مجید‌نامه – جلد اول

محمد شاه فرهود

·

·

مجید نامه جلد اول اسطورهٔ مجید نویسنده: محمد شاه فرهــود

مجید نامه

جلد اول

اُسطورۀ مجید

نویسنده : محمدشاه فرهود

هالند/ لاهه

ماه می ۲۰۲۵

فهرست

    فصل یک: مدخلی بر اسطورۀ مجید                                                                                     ۱

فصلدو:اعدام ملک عبدالحکیم خان و عبدالرحیم خان پدرکلان و پدر مجید                                    ۲۷

فصل سه: مجید، چگوارای دگر                                                                                        ۵۹

فصل چهار: اسطوره و قهرمان سازی های سرکاری                                                             ۹۶

فصل پنج: نام مجید، امکانی برای گسترش اعتبار و  روابط اجتماعی                                       ۱۱۶

فصل شش: چرا هرکسی از ظن خود است یار او؟                                                              ۱۵۲

فصل هفت: نامۀ مجید به پارتیزان و منابع اندیشه                                                                ۲۱۶

فصل هشت: مجید در زندان دهمزنگ                                                                              ۲۴۴

فصل نُه: سازماندهی، خرد و اخلاق مجید                                                                         ۲۷۰

فصل ده: دستگیری مجید در مکروریان و شکنجه در صدارت                                               ۳۶۹

فصل یازده: چگونگی اعدام مجید                                                                                    ۴۵۱

فصل دوازده: مجید و کارکرد اسطوره                                                                              ۴۷۷

فصل سیزده: مجید منظومۀ آواها                                                                                     ۵۲۳

فصل چهارده:پیری، عیاری و روشنفکریِ مجید در فُرم اسطوره ای                                        ۵۴۳                                                     

فصل اول

مدخلی بر اُسطورۀ مجیداسطوره، رؤیا های وجدانِ  جمعی،

اولویت بخشیدن به شخصیت های

 تاریخی است، اسطوره ، احساسات

بنیادی همچون عشق،کینه وانتقام

 را که میان همه انسان ها مشترک

اند، نمایان می سازد.

کلود لوی استراوس  

  1. مجید نامه

مجید، اُسطوره ی که، از شش سالگی تا اعدام، در نبردِ سی و پنج ساله، با عبور از هفت خوانِ فاجعه، تابناک مانده است. مجید نامه، سرشت و سرنوشت یک اسطوره است. بازگشتِ سرکوب شدگانی است که به حاشیه ها رانده شده اند. مجید، در حمل ۱۳۱۸ در کلکان دیده به جهان گشود. بعد از اعدام پدر و پدرکلان، از شش سالگی به قندهار تبعید شد و بعد از حدود نُه سال، به کابل آمد و در هجده سالگی به اختفای دائمی پناه برد و در چهل و یک سالگی در هجدهم جوزای ۱۳۵۹ اعدام گردید.

در این نوشتار که جلد اول مجید نامه است، محور اصلی بحث، شخصیت پیچیده و اُسطوره ای مجید کلکانی است. شخصیتی که هر گوشۀ آن به خاطر پیچیدگی و رمز آمیزی، به کنجکاوی، توضیح، ارزیابی و تحلیل های ویژه ای ضرورت دارد. پژوهشی که پنهانی‌ترین های اسطوره را، تا آنجا که در توان  و آگاهی نویسنده می‌گنجد، برملا سازد.

روشِ پژوهشی این متن، مبتنی بر مصاحبات، روایات، مشاهدات، اسناد و متونی ست که مرتبط به این راز، در دسترس بوده است. و همچنین، درنگ بر خاطرات و مدارکِ غیر مستقیمی که بتواند قهرمانِ افسانوی را در حیطۀ مورد نظر، تشریح، تثبیت و معرفی نماید… از همین‌روست که آن عناصر و خصایصی مورد کاوش و ارزشیابی قرار داده می‌شود، که به شکلی از اشکال با اسطورۀ مجید و حماسی بودن قهرمان، مرتبط هستند… اسطوره، افسانه، حماسه، قهرمان، تاریخ، مفاهیمی است که درین بحث، به تلفیق و تقاطع می‌رسند. گذار از اسطوره به تاریخ و از عصیان اولیه به  حماسه و قهرمانی اتفاق می‌افتد. امور نامحتمل، محتمل و تاریخی می‌گردد.

شرح حال و ابعاد زندگی مجید، که یک عمر در اختفا زیسته است، برای من، مثنوی هفتاد مَن کاغذ است و اما، تا جایی که درین جامعۀ شفاهی و بدون سند، امکانِ نوشتن در مورد این‌گونه شخصیت ها فراهم باشد، به شخصیت راز آمیز و بویژه بُعد اسطوره ای مجید پرداخته می‌شود… سعی می‌شود تا روایات، حوادث، کارنامه ها و پدیده های مربوطه، از فلتر نقد و ارزشیابی بگذرند. تاآنجا که ممکن است بدور از شور و شیفتگی، نه در قالب ایدئولوگ بلکه در فُرم پژوهشگری، متکی به تشریح، تحلیل، تأویل، استدلال و رمز گشائی باشد. این کتاب، بعد از اعدام مجید(جون ۱۹۸۰- جون ۲۰۲۴) یعنی بعد از چهل و چهار سال، به نوشتار تبدیل می‌گردد.

و  اما، تا هنوز برخی از  یاران و روابط مجید، موجود اند.

رفقای سیاسی مجید،  اعضای خانواده،  عیاران، رفقای شخصی، روابط و هم نسلان، تبلیغات چی های دولت های جبار، با حکایات و روایات خود، زنده اند، که این امکانات، بعد از دقت در ارزیابی، به حیث داده های میدانی و منابع قابل اعتبار و نیمه مطمئن، مورد استفاده قرار گرفته اند.

البته، سبک زندگی مجید، طوری تجلی و تجسم یافته که با زندگی غیر استثنائی، نورمال و بی خطرانۀ یک شخصیت، تمایز بنیادین دارد. کمبود سند و مدرک، با همین زندگی غیر عادی و دائم المخفی مجید، تطابق و توازن دارد … در تاریخ معاصر، مجید شخصیتی است، که بعد از پناه بردن به زندگی مخفی(به استثنای چندماه در دورۀ سلطنت بعد از رهایی از زندان دهمزنگ در ۱۳۴۳ و بعدا شرکت در انتخابات، چند روزی نیز بعد از ملاقات با داود خان در بهار ۱۳۵۳و یک هفته، در ماهِ اول بعد از کودتای ثور۱۳۵۷ در اثر ملاقات با عبدالحمید محتاط و دستگیر پنجشیری برمبنای شناخت و آشنائی سابقه) در مبارزه با دولت ها، بطور مخفی، در فضای ممنوعه زندگی کرده است، کارنامه های مجید، محصولِ تاریخ مخفی، ممنوعه و زیر زمینی است… که  بیش از دو دهه(دورۀ سلطنت طلایی، جمهوری تاجدار و رژیم کودتا و حاکمیت شوروی) علیه دربار ها و ارگ نشینان، در زیر پیگرد دائمی و وضعیت اختفاء، برای آزادی و عدالت، برای انقلاب و خوشبختی، در مبارزه بوده است.

سبکِ زندگی مجید، منحصر به فرد است، و این موقعیت استثنائی، پیشینۀ تحقیق و روایات را دچار فقدان و کمبود کرده است. روایاتِ شناور و متنوع  در امتزاج با شفاهیاتِ مبالغه آمیز و گاه جادوئی،  مسألۀ

پژوهش را در مسیر بغرنج و چالشی قرار می‌‌دهد.

بافتار کارنامه ها و اسطورۀ مجید، با اینهمه پیچیدگی و اختفا، چگونه مطالعه می‌گردد؟

رابطۀ بنیادین بین حلقه ها، مفقوده ها و عناصر به چه طریقی تأمین می گردد؟ کاوش در منابع و زمینه های واقعی تولد اسطوره… پرسش هایی است که در درون متن، اتفاق می‌‌‌‌‌افتند.

زندگیِ عیاری، روشنفکری، پارتیزانی، پیری و آغایی، توده ئی، سیاسی و تشکیلاتی، موضوعات مختلفه ای است که بشکل سیستماتیک در متون جداگانه، بدان پرداخته می‌شود. اگر درین نوشتار، جرقه ای از مظاهر عیاری، روشنفکری، پارتیزانی، پیری و آغایی، توده ئی، سیاسی، فکری، تشکیلاتی، اخلاقیات، پروپاگندای سرکاری و خاطرات ضعیف و قوی دیگران، پرتو زده است، در همان حدودی است که شخصیت چند بُعدی مجید را در قلمرو اسطوره، حماسه و امور قهرمانی به بیان آورد…

اگر از برخی مطالب با سکوت، تعویق یا برش کوتاه، گذر می‌شود، به معنای بی توجه یی و سهل انگاری به بحث و موضوع نیست بلکه برای جلوگیری از خلط مبحث است که بررسی و کاوش آن در نوشتار ویژه، مدنظر می‌‌‌باشد.

ابعاد گوناگون، کاوش و ترکیب می‌گردد تا اسطورگی مجید، پدیدار گردد. اما، یک بُعد بر ابعاد دیگر، یک عنصر بر عناصر دیگر، ترجیع داده نمی‌شود. هر بُعد و هر عنصر، در ساختار کلی، با سیالیت تمام، نقش خود را بازی می کند. واقعیتِ مجید همین است که مجید، هم عیار بوده هم روشنفکر، هم آغا ، هم پارتیزان، هم سیاسی، هم انقلابی، هم عملورز، هم کتابخوان و نویسنده، هم رهبر و سازمانده، هم پیشگام و اندیشمند… هیچ یک از این شاخصه ها و کرکتر ها را نمی‌توان حذف کرد و یا اینکه یکی را بر دیگری، قطعیت و تلالؤ بخشید. عناصر مختلفه، تجربۀ زیسته و اندیشه هاست که کارنامۀ مجید را تشکیل می دهند.

  • مسیر و صورتبندی متون

           مجید نامه، دارای سه موضوع اختصاصی در سه جلد است:

جلد اول: اسطورۀ مجید

جلد دوم: اندیشۀ مجید

جلد سوم: نثر مجید

کتاب اول

اسطورۀ مجید

این متن، مجید را به حیث یک قهرمانِ اسطوره ای و فرزندِ زمانۀ خود، با کارنامه هایش مورد تحلیل، تأویل و ارزیابی قرار می‌دهد. کدام عناصر است که مجید را به اسطوره، حماسه و قهرمان تبدیل می کند؟ چرا مجید هم در زندگی و هم بعد از مرگ، به اسطوره تبدیل شده است؟ تطور اسطوره، دال مرکزی و مسألۀ بنیادی گفتمانِ مطروحۀ کتاب اول را تشکیل می‌دهد.

شیوۀ زندگی و مبارزاتی مجید، پیچیده و راز آمیز است

درین متن

زندگی اسطوره ای مجید

مرگ تراژیک و حماسی مجید

پیوند منطقی بین زندگی و اعدام مجید… بررسی می گردد.

کتاب دوم

اندیشۀ مجید

در این کتاب به اندیشۀ عیاری، سیاسی، انقلابی، آغایی، پارتیزانی و تشکیلاتی…، پرداخته می‌شود. مجید دارای چه افکار و سبکِ تشکیلاتی و سازمان سازی بوده و در رابطۀ انقلاب، عدالت و آزادی ، ایزم های بیرونی و سنت های داخلی… با چه اندیشه ها و دستگاه مفهومی، درگیر بوده است. موضعگیری قاطع مجید در برابر استعمار و هرنوع مداخلۀ بیگانگان، جبهۀ متحد ملی، جمهوری مؤقت و خط مشی مستقل ملی… طراحی جنگ های پارتیزانی و توده ئی؟ و سرانجام  برخورد به طبقات حاکمه، طبقات مردم، استبداد و حل مسألۀ ملی؟ اندیشۀ مجید، در عرصۀ تئوری و عمل، قابل بررسی همه جانبه می باشد… آیا اندیشۀ مجید، در تمامی حوزه ها، اندیشۀ نقادانه، بکر و پرسشگر بوده است؟

کتاب سوم

نثر مجید

در این کتاب نثر حماسی و سیاسی، مورد بررسی قرار می‌گیرد. نشان داده می‌شود که مجید در نثر سیاسی معاصر، دارای چه جایگاه، توانائی و نوآوری هاست؟ نثر مجید، سبکِ منحصر به فرد دارد. نثر مجید، مانند رباعیات خیام است، کوتاه، فشرده، با چندصدایی و تراژیک. وقوف مجید در نثر نویسی، نشان می‌دهد که او با ترکیب نشانه های متفاوت زبانی، در نثر سیاسی کشور، نثر تازه و مستحکم ایجاد می‌کند. آشنایی اش با انواع زبان، ضرب المثل ها، فکاهیات، نظم و نثر کلاسیک، طعن و کنایه، استعاره و تمثیل، الگوها، نمادها، صدا ها و لحن ها، ادب فلکلور، ادا ها  و

 رفتار ها،… نثرش را منحصر به فرد ساخته است.

روایات و پروپاگند دولت ها، اسناد آرشیف شدۀ استخبارات سه دولت (سلطنت، جمهوریت و رژیم کودتای ثور) بخش دیگری از داده ها و روایات را تشکیل می‌دهند که با بررسی آن به گوشه های دیگری از شخصیت اسطوره ای مجید می‌رسیم…

مجید،

آئینۀ قدنمای اسطوره، اندیشۀ سیاسی و نثر نویسی است.

  1. سبک نگارش  

سبکِ نگارش این متن، کوتاه و قطعه نویسی است. تلاش می‌شود تا لُب و لُباب یک بُرش و یک موضوع در یک عنوان و یک قطعه، خلاصه گردد. درکِ شخصیت و کارنامه های مجید، گاهی به شرح جزئیات ضرورت دارند که این جزئیات در قالب قطعات گوناگون، ارائه می شوند.

در این کتاب از آوردن نقل قول ها و بخصوص نقل های تئوریک و طولانی، و ارجاعات متعدد درمورد اسطوره، عیاری، قهرمانی، روشنفکری، مینوی، فکری، پارتیزانی… و متعلقات آن، آگاهانه، اجتناب گردیده تا ذهن و حافظۀ خواننده در حین خوانش، از یک‌سو به انحراف از مسیر اصلی مواجه نگردد، از سوی‌دگر، با بینامتنیت های عدیده از حجم و زواید جلوگیری شده باشد…

اطلاعات و روایاتی که از مصاحبات میدانی بدست آورده ام( شامل گفتار ، نوشتار و فایل صوتی) گفتار ها را به طرز خود(با درنظرداشت فضای عمومی متن) به نوشتار تبدیل کرده ام و نوشته ها را نیز با اصلاحات ادبی، با حفظ امانتداری، با توافق نویسنده، داخل متن جابجا کرده ام. اسناد، تصاویر، عکس ها و شبنامه ها، بعد از ثقه شدن و ارزیابی چند جانبه، مورد استفاده قرار گرفته اند…

عده ای از افراد مصاحبه شونده و راویان، به دلایل مختلفه ای از آوردن نام اصلی و تصویر خود، امتناع ورزیده اند… شاید می دانند که زمانه، هنوز خونریز است و سخن گفتن دربارۀ مجید، هنوز هزینه دارد. تعدد و تفاوت روایات در موارد مشخص، اگر از یکسو مشکلی برای نگارنده بوده از سوی دیگر، بجای خود، درخشش اسطوره را تثبیت و برملا می سازد.

داوری های قاطع و نهایی

مجید مانند یک متنِ چند لایه و پیچیده است. همان گونه که اخذ پیام و معنا از یک متن، مربوط به تفاسیر متنوع و تعدد خواننده است، در مجید شناسی نیز نمی توان به یک روایت یا یک تأویل بسنده کرد و بر مبنای آن، حکم نهایی صادر نمود. کار من، نشان دادن روایات متفاوت و کارنامه های متناقض و گوناگون است، تا خواننده، خود از لابلای متن، به دریافت و داوری شخصی نایل گردد.

سبکِ کلی نگارش این کتاب بلحاظ تئوریک و ادبی، تلفیقی از مخاطب عام و خاص را مدنظر دارد. مجید یک شخصیت شگفت انگیز قرن بیستم کشور است، هرکسی می خواهد بطرز خود، این اسطوره را بشناسد.

سعی کرده ام تا با تفکر نقاد(تأویل، تحلیل، استدلال، ارزیابی، توضیح، صورتبندی…) به دریافت های انعطاف پذیر و مراعات انصاف، نائل شوم. این متن مانند هر متنِ دیگر، نقد پذیر و منعطف می‌باشد. چیزهایی را توانسته که بگوید و چیزهایی را نتوانسته کشف کند و بگوید… نویسنده، به دشواری راه، آگاهی دارد.

می دانم که نوشتن کتاب پژوهشی دربارۀ مجیدکلکانی و کارنامه هایش، برایم دغدغه های فراوانی را خلق خواهد کرد. از پیآمد و عاقبت آن، وقوف دارم. اگر چنین نمی بود، حالا طی این نیم قرن، در مورد شخصیت و کارنامه های مجید، چندین کتاب و چندین رساله می داشتیم… تحقیق و نوشتن دربارۀ مجید، در فضای استبدادی و فرهنگی ما، علاوه بر حوصله و مهارت، سرسختی و تاب آوری،…

خطرات و جنجال های دیگری را نیز بدنبال دارد.

چون مجید یک شخصیت اسطوره ای است و هر کسی به گمان خود وی را حاوی صفت یا صفاتی میداند، و  توصیف دیگران را ضعیف یا مردود می شمارد.

انکار و امتناع، فقدان نقد و پرسشگری، بی حوصله گی در خوانش متون، مقاله خوان و کتابخوان جامعۀ جنگزده را، بسویی سوق می دهد که گاهی کتاب را بدون خواندن، بدون درنظرداشت مرگِ مؤلف، با چخماقِ دو چشم، گوگرد بزند.

۴–۱.  منظومۀ

         متنیِ اسطورۀ مجید

مجید افسانوی و اسطورۀ مجید، عباره های کاوش ناشده است که طی نیم قرن، به وسیلۀ سیاسیون، روشنفکران، عیاران، نویسندگان، شاعران…، در تبلیغات و گفتار عامه،… کاربرد یافته است. اما دربارۀ این موضوع خاص، تحقیقی، کتابی و تحلیل ویژه ای، ارائه نشده و در حد یک مقالۀ تحلیلی، قطعۀ توصیفی و گفتار کوتاه باقیمانده است. پیشینۀ ادبیات و پژوهش در این زمینه، مسکوت، بی رمق و معلق است. درین مورد با حفره ها مواجه نیستیم بل اغلباً با عدم و فقدان، درگیر هستیم.

در این کتاب، از جایی آغاز می‌شود که در مورد آن کار مکتوب نشده و جای پژوهش و طرح مسایل، تحلیل و تأویل، خالی مانده است. اندیشه و کردار مجید، چندین مسأله و دیسکورس را صورتبندی می‌کند. مجید، همانگونه که به تنهایی، یک چالش در برابر قدرت های استبدادی است. شناخت مجید نیز یک چالشِ تحقیقی و نوشتاری است. باز کردن این لایه ها و رازها، به قلم ها و تلاش های جمعی ضرورت دارند.

برای نگارنده، اسطورۀ مجید، یک ایدۀ تحقیقاتی با چند پرسش بنیادی  است… این پژوهش با روشِ تحلیلی- توصیفی، از نظریۀ ساختار بسوی پسا ساختاری می‌رود تا چگونگی و چرائی اسطورۀ مجید را مطالعه و با تعدد معانی، رازگشائی کند.

اسطورۀ مجید یک متن است، متنی که از درون متون دیگر عبور می کند. این متن، مجموعه ای از قطعات بهم پیوسته است که هر قطعۀ آن، در ساختار عمومی، ثباتِ معنایی را می پاشاند و چند تأویلی را بنیاد  می‌کند.

اسطورۀ مجید، یک رُخ مسأله است اما رُخ دیگر آن زندگی و مرگ واقعی مجید است. اگر لحظه های رازآلود این زندگی و این مرگ کاویده نشوند، داده ها، با ثقه سازی و امانت داری به روایات مکتوب تبدیل نگردند، قهرمانی که پیش روی چشمان ما به اسطوره تبدیل شده، مانند    افسانه

های شفاهی، دچار استحاله و تحریف می‌گردد.

درین نوشتار، اسطوره بطریق نوین و معاصر، در وجود مجید، مطالعه و بررسی می‌گردد. می‌دانیم که اسطوره ها در شکل باستانی و کلاسیک، در سیطرۀ  ساحات قدسی و کشمکش روایات مینوی، آنهم بدون زمانمندی، و منطق استدلالی، تبلور یافته اند، اما، اسطوره فقط روایت محضِ داستانی نیست و بیوگرافی ناب ایزدان، اهریمنان، اشیاء و آدمها نیز نمی‌باشد، بلکه در هر دورۀ معرفتی و زمانی، اسطوره، محصول یک فرهنگ و یک تمدن است و  با بیان نیاز های انسانی و رؤیا های جمعی، خود را تولید، بازتاب و گزارش می‌دهد. همان چیزهایی را توضیح می‌دهد که سطح معرفتی، زبانی و تمدنی جامعه به آن نیاز و تعلق دارد. عناصر اسطوره، پویا و سیال است در هر زمانه ای، دچار استحاله و جابجایی های تازه تر می‌گردد.

اسطوره در این بحث از حدِ حکایتی و توصیفی فراتر می‌رود و وارد معرکۀ تفسیر و صورت‌بندی زمانی نیز می‌شود. حکایت با تحلیل و روایت با تأویل، ترکیب می‌گردند. از کهن ترین اسطوره تا اساطیر معاصر، رودخانۀ  داستان و گفتار، در بستر تاریخ، جاری مانده است… ما تا هنوز با کهن الگوها، اسطوره ها و قهرمانان، نیاز و درگیری داریم. نامحتمل را قابل تحمل و درماندگی را درمان می‌کنند.

در اسطورۀ مجید، رمز ها و نشانه ها، دال ها و مصداق ها، لحظه ها و کنش ها توضیح می‌شوند، گره گاه های ساحات مینوی، رؤیایی و زندگی واقعی بررسی می‌گردند… اسطوره بر مبنای نظریۀ کلود لوی استراوس، دارای داربست و ساختار است، در ساختار اسطورۀ مجید نیز مجموعۀ عناصر، رمز ها و نماد هایی وجود دارند که مجید را به قهرمان اسطوره ای و شخصیت افسانوی تبدیل می‌نمایند. مهم این است که راوی، چگونه این اسطوره را روایت می‌کند. یک اسطوره و هزار راوی، اسطورۀ واحد با دریافت و منظومه های متکثر… در پشتِ ساختار اسطوره، چه چیزهایی پنهان، اما در حال تلالؤست؟

انسان با روایت کردن، خود را مطرح می کند. بدون گفتن و نوشتن،  اندیشه و کردار، پنهان می‌ماند. هزار و یک شب، روایات منثور است و شهنامۀ فردوسی، روایات منظوم. بدون گفتار و روایت، اسطوره وجود

 ندارد. اسطوره، یک پدیدۀ زبانی است.

روایت می گردد تا زیستن و بودن تا هستی و نیستی، قابل فهم شوند.

۵–۱.  یک اسطوره

            چند راوی

شیرین و خسرو (و فرهاد) سه شخصیت و سه کهن الگوی ادبیات رمانتیک فارسی است. این اسطوره، در سده های مختلفه، بوسیلۀ راوی های نامدار و متفاوت، روایت می‌گردد.

فردوسی، گنجوی، امیر خسرو دهلوی… و اما، هر شاعر بطریق خود یک اسطوره را با خلاقیت و خیال، با ذوق و زاویۀ دید منحصر به خود،  می‌آفرینند. فردوسی با هیبت حماسی، دهلوی با روحیۀ تغزلی و گنجوی با حکمت رمانتیک… سه راوی در سه سبک.

زندگی و مرگ مجید،

دو نوک یک اسطوره است که با روایات گوناگون به وسیلۀ راویان متفاوت، گزارش می‌گردند. روایت من، یکی از انواع روایات است. من، متکی به توانائی های محدود خود، این روایت و تأویل را مکتوب می‌کنم.

زندگی و مرگ مجید، سرشار از رمزها و راز هاست.

اسطوره ای با راوی های متفاوت در  روایت های گوناگون. مجید یک شخصیت چند بُعدی و اسطوره ای است، هر کس متناسب به دیدگاه، همدلی، شیفتگی، دشمنی، شناخت و احساس خود، به نوعی از روایت و ارزیابی، دست می‌برد. تعدد روایت و ازدحام تبلیغات، از شخصیت اسطوره ای مجید، منشاء می گیرند.

پیش‌زمینه های رنجناک خانودادگی و عواقب قهرمانانۀ آن، این حماسۀ تباری را به اسطورۀ معاصر تبدیل کرده است. اسطوره ای که مانند یک عصیانِ حماسی، در قلب کودکِ تبعیدی می‌نشیند، در  شعور عیاری و عدالتخواهی، رشد می‌کند، در اندیشۀ سیاسی و انقلابی به ثمر می‌نشیند و در نوعیتِ شکنجه و اعدام، به جاودانگی می‌رسد. اندیشۀ سیاسی مجید، اندیشیدنِ سیاسی است نه، ازبر خواندنِ متون سیاسی. مجید، می اندیشید و عمل می کرد.

کشف اسطوره در مجید، به تحقیق و مطالعات تخصصی، قهرمان شناسانه و اسطوره شناسانه یی ضرورت دارد. چون شناخت قهرمان، رویکرد به فرهنگ، عناصر و منابعی است که شخصیت در آن رشد کرده و درکِ اسطوره، رسیدن به پیام های رمز آمیز آن است، پیامی که از طریق  روایت و گفتار در زبان تبلور می‌یابد. باز کردن این عناصر و منابع، گشودن این رمز و راز زبانی، به تفسیر نشانه ها و تأویلِ معنایی پیامها منتهی می‌گردد… مجید، محصول دوران حماسۀ معاصر است. و اما، حماسه ای که با خیالات و رؤیاهای اسطوره ساز مردم تلفیق یافته است.

مجید، اسطوره است، چون به قیمت جان خود، آتش آگاهی و عدالت را پرومته وار، به شیوۀ خود، به مردم می‌رساند.مجید، سیزیف سان به عصیان و آگاهی رسیده است.

شکنجه و مرگ تراژیک قهرمان، بخش تکمیلی اسطوره است.

زندگی مجید، عصارۀ نبرد، ایستادگی و تکاپوست.

۶–۱.  مرگ و اسطوره

تا آنجایی که مدارک و شواهد اجازه می‌دهند، در کنار زندگی ممنوعه و رازآلود، گوشه‌هایی از آخرین لحظه های دستگیری، شکنجه و اعدام مجید از هشتم حوت ۱۳۵۸ تا هجدهم جوزای ۱۳۵۹ نیز تشریح می ‌گردد تا مبتنی بر روایات ثقه از سوی هم‌دوسیه های مجید(میرفاروق، الله محمد و داکتر فخرالدین)، تحلیل مستقلانه ای درین زمینه، ارائه شده باشد.

شکنجه و مرگ مجید، هم اسطوره است هم تاریخ. اسطوره در باور و زبان اتفاق می‌افتد و از طریق زبان، تاریخی می‌شود. اسطوره تا روایت نشود، وجود ندارد، و تاریخ، تا مکتوب نه‌شود، مستند نه‌شود و زمانمند نگردد، خالی از تاریخیت است…

مرگ مجید، یکی از برش ها و حلقه های بنیادینِ اسطوره در تاریخ معاصر است.

۷–۱.  تاریخ تولد و عکس

در زمانۀ ما، قهرمانان و شخصیت های زیادی ظهور کرده اند. اما، متأسفانه که نه تنها از این بزرگان نوشته و صوتی باقی نمانده که حتی تاریخ تولد شانرا هم نمی‌دانیم و در قرن بیستم، یک قطعه عکس یا رسامی از آنان نداریم… ولی، سقراط که دوهزار و چهارصد سال قبل از اعدام مولوی سرور واصف، اعدام شده همه چیزش را با جزئیات می‌دانیم. هم پیکره و تصویرش را داریم و هم می‌دانیم که در ۴۷۰ قبل از میلاد تولد شده و در پانزدهم فبروری ۳۹۹ قبل از میلاد پس از سخنرانی و دفاع ازخود در محکمۀ علنی در میدان آگورا، در زندان کوهی آتن، به‌وسیلۀ نوشیدن جام شوکران، اعدام شده است. لحظه لحظه را میدانیم. این است تفاوت بین فرهنگ شفاهی و کوتاه مدت، و فرهنگ پویا، پخته، پایدار، درازمدت و مکتوب.

متن موجوده، با تمام قطعات و فصول و محدودیت های آن، هنوز مقدمۀ نگارش برای متن های دگر است. در ادبیات معاصرما، تا هنوز به کار های روشمند در مورد قهرمانان افسانوی و شخصیت های حماسی، کمتر پرداخته شده و بخصوص در مورد شخصیت ها و قهرمانان معاصر، کار مکتوب و تحقیقاتی، در همین زمینۀ خاص، به‌گونۀ سامان یافته ای انجام نیافته است…

از سرور خان واصف، رهبر مشروطه، که یک قهرمانِ ربع اول قرن بیستم است، نه صدا و عکس داریم، نه تاریخ تولد، نه بیوگرافی روشن، نه جزئیات و روش مبارزاتی، نه افق دید و اندیشۀ سیاسی، نه نوشته و متن منثور… و ده ها قهرمان گمنام و بی زیستنامۀ دیگر.

فقدان اسناد و ادبیات تحقیقاتی، کار را بجای تحلیل و تأویل، بیشترینه بسوی تجلیل، توجیه و تقدیس کشانده است، هرچند که تحسین و حرمت گذاری، خود یکی از گوشه های کار و پاسداری از کارنامه ها، فرهنگ و تمدن است… و اما قهرمان پرستی و بُت سازی، نشانۀ درماندگی فرد، جامعه و فرهنگِ شفاهی و درمانده، است. نقدِ این سنت، از کارهای بنیادینی است که تا هنوز بطور چاره ساز و نجاتبخش، به تعویق افتاده و پژوهشگران امروزینه و فردا، بدان خواهند پرداخت.

بحث و تحلیلِ اسطوره، تا هنوز در اسطوره شناسی، انسان شناسی، روانشناسی، ادبیات، سیاست، هنر، فلسفه، تاریخ … جریان دارد. در هر حوزه، پیام و فُرم ویژه ای را منعکس می‌سازد. مکتب فرانکفورت با اساطیر مدرن مواجه می‌گردد. بعد از فاجعۀ آشویتس، نویسندگان در کتاب دیالکتیک روشنگری(هورکهایمر و آدورنو)عقلانیت ابزاری و اسطورۀ روشنگری و مدرنیته را مورد نقد و بررسی قرار دادند. عقلانیتی که در عصر روشنگری زبانه زد و در دورۀ مدرن قرن بیستم، خود را بشکل نازیسم، فاشیزم، توتالیتاریسم و کشتار میلیونی انسان ها، کوره های آدم‌سوزی، زندان موسولینی و تبعیدگاه سایبریا نشان داد…

پر کردن شکاف بین علم و اسطوره، همان حفره ای است که در چارصد سال پسین، نظریه پردازانِ مختلفه، گاهی به نفی اسطوره  رسیده و گاهی مانند کلود استراوس در انسان شناسی خود، به تلفیق هردو، اقدام ورزیده و از طریق شناخت اسطوره، به شناختِ علمی انسان و فرهنگ رسیده است. عنصر اولیه در فرهنگ و تمدن، زبان است، واقعیت و نشانه های غیر زبانی از طریق زبان، به امر زبانی و قابل شناسایی، تبدیل می‌گردد. و  بنا به تعبیری، زبان خانۀ هستی‌ می‌شود. بدون زبان، اسطوره وجود ندارد، اسطوره، تصوراتی است که به‌وسیلۀ کلمات، در گام نخست، زبانی می‌گردد و بعد از آن، به هویت، الگو، انگیزه، احساس مشترک و لایه های فرهنگ، انتقال  می‌یابد.

سیمرغ، یک اسطوره است، وجود خارجی ندارد، فقط یک واژه است، این واژه، یک فرهنگ و یک دوران را به بیان می آورد.

ارنستو لاکلائو فیلسوف معاصر و چپگرای آرژانتین، طلایه دار مکتب تحلیل گفتمان، بجای ایدئولوژی و نظریۀ گفتمان ” اسطورۀ گفتمان” را بکار برده است.

۸–۱.  کاربردکلمات،

          معنای کلمات است

کاربردِ مفاهیم و مقولات، بدون درنظرداشت زمینه، کارکرد و نظام مفهومی، معلق و پریشان می‌مانند. خوانش کلمات مانند کاربرد آن، مربوط به زمانه، کنش، روابط اجتماعی و منوط به موقعیت و افق دید خواننده است. کلمات و مفاهیم در هر عرصه و روند کاربردی، معنای خاصی را افاده می‌کنند. کلمات، معصوم، بی گناه و بی طرف نیستند. واژه ها و  مقولات، هم مورچه هستند هم ماموت… مبتنی بر نظریه های متفاوت(علمی، فلسفی، سیاسی، دینی، کلامی، اسطوره ئی، ادبی، هنری، عرفانی، اخلاقی، خرافی…) بگونۀ خاص و متناقض، معنی و تعبیر می‌گردند… در خوانش متن، حتا، اگر دقت لازم به نشانه های ظاهراً بی مصداق و بی معنا(مانند: البته، بنابرین، پس، معذالک، همان، چنین، از، … گیومه، ندایه، کامه…) صورت نگیرد، خواننده دچار خطای شناختی می‌گردد.

اسطوره، افسانه، حماسه، قهرمان، تاریخ، تراژدی، رؤیا، واقعیت، فراواقعیت ، قدسی، مینوی، مادی، زمینی، نامحتمل، محتمل… مشروطه، مشروعه، افغانیت، اسلامیت، غنیمت… تبار، طبقه، ضدانقلاب، مردم، ملت، اُمت، رعیت، قوم، قبیله، … اقلیت، کثریت، عصیان، باغی، اشرار، سقاو، دزد، رهزن … دربار، سردار، غدار، جلاد، متعصب، خائن… که از یکسو دولت ها و طبقات حاکمۀ شان، این کلمات و صدها کلمات به گفتمان تبدیل شده و ناشده را بخاطر حفظ حکمرانی و سرکوب بکار می‌برند و از سوی‌دگر، گروه های مبارز و مردم برای ایستادگی و عصیان، به سبک و سیاق خود، از همین جعبۀ ابزار واژگانی، استفاده می‌کنند… کلمات مشترک، اما خوانش ها و کاربرد های متفاوت و چندگانه … کلمات در قلمرو زبان، گفتمان و هژمونی می‌سازند.

ایدۀ لودویگ ویتگنشتاین در فلسفۀ زبان، در همین نکته پنهان است که  کلمات به تنهایی و بدون کاربرد، معنا ندارند بلکه ” کاربرد کلمات معنای کلمات است” این نظریه، روابط قدرت، گفتمان قدرت و معرفت انسانی را در فضای تازه قرار داده است. زمینه، بازی، وضعیت عملی، معنای کلمات را تعین می کنند. مهم این است که چه کسی، برای چه مقصدی، از کدام دیدگاه و منافع، در کدام زمینه و موقعیت اجتماعی، مفاهیم و کلمات را استعمال و مصرف می کند، یعنی با زبان، چگونه بازی می کند. یا به کلام دیگر، چه کسی برای چه کاری از صندوقِ کلمات، کار می‌گیرد. در خطۀ ما، در دوره های مختلفه، کلمات را شکنجه و اذیت کرده، از کلمات مالیه و حق السکوت گرفته اند و سرانجام گفته می‌توانیم که واژه ها و مقولات مشترک و بین الاذهانی را، مسخ، محبوس و بدنام ساخته اند.

لشکر کلمات، بجای ادبیات و نظریه، به عوض راه حل و نجات، بجای دستگاه مفهومی، در خدمت جیب، ارگ، چوکی، نفاق، نوکرمنشی، بیگانه، چاپلوسی، تعصب و منافع شخصی و گروهی بوده اند.

گفتار و نوشتار، تأویل و تفسیر، فرامین و دساتیر، احکام و فتاوی، خطابه و سفسطه،. بیشتر از هر زمانی، تابع پول، زور، منافع و نرخ روز شده است… پوست حقیقی کلمات، کنده شده و به تاراج رفته است. کلمات، بجای تفاهم به تهاجم، بجای انجیر به زنجیر و بجای تنبور به انبور تبدیل شده اند.

واژه های اسطوره و قهرمان نیز، از شش جهت تیر خورده اند. اسطوره را خیال باستانی پنداشتن، از همین بحران و بی خبری مفهومی فوران می‌زند. اسطوره، حامل و ناقل یک فرهنگ و یک تمدن است. در جوامع باستانی، برای هزاران سال، اسطورۀ شفاهی و مکتوب، موتور حرکت و زیستن بوده است.

۹–۱.  صدای تراژیک

درین نوشتار تلاش های اولیه صورت می‌گیرد تا بر مبنای اسناد و گفته های ثقه و دریافت های جدید، به شرح و تأویل شخصیت اسطوره ای مجید، نائل آید. در زیستنامۀ شخصیت های پیچیده و رمز آمیز، عناصر فراوانی وجود دارد و اما، ستون فقرات این بحث، از حلقه هایی تشکیل یافته که مجید را در فضای اسطوره، حماسه و قهرمانی، مطالعه می‌کند… بسیار گفته شده که مجید یک اسطوره است، مجید یک قهرمان افسانوی است… مجید چگوارای دره و کوه، پارتیزان شهر و روستاست… این اسطوره و این افسانه، در همین جَو، کاویده می‌شود.

آری! مجید یک اسطوره  است، اسطورۀ تراژیک و رازناک(صدای تراژیک زمانی بوجود می‌آید که آن صدا در برابر قدرت، نابرابری و زورمندان، تأثیرگذار و پایدار بماند) مجید صدای تراژیک است. الهام و انگیزه ای برای ماندن، شور و انرژی ای برای نبرد و انقلاب. الگو و تکیه گاهی برای مردم. مجید حماسه است. حماسه و روایتی برای عدالت و آزادی، تفسیری برای معنای رزم و  زندگی. مجید، قهرمان حماسی است.

قهرمانی که در ذهن ها و رویاها حک شده است.

” قهرمان کسی است که خود را فدای چیزی بزرگتر از خود کند.

قهرمان، می خواهد دوران را دچار تغییر و تحول نماید.”

                                 جوزف کمبل اسطوره شناس

مجید، قهرمان است چون سراپا فداکاری و ایثارگری است. از شش سالگی تا مرگ، از ۴۱ سال عمر، سی و پنج سال آنرا در رنج و مبارزه، فدا کرده است. مجید می‌دانست که چه راه دشوار و طاقت فرسایی پیش رو دارد. زندگی عادی و آرام را به زندگی پرحادثه و استثنائی تبدیل می‌کند. همیشه آمادگی و آگاهی دارد تا بخاطر آرمان های انسانی از هفت خوان و هزار گلوله و دار، سرفرازانه عبور کند.

استواری و تاب آوری

تأثیرگذاری و تداوم

جریان سازی

آگاهی و ایثار

مجید، حماسه ای است برای مقاومت و پایداری. این اسطوره، در قلمرو اسطورگی، روایت می‌گردد… لازمۀ درک اسطورۀ مجید، بررسی منسجم گفتار، نوشتار و کردار مجید با صورتبندی آن است. مجید تلفیق اندیشه و عمل است، تفکری که ناشی از ترکیب نظریه ها، ادراکات و دریافت های منحصر به فرد اوست، عملی که از گام‌ها و دست های خودش سرمنشاء می‌گیرد… دستی که بر دست مردم خورده و گامی که بر کوچه و کوه، حک شده است.

مجید، صدای تراژیک است صدای مشترک صدایی که در تاریکترین ترین لحظه ها، رسا و درخشان بوده است.

مجید، اسطورۀ آموزشی، پرورشی و انگیزشی است.

عیاری و عصیانش، شکستن هژمونی و درس و عبرت است

کردارش، فداکاری و اخلاق و شرافتِ انسانی است. اندیشه اش، صدای سرکوب شدگان و تأسیس گفتمان و چالش نوین و جریان ساز ما از اساطیر می آموزیم و قهرمانان برای ما انگیزه و پیام می دهند. در وضعیتی که هم اکنون، مردم، روشنفکران و جوانان قرار دارند، دورۀ تاریکی، تشتت و فروپاشی است. دورۀ شور و شعور، وارد مرحلۀ جدید گشته است. مبارزین و روشنفکران، با تمام خطرات و دشواری های راه، با گذار از یأس و انفعال ، راه و روش اندیشمندانه ای را پیدا خواهند کرد.

در این دوران، قدرت اسطوره ها و کارنامه های قهرمانان، ما را یاری می‌رسانند تا از حفره ها و خطر های تکراری نترسیم، از هفت خوان های امروزینه، با سنجش و تفکرنقاد، تاب آوری، شجاعت و کردار  امروزینه ئی ، عبور نمائیم. اسطورۀ مجید، دارای قدرت و درخشش است. صدای مشعشعی که شاید تا دور دست ها می‌تابد.

کارنامه های غرور انگیز و تابان، نسل های امروز و فردا را با تفکر خلاقانه و عمل آگاهانه، مجهز می‌سازد… مجید به تمام معنا یک انسان  فداکار و یک قهرمان با شرافت بود. بخاطر مردمش، یک لحظه هم دست از عصیان و مبارزه نکشید… چشمش به ثروت، چوکی و قدرت نبود، دائم العمر، بدون خستگی، بخاطر سعادت هموطن و انسان، برروی آتش و  در زیر مرمی و دار، در حرکت بود.

اسطورۀ مجید، در کلیتِ خود، نوعی از مجیدیت است نه مجیدیزم، مجید در این و آن قالب نمی گنجد.

غیر مقلد و قالب شکن است و در برخی موارد، جریان ساز و جنبش ساز.

مجیدیتی که با تفکر، اخلاق و کردار منحصر به فرد، جاری، با جاذبه  و تابناک مانده است. اسطورۀ مجید، می‌تواند نسل های امروز و فردا را در حدخود، انگیزه و انرژی بدهد.

مجیدیت، یک جریان و گشایش یک گفتمان است که با این نوشتار، که بخشی از کارنامه هاست، زمینه را برای نقد و بررسی بیشتر فراهم می‌سازد.

این گفتمان، در ابعاد متفاوت و گسترده، در حوزۀ روش، منش و نگرش، در برابر گفتمان های درباری و فتاوی رسمی می‌ایستد.

مجید، نقدِ گفتمان قدرت است.

مجید، ایستادگی مستمر علیه لویاتان ها و  توتالیتاریسمِ وطنی است و اما، مجید نه بُت است و نه ایزم نه مقلد است نه جدا از اندیشه ها و تجارب دیگران محصول جامعه و مجموعۀ منحصر بخود حقیقتی در فضای واقعیات زمانه.

یک کهن اُلگوی زنده و معاصر.

خنجری مشعشع بر سینۀ لویاتان اسطورۀ مجید، فکر منجمد را باز، یخ تفکر را آب می کند مجید، متعهد بود اما متعصب نه با آنکه مخفی بود اما، در حال گفتگو با دیگران مجید، چیزهای نیندیشده را قبول نمی کند، همه چیز را از فلتر خود اندیشی عبور می دهد مجید یک اسطوره است، تجربۀ ناب و تاب آور خلوت، اختفا، عمل و آگاهی.

۱۰–۱.  انسان موجود قصه گو

اسطوره، نوعی از قصه و روایت است انسان، راوی و موجود قصه گوست قصه گویی، سرآغاز زندگی انسان خردمند است.

بدون قصه و روایت، انسان وجود ندارد. علم و فلسفه، دین و عرفان، هنر و فولکلور، بشمول زندگی روزمره،  قلمرو هایی هستند که بوسیلۀ روایات، خود را تحقق می بخشند.

اسطورۀ مجید، منظومه ای از قصه هاست که بطرق متفاوت، روایت می شوند.

مجید هنوز زنده بود که در ذهن مردم و دولت و روشنفکران، به قصه تبدیل شده بود. از عوام تا خواص، بشکلی از اشکال یک قصه را دربارۀ مجید یا گفته یا شنیده اند. تبدیل شدن مجید به قصۀ عمومی، طلوع یک اسطوره بود. قصۀ دلاوری ها، قصۀ ایستادگی ها، قصۀ رنج ها و درد ها، قصۀ رسیدگی به بینوایان.من نیز این اسطورۀ قصه شده را، روایت می کنم تا از میان نقد و تحلیلِ روایات، به چیستی و فهم اسطورۀ مجید، نزدیکتر شویم.

مجید، شخصیت پیچیده است، سیاستمدار دلیر، پارتیزانِ عیار و انقلابی، رهبر توده ئی، سازماندۀ بی نظیر، نثر نویس حماسی، زندانی سیاسی، اعدامی تسلیم ناپذیر،… خلاصه که اسطورۀ روزگار معاصر بوده است.

مجید، انسان سنتی را به انسان نو و هومانیست تبدیل می نمود. انسانی که بتواند با عقل و احساس خود، انقلاب کند و خود را به آزادی و جامعۀ بدون قید و شرط برساند.

مجیدنامه، زنجیره ای از حلقه های چند گانه و بهم پیوسته است. اندیشۀ مجید – عمل مجید – نثر مجید – کرکتر مجید هرکدام، به روش خود، به اسطورۀ مجید می‌رسند.

               پایان فصل اول

فصل دوم را فردا خواهی خواند


مطالب بیشتر

شاید این مطالب نیز برای شما جالب باشد