ظهور زنان نویسنده
زنان در اروپا، نوشتن را در عصر روشنگری شروع می کنند. نوشته ها در عرصه های گوناگون آغاز می گردد. فلسفه، سیاست، علوم طبیعی و ادبیات، ساحاتی بودند که نویسندۀ زنانه را به میدان آورد. در عصر مدرن و پسامدرن، نویسندگان زن، آهسته آهسته راه خود را یافتند، و آثار تحول آفرین، ماندگار و درخشانی را تولید نمودند.
در سرزمین بحرانی ما، به دلایل شناخته شده ای، تا هنوز زنان در ساحت نوشتن، دچار مشکلات فراوانی اند. بخصوص زنان شاعر و داستان نویس، ضربات سنگینی را بدوش کشیده اند.
کریمه شبرنگ
چاپ نخستین کتاب شعرم به نام فراسوی بدنامی سرنوشت مرادر جامعۀ ادبی و عوام به گونه ای رقم زد که هیچ کسی تصور نشر و پخش چنین شعـر ها و چنین کتابی را نداشت. بعداً کتاب های دیگری از من چاپ شد: پله های گناه آلود، نگفته های اهورایی، عنکبوت دام می بافد من خیال…. من حتی در بین روشنفکران مورد سرزنش قرار گرفتم. حتی امروز هم این برخورد محسوس است. ملا های جامعه که زور و زر هم داشتند، مرا تکفیر کردند.
و حضورم را برای دیگر زنان خطر آفرین خواندند. مجبور شدم از بدخشان بیایم کابل و با یک برادرم زندگی کنم. بخاطر این پس زمینه،نهاد های دولتی برایم کار نمی دهند.وبا سختی های زندگی مجبورم بسازم. از پیغمبران تا فیلسوفان و روشنفکران تا کنون زن ستیز هستند و همچنان این تراژدی ادامه دارد. همه کاره مردان اند. و زنان نقش های سمبولیک دارند. تا زنان به استقلال فکری نرسند،مردسالاری ادامه خواهدداشت.من باشعر برای دفاع از هویت زن، محرومیت طولانی اش و جنس دوم بودنش وارد اجتماع شدم.
جهان زن،
مصاحبه با کریمه شبرنگ
Jahanezan.wordpress.com
زن
و ساختار مردسالاری
قدرت (دولت، مالکیت، منزلت، دین، فرهنگ) بدست مردان است. در جامعه ای که پنج دهه در جنگ و بحران بوده، بیشتر از پیش، ستون های سنت و مردسالاری را تقویت و مستحکم کرده است. مبارزات مردان و زنان در دهۀ سی، چهل و پنجاه خورشیدی، سنگچلی بر شیشۀ استبداد و مردسالاری پنداشته میشد اما، کودتا ها، جمهوری های اسلامی و امارت های اسلامی، نشان داده که هنوز در نیمۀ راه قرار داریم.
زن، دارای دو نوع ویژگی است. طبیعی و مصنوعی. ویژه گیــــهای نوع اول، بیولوژیک، طبیعی و پذیرفتنی است. اما، ویژگیهای نوع دوم، مصنوعی است و محصول جامعۀ سنتی، مردسالاری و سرکوب است.
در زن، صفات و عناصری وجود دارد که فقط خودِ زن می تواند آنرا حس کند، بشناسد و بنویسد. واژه هایی وجود دارند که برای یک مرد، بی کارکرد اند و در سطح واژۀ خنثی و درک ناشده باقی میمانند و برای یک زن، فقط واژه نیستند بلکه
معنا و کارکرد چندگانه، دارند.
حاملگی، مادری، زایمان، عادت ماهوار، یائیسگی، نکاح صغیره، تعدد زوجین، عروسی، باکره گی، کنترول بدن، زفاف، برقع، چادر، چادری، ستر عورت، تجاوز جنسی، تجاوز گروهی، سترونی، طلاق، صیغه، بیوه گی، شرم و حیا، شکنجۀ خانگی، خود سوزی، سنگسار، فرار از خانه، خانۀ امن، روسپیگری، قتل ناموسی، لزبینی، آرایش، خود کشی، بد دادن، تولدی دختر، … کار در درون خانه،… سنت، حذف، سرکوب، تاب آوری، … کلماتی اند که زن را بصورت تاریخی در خود محکم گرفته اند… اینهمه درد، اینهمه رنج، چگونه می توانند به بیان و نوشتار برسند. زن در میان دایرۀ کلمات قرار دارد.
مردسالاری که انرژی و تداوم خود را از قدرت، قبیله، سنت، مذهب و خانواده می گیرد، نمی گذارد که حقوق زن، خود را در آزادی و برابری نشان بدهد. مردسالاری یک نوع تفکر است که برتری خود را نسبت به زن، به باور و ایدئولوژی تبدیل کرده است. مردسالاری، یک نظامِ متشکل از خشونت و ارعاب علیه زن است و برای حفظ اقتدار، به سرکوب و محدود سازی حریم زنانه، روی می آورد. مردسالاری برای زنان، قواعد فرهنگی و اجتماعی وضع می کند. زن را آنگونه که می خواهد، می سازد. خانواده، مکتب اولیۀ آموزش مردسالاری است. مبارزه علیه مردسالاری، به معنی نبرد بین زن و مرد نیست، بلکه به معنای مبارزه علیه یک سیستم و ساختار است. نظام و ساختاری که زن را در درون تاریخ و خانه، چارمیخ کرده است. در تاریخ معاصر، تجربۀ زیستۀ زن، می تواند بوسیلۀ خودِ زن در نوشتار زنانه، در عصیان و کنش زنانه، بیان گردد. مردانی که عملاً به مردسالاری باور ندارند، یک گوشۀ مبارزه را پیش میبرند، اما پیکار اصلی را خود زنان انجام می دهند.
نوشتار، ابزار نیرومندی است که زن می تواند مبارزۀ همه جانبۀ خود را مطرح نماید.
آنتیگونه، نمایشنامۀ سوفوکل(441 قبل از میلاد)
در این تراژدی، آنتیگونه دختر ادیپ و یوکاسه، نماد نافرمانی و عصیان است.
تاریخ بشر با نافرمانی زن آغاز شده
اریک فروم
زن در هر نسلی، تفکر و احساس مربوط به زمانۀ خود را زیست می کند و بازتاب می دهد. در برابر فشار مردسالاری و استبداد سنتی، مطابق وضعیت و امکاناتِ دست داشته، به سکوت و انفعال یا نوشتن و کنشگری روی می آورد. زنانی که زن ستیزی و مردسالاری دورۀ اول طالبان را زیسته اند، جمهوریت نمایشی و دورۀ دوم طالبان را دیده اند، معنای ستم و سرکوب را عملاً بهتر از هر مردی، احساس و ادراک می نمایند.
گفتن و نوشتن استبداد و مردسالاری را افشا و ذلیل می سازد.
زمانی که دیدم همه به جنسیت توجه می کنند، یکی با ناقص العقل گفتن، یکی با کوبیدن جسمش و دیگری با کوبیدن ذهنش و دیگری با کوبیدن حقوقش، آن زمان فهمیدم که این درخت پر میوه یی است که همه به آن سنگ می زنند. اینجا بود که متوجه خود شدم و پرسیدم این موجود کی است که از دین تا سرمایه دنبالش می کند و برایش مهم است. در رابطه به بحث سرکوب گفتم که حتمن این نیروی بزرگی است که می خواهند سرکوبش کنند. این نیرو باید خیلی قدرتمند و ویرانگر باشد. این نیرو باید بسیار انسانی باشد.که همۀ نیروها بسیج می شوند تا سرکوبش کنند. این باعث شد که متوجه یک وجود پر افتخار شوم که آن هم وجود یک زن است. اما مرا بیشتر، کتاب متوجه این بحث ساخت که من موجود قابل احـترام و افتخاری هستم. من متوجه شدم که زن نیروی بزرگ است.
فهمیدم که در جامعۀ مردسـالار می گویند این زن باید سرکوب شود. چرا باید سرکوب شود، حتمن نیرویی است و قدرتی دارد. ا ین باعث شد که خود را پیدا کنم. یک زن دگر خواه است و یک مرد خودخواه است. این دگرخواهی باید خیلی بزرگی داشته باشد.
بحث ادبیات من،دقیقن آن قسمت ادبیات زنانه است که هیچگاه درطول تاریخ غرب و شرق اتفاق نیفتاده است. زن باید از تن اش سخن بگوید زن باید بذله گو باشد،زن باید این جسارت را داشته باشد.تمام واژه هایی که باعث عقب زدن زن می شود را باید اززندگی زنان برداشت چیز هایی که باعث شده زنان حرف های شان را زده نتوانند ، مثلاً بالای کـسی تجاوز می شود و او مراجعه می کند به طب عدلی، اما گفته نمی تواند که بالای من تجاوز شده … بخاطر اینکه زن را مفعول بسازید درِ ادبیات اخلاقی را برویش باز می کنید. یکی از راه هـایی که زن را از مفعول بودن بیرون می کند بستن درِ ادبیات اخلاقی است.
مصاحبۀ ویدا ساغری
اسد 1396
Madanyatonline.com
برگۀ زنان پیشگام افغانستان
Rahaizanorg.blogspot.com
وضعیت جدید
و ظهور زنان نویسنده
در قرن بیستم، افغانستان وارد جنبش مشروطه و تحولات فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی می گردد… سرزمینی که از روی ویرانی جنگ شهزاده ها برای جانشینی و دو جنگ با انگلیس، برخاسته است.
تأسیس مکاتب پسران، مکاتب نسوان و بدنبال آن تأسیس دانشگاه کابل، سایر دانشگاه ها، دارالمعلمین ها، جراید، مجلات، اتحادیۀ محصلین، رونق کتاب خانه ها و کتابفروشی ها، سینما، رادیو، تلویزیون، بورسیه های تحصیلی به خارج، سفرا و کارمندان دیپلماتیک در کشور ها، ایجاد سازمان ها، انجمن ها و احزاب سیاسی، فابریکات و تجارت، ظهور بورژوازی ملی و بانکداری، عصری و شهری شدن، جنبش های اعتراضی محصلین و متعلمین، استادان و معلمین …
تظاهرات، اعتصابات، مبارزات کارگری، ورود ایسم ها و ایدئولوژی ها، دولت های گوناگون، کودتا ها، تهاجم های امپریالیستی، جنگ و جهاد، مقاومت برای استقلال و آزادی، ویرانی، مهاجرت،…
سرانجام در قرن بیست و یکم، با پدید آمدن موبیل، رسانه های اجتماعی و انترنت، انفجار معلومات، جنبش های نوین زنان، هوش مصنوعی… تغییرات عمیق و پیشرونده ای را در ظهور زنان نویسنده بوجو آورده است. نسل جدیدی از زنان تحصیلیافته، متخصص و مبارز به صحنه آمدند. در این میان برای اولین بار، شاعران و داستان نویسان زنِ فارسی گوی مدرن، پیاپی روئیدند. شاعران زن فارسی گو، سابقۀ طولانی دارند اما داستان نویسان زن، از ماگه رحمانی آغاز می گردد که اولین داستان را بنام دوست بدبختم در 1327 خورشیدی/ 1948 میلادی نوشته و در کابل به چاپ رسیده است.
هرچند شاعران زن در تاریخ معاصر ادبی، نسبت به داستان نویسان زن، بیشتر اند و ساحۀ وسیع تر ادبیات را بخود اختصاص داده اند، اما، داستان نویسان زن نیز، از جایگاه و حجم خوبی برخوردار می باشند.
داستان نویسان زن:
موج اول
ماگه رحمانی، رقیه ابوبکر، دنیا غبار، ملالی موسی و محبوبه
موج دوم و سوم
سپوژمی زریاب، کامله حبیب، مریم محبوب، شریفه شریف، تورپیکی قیوم، خوش نظر همدوش، پروین پژواک، حمیرا قادری، منیژه باختری، وسیمه بادغیسی، فروغ بهرام، فوزیه رهگذر، حمیرا رأفت، سلطانه مولانا زاده، لیلا رازقی، خالده خرسند، شیما قاضی زاده، مهسا طالع، ثریا رحیمی محتسب زاده، جمیله اکبر، فرخنده آرزو آبی، زرغونه عبیدی، میمال جنا، معصومه کوثری، بتول حیدری، فاخره موسوی، معصومه حسینی، زهرا حسین زاده، شکریه رضابخش، آمنه محمدی، صدیقه کاظمی، بتول محمدی، سکینه محمدی، بتول مرادی، شکریه عرفانی، تینا حسینی، فاطمه موسوی…. معصومه کامیاب، مشعل حریر…
مقاله، سیر داستان نویسی زنان، حسین محمدی
Sharnosh.blogfa.com
شاعران:
لست شاعران زن، بسیار طولانی است. آثار زیادی برای معرفی شاعران زن فارسی گو، در افغانستان، تألیف شده است. لست شاعران معاصر و مدرن نیز خیلی طولانی است.
برخی از آثار که به معرفی شاعران زن پرداخته اند:
“پرده نشینان سخنگوی” نوشتۀ ماگه رحمانی، نشر 1328 کابل
“زنان سخنسرا ” 1365 ، کابل
“زنان دری پرداز” نوشتۀ پروین سینا، 1367چاپ کابل
” از رابعه تا پروی” نوشتۀ پروین شکیبا، 1377 ، چاپ امریکا
“شعر زنان افغانستان” ، پاریس، 1379
در کتاب شعر زنان افغانستان که کتاب متأخر است، شاعران زن با نمونه های شعری معرفی شده اند. درین کتاب، عموماً شاعران زنِ پنجاه سال پسین، آمده اند… :

آذر هما، رابعه اثیر، نفیسه ازهر، خالده بارش، ناهید بشردوست، پروین پژواک، فائقه جواد مهاجر، رقیه حبیب، لیلا خرم، امجد رضایی، زهرا رسولی، فوزیه رهگذر، بهار سعید، ضیاگل سلطانی، بی بی سنگی، طیبه سهیلا، لیلا صراحت روشنی، هما طرزی، صنوبر عاجزه، زرغونه عبیدی، شکیلا عزیز زاده، خورشید عطایی، فرزانه فارانی، خالده فروغ، نادیه فضل، لیلا کاویان، فروغ کریمی، نبیله کریمی، مریم کنیزک، خالده لهیب نیازی، کریمه ملزم، حمیرا ملکیار سلجوقی، حمیده میرزاده حسینی، ساجده میلاد، صفیه میلاد، شاه بی بی ناله، حمیرا نکهت دستگیر زاده، ماهرخ نیاز، ثریا واحدی، شایسته وحدت، هما ولی، کریمه ویدا، حفیظه هجوم، حاذقه هراتی، محجوب هراتی، راحله یار، لیلا یلدا، سمنبوی بادغیسی
، و ….
می توان این فهرست را ادامه داد: نادیا انجمن، کریمه شبرنگ، لینا روزبه، زهرا صور اسرافیل، صنم عنبرین، مژگان ساغر، تانیا عاکفی… ذکیه معصومی، نجمه محمدی، خاطره سادات، …
منیژه نوری
در کابل سمستر ششم حقوق بودم و با بسته شدن دانشگاه ها بروی دختران از ادامۀ تحصـیل باز ماندم و در زندان خانه به
نویسنـدگی رو آوردم. دلیلش این بود در جامعه ای که من نمی توانستم به تحصیلات بپردازم، کار کنم و در چهاردیواری خانه محصور شدم و این حالت مرا دچار افسردگی کرد به این خاطر تلاش کردم تا برایم یک تکیه گاه پیدا کنم، به کتاب ها رجوع کردم و کم کم عـلاقه ام به نوشتن بیش تر شـد و به نوشتن رو آوردم.
مقالۀ 22 شاعر و نویسنده زن
جولای 2024
Swn.af/111-22-women
این لست طویل نشان می دهد که زنان در نیمۀ دوم قرن بیستم، با چه انگیزه و انرژی، دست به قلم برده و با خلاقیت شاعرانۀ شان، در تأسیس نوشتار زنانه، نقش مؤثرانه ای ایفا نموده اند.
کسان پرسند که نام تو چه باشد
سمن بو شاعر ناخوانم ای دوست
سمنبو بادغیسی
در روایتی آمده:
در ابتدا سمنبوی بادغیسی، به خاطر بدست آوردن لقمه نانی حلال در کنار درب مکاتب و دانشگاه های کابل به گدائی می نشست و در ازای اندکی پول، قصیده ای را برای هر کس فی البدیهه می سرود.
ادبیات زنانه
نوشتار زنانه، بخش سرکوب شدۀ نوشتار است. اینگونه نوشتار، که در اصل نصف نوشتن هر نسل را تشکیل می دهد، بوسیلۀ زنان به نوشتن و ساختن میرسد. سبک زنانه، نوعی از سبک ادبی است که تا هنوز جای آن خالی بوده و از چند دهه بدینسو، بسوی پرشدن جریان دارد. نوشتن، هویت زن را معنا می بخشد. زن بودن را تثبیت می کند. زن اگر ننویسد، گم و غایب میماند و جایش را نوشتار مردانه پر می کند. چنانچه طی چند هزار سال، اینچنین شده است. در قرن بیست و یک، زن اگر منفعل و خاموش بماند، سرکوب، فرمان و فتاوی ادامه می یابد.
زن، در درون نوشتاری که خودش می آفریند، به رهایی می رسد. زنانه نویسی، تلاش آگاهانه برای نقدِ منطق مردسالاری است، منطقی که از سنت و قدرت، سرمنشاء گرفته است. زن، ادبیات نوین خلق می کند و با روایات خویش به نبرد گفتمان غالب، به مصاف بر می خیزد. نوشتار زنانه، نفی نوشتار مردانه نیست. ایستادگی دربرابر نگاه مردسالارنه است. تکمیله ای بر کلیتِ نوشتارست.
شعر و داستان، فیلم و نمایشنامه به نوشتار زنانه نیازمندند. تا هنوز، در ژانر های مختلف ادبی، مرد بجای زن قلم زده است. در درون ادبیات، مرد، برای زن، حس و عاطفه داده، عقل و درک داده، معائیب و محاسن بخشیده است. از نوع پوشش تا امور منزل، از زیبایی تا زشتی، از اوصـاف مثبت تا منفی، … با نگاه مردانه بر زن
تحمیل گشته است.
حجم عظیمی از شعر، رمان، فیلم و نمایشنامه وجود دارند که بوسیلۀ مردان نوشته و تولیده شده، و جایگاه زن درین متون مطابق سلیقه، استعداد، سنت، قدرت، تجارت، سفارش، فتوا، فرمان، روحیه و موقعیتِ مؤلف، تعین و تدوین یافته است.
نوشتار زنانه، زن جدید را خلق می کند.
این زن
نه کنیز دولتی است،
نه شی و کالای تجارتی
نه سوگلی های حرمسرایی
و نه ضعیفه ای در زیر سیادت خانگی
زنی که با قلم و آگاهی در برابر تاریخ مذکر می ایستد و زنانگی سرکوب شدۀ خود را دوباره کشف می کند. زنی که آثار مردانه را می خواند و با بینش زنانه، نقدش می کند. زنی که بر مبنای روانشناسی، زبانشناسی، جامعه شناسی، … و نظریه های جدید زنانه، به تاریخ و زن می اندیشد.
زنی که زنانه می اندیشد و زنانه می نویسد.
زنی که علیه مرد نمی ایستد بل در برابر نگاه مردسالارانه قرار می گیرد.
زن در عصر فاجعۀ سرمایداری و جوامع طبقاتی، بخصوص در ممالک عقب نگهداشته شده، ستم های چند جانبه را تجربه می کند.
از همینروست که طرفدار آزادی انسان و برابری حقیقی است.
فالوسنتریسم تاریخی، استبداد دولتی، سرکوب سنتی و ستم خانگی،مجموعه ای از عناصر یک سیستم مردسالارانه است که در قرن بیست و یک، در ممالک و فرهنگ های مختلف، بدرجات متفاوت، پایه هایش رو به افول و تزلزل است… نوشتار زنانه و جنبش های اجتماعی زنان، آزادی و برابری را برای زنان فراهم می سازد.
نوشتار زنانه در پنج سال پسین
2026-2021
سرکوب و حذف مطلق زنان در وضعیت کنونی، به انتهای جنایت رسیده است.
هزاران دختری که به صنف هفتم تا دوازدهم میرفتند، درب مکاتب بروی شان بسته شد، هزاران دختری که باید به دانشگاه ها میرفتند، خانه نشین شدند، و هزاران دختری که در دانشگاه های دولتی و خصوصی مصروف تحصیل بودند، در پشت میله های خانه، به زندان به لصطلاح ابد محکوم گردیدند… این وضعیت تلخ و غیر انسانی را نمی توان با کلمات بیان کرد. صدمات روحی و آموزشی، صدمات بیکاری و ازدواج… صدمه هایی نیستند که با این آسانی برطرف گردند. زخم های عمیقی اند که فقط خود زنان بوسیلۀ عصیان و نوشتن، به دفع آن نایل می گردند.
طی این پنج سال، با تمام دشواری های اسفناک، صدها دختر و زن به کتاب خوانی و نوشتن روی آورده اند. مقاله می نویسند، پژوهش می کنند، شعر می سرایند، نقاشی می کنند، در جلسات آنلاین اشتراک می ورزند، قصه و داستان می نویسند. همانگونه که درین پنج سال، جنبش ها و نهاد های متعدد زنان معترض بوجود آمده، به همان میزان، دختران و زنان در درون خانه ها، به عصیان و نوشتن روی آورده اند.
آندره میشل:
مذاهب بزرگ پدرسالار و وضعیت زنان ادیان بزرگ پدرسالار دقیقاً پس از آن که تغییرات سیاسی، اقتصادی، فنی و و ایدئولوژیکی زندگی جوامع را برهم زده و انحصار قدرت خدایان مؤنث دورۀ نوسنگی کهن را نابود کرده است استقرار می یابند.
دو کشف اساسی منشاء پیدایش مذاهب پدر سالار بوده است. نخست شناخت و اهلی کردن حیوانات امکان کشف نقش فرد مذکر را در تولید مثل فراهـم آورد و پس از آن وقتی خیش اختراع و توسط مردان جانشین کج بیل زنان شد، مفهوم آلت تناسلی مرد را بخود گرفت که وسیـله ای برای آماده کردن زمین به منـظور حاصلخیز کردن آنست، اعتقادی که احتـمالاً محصول کشف نقش مرد در تولید مثل بوده است. شناخت دوگانگی عوامل مؤثر در خلقت سبب شد که برای خدای مادر یک شریک مرد درنظر گرفته شود که پسر، معشوق، برادر یا همسر الهۀ مادر بود و نخست نقشی کهتر و سپس برابر با او یافت و بعد پدر آسمانی یا خالق برتر عناصر و انسان ها در آتن یا مصر شد. آخرین قدم یا پیدایش مفهوم خدای قادرمطلق در ادیان پدرسالار برداشته می شود. امری که در دوران تفتیش عقاید در مغرب زمین به اوج خود رسید.
آندره میشل، جنبش زنان، ص 34
اگر به خانۀ من آمدی برای من ای مهربان چراغ بیاور
و یک دریچه که از آن
به ازدحام کوچۀ خوشبخت بنگرم
پایان بحث
مسألۀ خشونت علیه زن، از چرخ نخ ریسی تا هوش مصنوعی، به اشکال مختلف تا هنوز ادامه دارد. شواهدِ زن ستیزی، از طریق کتیبه ها و روایات کتبی به ما رسیده است… هنوز هم، جنگ اصلی در درون متن و نوشتار است.
فاعلان قدرت، نظریه می سازند، نظریه ها، مفاهیم می آفرینند. بزودی به گفتمان تبدیل می شوند، روایات شان به تلاطم می آیند، تا آنجا به حرکت ادامه می دهند که زن را بطرق مختلف، در کنترول داشته باشند، تا زن را در حاشیه و در ساحات ممنوعه نگهداری کنند تا زن را در زندان مردسالاری و قواعد زن ستیز، بوسیلۀ فتاوی و حروف، چارمیخ نمایند.
در دورۀ مناسبات فئودالی و ماقبل آن، مردسالاری در درون قواعد، قوانین، فرامین و فتاویِ نوشته شده و نانوشته خود را در علن، پدیدار می ساخت و اما در عصر مدرنیته و کاپیتالیسم، بخصوص در وضعیت کنونی، تلاش می گردد تا زن ستیزی
را در زیر روبنا های حقوقی و مناسبات مالکیت، پنهان نمایند.
مردسالاری و زن ستیزی
در کشور رابعه و ناهید و نادیا و فرخنده،
از نوع ویژه با مناسبات ترکیبی است. مناسبات مدرن، فئودالی، بقایای برده داری و ماقبل آن باهم ادغام گشته است. سیطرۀ افراطیت طالبانی، طی این پنج سال، در مورد زنان بطرز فجیعانه ای نمادین است. شواهد نوشتاری نشان می دهند که حاکمیت مطلقاً مردسالار، خشنترین نوع مردسالاری و سرکوب زن را از طریق فرامین، فتاوی، نظامنامه، رساله و کتب، مکتوبات، بنمایش گذاشته است.
در وضعیت موجود، نوشتار مردانه، در قلمرو قدرت دولتی، خود را در پوشش شعر و داستان، تاریخنگاری و فلسفه، علوم اجتماعی و سایر روایات ادبی و هنری، یعنی در زیر روبنای نرم حقوقی نشان نمی دهد بلکه صاف و روشن، با یک فتوای امیر مذهبی، که فشردۀ ایدئولوژی طالبانِ مدرسه ای را می سازد، زن را فاقد هر نوع حق و آزادی دانسته( حق کار، حق آموزش، حق سیاسی، حق مدنی، حق پوشاک، حق سفر، حق ازدواج، حق نوشتن….) و محکوم به چارمیخ شدن در در زیر سقف خانه است.
بنابرین جنگ اصلی در درون نوشتارست. نوشتار زنانه، پادزهر افراطیت مذهبی و مردسالاری است.
زن، جنگ اصلی خود را از زیر لگد و قمچین به درون نوشتار انتقال می دهد. در جایی که حرف در برابر حرف و واژه در برابر واژه می ایستد. روایت در مقابل روایت قرار می گیرد. در آنصورت اگر زن همچنان در حبس خانگی بسر ببرد، معنای آزادی و برابری در نوشتارش به زیستن ادامه می دهند.
در وضعیت کنونی،
مردسالاری با افراطیت مذهبی و قومی، ادغام یافته است. مردسالاری پدیدۀ کهن است اما، ادغامش با افراطیت، پدیدۀ جدید است. فرهنگ مردسالاری و پشتونوالی، زمینه را برای رویش و رشد افراطیت مذهبی، در فُرم کنونی آن فراهم کرده است.
این فُرم نوشتن را از زنان می گیرد دانش را از زنان می گیرد در واقع سوژه بودن کنش و خودمختاری را سلب می کند عقل و استقلال فردی را زایل می سازد زنی که خوانده نتواند، اطاعت و انقیاد را می پذیرد زنی که نوشته نتواند، در وابستگی میماند چگونگی فرمانبرداری از شوهر اطاعت از مرد ماندن در ماشین و چرخۀ مردسالاری با خواندن، نوشتن، ذوق، تخیل، دانش و آگاهی ارتباط دارد زن زمانی از صغارت عقلی و کنترول بدنی بیرون می شود که آگاهانه مالکِ عقل و بدن خویش گردد.
زن زمانی به فاعل شناسا، خودمختار و مستقل تبدیل می گردد که با نوشتن، دانش و کنشگری همراه گردد، آنگونه که برایش استقلال فکری و مالی بوجود بیاورد. نجات زن اگر از یکسو به جنبش های فکری و اجتماعی جهانی ارتباط دارد از سوی دیگر، مربوط به شرایط ویژه و مبارزات میهنی وابسته می باشد.
نوشتار زنانه، در هر فُرم و نوعی که ارائه شود، پلۀ اول بسوی درکِ آزادی است. نوشتار زنانه، جنبش می آفریند، استقلال می سازد و سرانجام دریچه را بسوی رؤیاها و خلاقیت های زنانه می گشاید.
پایان بخش اول
اگست 2026
هالند
منابع و مأخذ
- رحمانی، ماگه، پرده نشینان سخنگوی، چاپ انجمن تاریخ، کابل،1331
- کاظم، سید عبدالله، زنان افغان در زیر فشار عنعنه و تجدد، کالفرنیا، 2005
- جاوید، دین محمد، زن در تاریخ افغانستان، نشر بهیر، کابل، 1381
- داوری، غلام جیلانی، تحلیل زبانی و تاریخی واژۀ تاژیک، نشربامیان، 2015
- براهنی، رضا، تاریخ مذکر، نشر آذر، تهران، 1363
- فرهود، محمدشاه، بوطیقای پاشان، نشر شاهمامه، 2017
- فرهود، محمدشاه، طبقات سامری، نشر شاهمامه، 2020
- افلاطون، فدروس، چهار رساله، مترجم محمود صناعی، نشر هرمس، 1392
- دورانت، ویل، تاریخ تمدن، جلد اول، مترجم احمد آرام… نشر تهران 1337
- دکارت، رنه، تأملات در فلسفۀ اولی، احمد احمدی، تهران 1391
- هروی، فخری، تذکرۀ جوهرالعجایب، حیدر آباد، 1968
- حسین، احمد، تذکرۀ آیینۀ حیرت، هند، 1258 هجری
- انجمن، نادیا، دیوان سروده ها، نشر الکترونیک، 1385
- زریاب، رهنورد، گلنار و آئینه، نشر انجمن قلم، کابل 1385
- میر شاهی، مسعود، شعر زنان افغانستان، خاوران، پاریس 1379
- گری، آلفرد، در دربار امیرعبدالرحمن، ترجمه، اکبر بریالی،2020
- شمیم، سید نبیل، زنان افغان در دام عنعنات مردود،2014 pdf
- داریوش،ابراهیم،درآمدی برجنبش زنان افغانستان،نشرکابل 1398
- کبیری، مهری، تکه های دلتنگی، نشر پرند، کابل 1404
- کبیری، مهری، سوره ی گندم، نشر پرند، کابل 1404
- میشل، آندره، جنبش زنان،دکترهما زنجانی،تهران،نشر نیکا 1383
- مقالات پژوهشی pdf
- نوشته های ویکی پدیا
- The laugh of the Medusa, Helene Cixous ,pdf
- Sappho of Lesbos, Special Collection, pdf
- Essay on Women, Denis Diderot, 1772 pdf
پایان
دانلود کتاب نشرشده به فورمات ورود
دستیابی کتاب به فورمات پ دی اف





