مردانی که به خواب او میآیند
عصیانگری واژههای عریان یک زن شاعر
یکتا نمیخواهد آنچه را سالها پشت پردههای شرم، سنت و سانسور پنهان کردهاند، همچنان پنهان نگه دارد. او با «مردانی که به خواب او میآیند» به جنگ سنتزدگی رفته و برای رهایی واژههای ممنوعه، حسهای سرکوبشده و تاریکیهایی که کمتر کسی جرئت روشنکردنشان را داشته، دست به عصیان زده است.
«مردانی که به خواب او میآیند» نخستین دفتر شعر یکتا احمدی است که در تاریخ ۳۱ اکتبر ۲۰۲۶، در حضور جمعی از شاعران، نویسندگان و دوستداران فرهنگ و ادبیات فارسی، در شهر هامبورگ آلمان رونمایی شد.
رونمایی این دفتر، فراتر از معرفی یک مجموعه شعر بود؛ فرصتی برای شنیدن صدایی زنانه که از بدن، عشق، میل، تنهایی، رؤیا و تجربههای بیپرده زنان سخن میگوید؛ صدایی که میخواهد از مرزهای نانوشته ادبیات محافظهکار عبور کند و آنچه را سالها ناگفتنی شمردهاند، به زبان شعر بیاورد.
یکتا احمدی از نسلی از زنان افغانستان برخاسته است که میان سنت و آزادی، سکوت و فریاد، مهاجرت و بازتعریف هویت خویش زیستهاند. او در شعرهایش میکوشد این تجربهها را بیتعارف، بیپرده و بیهراس از قضاوت دیگران روایت کند.
سربازها
پیراهنت را با جفت سینههایم به دار زدم
به دنبال نقشه بگرد
دستت را بگذار به ناکجای این مرز و بوم و
چونان سربازی از کوهها پایین بیا
شلیک کن به قلب نداشتهام
شلیک کن به پایی
که خود را رصد میکند
به نیمجانی، که غنیمت مانده
در نگاه او، بدن زن دیگر آن سیب ممنوعه و جهنمساز جهان نیست؛ بلکه بخشی از طبیعت، از هستی و نیستی انسان است. بدنی که در قلمرو عشقورزی، سرکشی و عصیانگری، از میل و شهوت، عاطفه و آزادی سخن میگوید؛ بیآنکه برای بودن و خواستن خود از کسی اجازه بگیرد.
همین نگاه، به شعر او رنگی از اعتراض میبخشد؛ اعتراضی که از شعار آغاز نمیشود، بلکه از درون تجربههای زیسته یک زن سر برمیآورد. یکتا با واژههایی عریان و بیپیرایه، حق زنی را فریاد میزند که سالها شکل دیگری از سرکوب گلویش را فشرده است؛ زنی که اینبار بهجای سکوت، شعر را انتخاب کرده است.
یکتا احمدی در مشهد و از پدر و مادری هراتی به دنیا آمده است. سالهای مهمی از زندگی و شکلگیری شخصیت ادبیاش را در هرات گذرانده و انجمن ادبی پیر و پایای هرات، بخشی از دنیای شعری او را میسازد. و سپس مسیر مهاجرت او را به آلمان رسانده است.
زبانی که یکتا در نخستین دفتر شعرش برگزیده، زبان تجربههای بهحاشیهراندهشده زنان است. او آنچه را سالها در حاشیه نگه داشتهاند، به متن میآورد و با این جسارت، یکی از تجربههای آشکار تابوشکنی در شعر زنان را رقم میزند.
هرچند شعر اروتیک در ادبیات فارسی پدیده تازهای نیست، اما بیان صریح میل، بدن و تجربه جنسی از زبان یک زن جوان، بهویژه زنی که از دل جامعهای با محدودیتهای عمیق اجتماعی برخاسته است، هنوز هم میتواند حساسیتبرانگیز باشد.
یکتا از این حساسیتها نمیگریزد. او با آگاهی از قضاوتها و انتقادهایی که ممکن است در انتظارش باشد، جسورانه میایستد و از «مردانی که به خواب او میآیند» بیپرده مینویسد.
او در این دفتر، تنها از مردانی که به خوابش میآیند سخن نمیگوید؛ از زنی نیز میگوید که میخواهد مالک تن، رؤیا، میل و واژههای خودش باشد.
این نخستین مجموعه شعر، تلاشی ارزنده برای گشودن فضایی تازه در گفتوگو درباره شعر زنانه، آزادی بیان و حق زنان برای روایت بیسانسور خویش است؛ تلاشی برای شکستن سکوتی که سالها بر زبان و بدن زن سایه انداخته است.








