حلقه‌ی متروک

فرحت_رحمان

·

·

بی‌تو ويران و غمینم‌ چه‌ کنم
باز افسرده‌ترینم چه کنم

حلقه‌ی متروکِ دور آفتاده‌یی
در نبودت بی نگینم، چه‌ کنم

در نبودت خسته‌ی دست زمان
خورده‌ای فرش زمینم چه کنم

من ندارم طاقتِ دوروی تو
بی تو غمگین و حزینم چه کنم

بی تو چون یک لانه‌ی ویرانه‌یی
با تو چون‌ سقفِ متینم‌ چه کنم

مهر تو پیچیده در جان و دلم
تو نخست و آخرینم، چه کنم

کوکب افتاده‌ی دست زمان
بی وطن، بی سرزمینم چه کنم

در همه هنگامه‌هایِ روزگار
بی کس و بی هم‌نشینم چه کنم

از برای بخت و اقبال بلند
نيست خطی در جبینم چه کنم

عشق اگر این است و دارد شِکوه ها
بی‌قرارم، من همینم چه کنم

۳۱ جولای ۲۰۲۶


مطالب بیشتر

شاید این مطالب نیز برای شما جالب باشد