خِرد

شهرزاد_فکرت، نگین_بدخش

·

·

همین که دست چپ و راست را شناخته ایم
درین خراب سرا هرچه بود، باخته ایم

به دهل شاد زمان، شادمان نرقصیدیم
همیشه ساز موافق به غم نواخته ایم

نهفته قوغ تعصب درون دلهامان
در آتشش تن تقدیر را گداخته ایم

سگی شدیم، ولی بی وفا و پاچه بگیر
به جان آنکه به ما نان داد، تاخته ایم

در آرزوی بهشتیم و لیک خاک خدا
جهنمی بتر* از آنچه بود، ساخته ایم

سری به سجده ی درگاه عشق ننهادیم
خدای جهل، به جای خرد شناخته ایم

بتر*= بدتر

شهرزاد_فکرت، نگین_بدخش


مطالب بیشتر

شاید این مطالب نیز برای شما جالب باشد