عاشق پاییز

شمیم_فروتن

·

·

می‌ریزم از تراوش زخمِ انارها
پاییز کوچه‌باغِ پُر از انتظارها

در برگ‌های ریخته‌ی پشتِ پنجره
پاییز را قدم زده‌ام بی‌تو یکسره

آشفته‌ام میانِ اگرها و کاش‌ها
در گیرودارِ همهمهٔ اغتشاش‌ها

که شاید از حوالی این کوچه بگذری
یا شاید از حوالی این کوچه نگذری

دل بی قرار در تبِ سیگار مانده‌ام
دیریست روی شانهٔ دیوار مانده‌ام

دیریست از تراوش زخمم اناری‌ام
باران به شیشه می‌زند از بی‌قراری‌ام

هی چکه چکه می‌چکم از اضطراب‌ها
مرگِ مرا گرفته به گردن طناب‌ها


مطالب بیشتر

شاید این مطالب نیز برای شما جالب باشد