند تا شیوه ی درست تری برای…

  • کابوس

    کابوس

    مثل هر روز با اشتیاق وارد دانشکده شدم.به دوستانم سلام دادم، استاد به صنف آمد و درس را شروع کرد. در جریان درس نکته های مهم را یاد داشت می کردم. در ختم درس همصنفانم بیرون رفتند تفریح کند. من داشتم کتاب “آرزو های بزرگ ” اثر چارلیز دیکنز را مطالعه می کردم. ناگهان صدای…

  • امید مدارا

    امید مدارا

    تو از رفتن سخن‌ها داشتی و من ندانستمهراس از دوریِ  ما داشتی و من ندانستم شب‌ و‌ روزی که از تقویم‌ها خیری نمی‌دیدمهوای عاشق‌ات را داشتی و من ندانستم پس از آن جنگ‌ها دایم ملامت می‌کنم خود راکه امیدِ مُدارا داشتی و من ندانستم چنان غرقِ صدایت بود ذهن‌ِ من که وقت گپپس از هر…

  • سنگ‌پرستان

    سنگ‌پرستان

    ای قوم که در کعبه به دنبال خدایید!آن سنگ‌پرستان جفا پیشه شمایید این سنگ‌دلان! دل به گل و سنگ مبندیدتا سنگ نگردیده، در این خانه مپایید این‌جا پی آمرزش عصیان منشینیداین‌جا ز پی آن لقب الحاج نیایید گر عاشق عشقید، چرا سنگ پرستید؟گر طالب یارید، در این کوی چرایید؟ او را به دَر خانه‌ی خمار…