جسارت

حلیمه سلیمی

·

·

صدای تک تک در می‌دهد بشارت تو
و کاروان کسی می‌رود به غارت تو

بیا دویده و محکم بغل بگیر مرا
به این مجسمه جان می‌دهد حرارت تو

به ماه زل زده گفتی که دوستت دارم
ستودنیست در این ماجرا جسارت تو

کجا هوای رهایی کند ویا رفتن
دلی که مانده و خو کرده با اسارت تو

به دستبوسی ات این‌بار خواهم آمد اگر
به این غریبه میسر شود زیارت تو


مطالب بیشتر

شاید این مطالب نیز برای شما جالب باشد