شهوت

کریمه شب‌رنگ

·

·

پیغمرانی شهوت از تبار کدامین خدا
تنت را این‌گونه تسخیر کردند؟

دست‌هایت را این‌گونه ساده به دست کسی نگذار
مفهوم سرنوشت من در خطوط دستان تو پیچیده است

٬٬تو در خویش نسترن بکار برای من
تنت را برهنه می‌خواهم بر تن خویش٬٬

تمام تاریکی شب را می‌نوشم
به اعتماد دستان تو
یک‌نفس تنت را ببخش به من
تا لذت سکوت را بنوشی
این همه هستی تنم نثارت
و نوازش شانه‌هایم از آن تو باد!

پیغمبران‌شهوت از دیار کدام خدا
تنت را این گونه تسخیر کردند؟

که شهر پُر از بوسه‌های نامحرم تستوست.

عقده‌هایت را به من بسپار
و خمیازه‌های کش‌دارت را نیز

تنها به عصیان‌مقدس من پناه بیار
تنم سرشار از خلوت‌شب است
دست‌هایت را ساده به دست کسی نگذار

و لبانت را ببار بر سطح همیشگی تنم

تا آبستن خشونت شعری شوم
ظهور کنم در فردای ناتمام هر دومان!

هم‌آغوشی ما جاری شود در تن شب
و نامت را پیوند بده به نامم
تا همیشه‌های سبز

دست‌هایت را ساده به دست کسی نگذار
که مفهوم سرنوشت من
در خطوط دستان تو پیچیده است.


مطالب بیشتر

شاید این مطالب نیز برای شما جالب باشد