آیا افغانستان برای برخی همچو گاو شیری‌ست؟

دوکتور عبدالسلام آثـم.

·

·

دو خاطره از دو نمایندهٔ خاص ملل متحد برای افغانستان، یکی متعصب وعقده یی ودیگری بدون برنامهٔ کاری:

درروزهای اخیربا فرارسیدن سالگرد قتل داکتر نجیب الله توسط طالبان،مقالات وگزارش های متعدد ازسوی آگاهان سیاسی وکاربران شبکه های اجتماعی ازطریق رسانه های جمعی وشبکه های اجتماعی به نشر رسید وهمچنان یک مصاحبهٔ مفصل توسط خبرنگار بی بی سی با بنون سیوان نمایندهٔ خاص ملل متحد برای افغانستان نیز به انتشاریافت که دربارهٔ صحت وسقم آن ها بدون تردیدهمه دوستان وبه ویژه آن هایی که به سن وسال بالاترقرار دارند داوری خود را کرده اند.

من هم به صفت یکی از هم وطنانی که شاهد آن همه رخ دادها بوده و تغییرات سیاسی ـ نظامی آن مقطع تاریخ کشورخودرا به چشم سر دیده ام، با خواندن مقالات مذکور وشنیدن آن مصاحبه خواستم دو خاطره از دو نماینده خاص ملل متحد برای افغانستان هریک آقای بنون سیوان و آقای محمودمستری راباشماشریک سازم:

۱ـ خاطرهٔ اول ازجریان وظیفه داری آقای بنون سیوان:

بنون سیوان، یک دیپلومات ارمنی نژادتبعهٔ قبرس تحت حمایهٔ یونان بوده و باتأسف که آثار بدبینی او با تورک تباران که ریشه بر وقایع تاریخی سال ۱۹۱۵ عیسوی دارد، درهر مقطع کاراش در افغانستان وحتا درمصاحبهٔ اخیراش باخبرنگار بی بی سی مشهود می‌باشد.

آقای بنون سیوان در جریان وظیفه داری خود درکشورما باری تصمیم گرفته بود تا با مسؤولین احزاب سیاسی، سازمان های اجتماعی و نهادهای فرهنگی نشستی داشته باشد؛ این نشست دریکی ازتالار های هوتل انترکانتینتل درکابل صورت گرفت که درآن من به هم صفت رییس شورای مرکزی انجمن فرهنگی امیرعلی شیر نوایی دعوت شده بودم.

دراین گرد هم آیی برخوردآقای بنون سیوان دربرابرپرسش های بسیاری از اشتراک کننده گان آن نشست خیلی غیرمسؤولانه وبا زبان بازی سیاسی توأم بود. دراین نشست، هر سؤال کننده ابتداخودرا معرفی وبعد سؤال اش رامطرح می کرد، زمانی که من خود را به صفت رییس انجمن فرهنگی امیرعلی شرنوایی معرفی کردم، احساس ناراحتی وعقده مندی خود را نتوانست پنهان وآن را کنترول نماید وبه ویژه آن گاهی که ارقام نادرست او را که از فیصدی اقوام ساکن کشورما در گزارش هایش ارایه کرده بود به رخ اش کشیدم سخت ناراحت گردید وبا حاشیه روی از ارایه پاسخ خوداری کرد.

بدون تردید می توان ادعاکرد که یک متعصب عقده یی هرگز نمی توانست بی طرف بماند و وظایف خود را بی طرفانه انجام دهد.

۲ ـ خاطرهٔ دوم ازجریان وظیفه داری آقای محمود مستری:

آقای محمود مستری که بعداز آقای بنون سیوان به صفت نمایندهٔ خاص ملل متحد در افغانستان معرفی گردید، تبعهٔ کشور تونس بود؛ موصوف یک دیپلومات مجرب وتا سمت وزارت امور خارجه در کشور تونس سابقهٔ کاری داشت.

در نیمهٔ اول دههٔ نود عیسوی که جنگ درکابل شدت گرفته وکابل ناامن شده بود، دفتر سازمان صحی جهان (W.H.O)  از کابل به اسلام آباد انتقال داده شده و فعالیت های خودرا از آن جا سازماندهی می نمود که گاهی مسؤولین صحی زون ها غرض اشتراک در سیمینارها ویا نشست های مشورتی در اسلام آباد ازسوی دفتـر سازمان صحی جهان دعوت می شدند.

دریکی از همین نشست ها که من هم به صفت مسؤول خدمات صحی زون شمال دعوت شده بودم، درختم نشست کاری در اقامت گاه رییس دفترسازمان صحی جهان آقای داکتر عاشورجبرییل غرض صرف نان شام دعوت شده بودیم؛ همان شب آقای محمودمستری نیز در این دعوت حضورداشت وحسب تصادف چوکی های ما پهلوی هم بود و لذا حین صرف طعام گاه گاهی یکی به دیگرالتفات وتعارف می نمودیم.

بعداز صرف غذا در صحن اقامت گاه رفتیم ودراثنای صرف چای آقای محمود مستری آهسته آهسته درصحبت را بازکرده وپس ازاندک مدت صحبت های ما مرزدیپلوماسی راعبورکرده وبه اصطلاح خودمانی شد.

ضمن صحبت من از او پرسیدم که برنامهٔ کاری شما در افغانستان چیست وتاکجا پیش رفته است؟ وی با صمیمیت چنین جواب داد:

من باآقای بُتروس غالی سرمنشی سازمان ملل متحد دوستی و رفاقت هم صنفی‌گری دارم، بعداز آن که بازنشسته شدم به خاطر تبریکی در دفتراش رفتم، پس از احوال پرسی و صحبت کوتاه برایم گفت که وظیفهٔ بنون سیوان درافغانستان ختم شده است وتو را به همان وظیفه توظیف می نمایم؛ که البته من هم باخوشی قبول کردم، زمانی که به خاطر اشغال وظیفه به افغانستان می آمدم ازبرنامهٔ کاری خود پرسیدم،آقای بُتروس غالی گفت: کدام برنامهٔ کاری مشخص نداری فقط گاه گاهی در زون های افغانستان با لیدرهای قومی، قوماندان ها ومتنفذین محل دیدار بکن و بس.

من دوباره با حفظ آداب لازمه پرسیدم، یعنی برای شما کدام برنامهٔ کاری از طرف سرمنشی سازمان ملل متحد به خاطر حل مشکلات افغانستان داده نشده است؟ با تبسمی جواب داد که نخیر، کدام برنامهٔ کاری برایم داده نشده است.

شنیدن این حقیقت از زبان شخص خود نمایندهٔ ملل متحد برایم بسیار جالب و درعین حال حیرت انگیزبود زیرا وی با وجود اخذ معاش بسیاربلند و برخورداری ازامتیازات دیگر، بارهیچ مسؤولیتی رابردوش نداشت؛ باشنیدن این حقیقت تلخ از زبان محمود مستری باخود گفتم که افغانستان بی چاره برای بعضی ها گاو شیری شده است.

این دو خاطره را ازین سبب بادوستان گرامی شریک ساختم که مردم افغانستان چقدر خوش باورانه درانتظار تأمین امنیت و آرامش توسط این گماشته گان معاش بگیرنشسته بودند وبعدها هم این توقع بی جا را از آقای زلمی خلیل زاد داشتند.

دوکتور عبدالسلام آثـم.


مطالب بیشتر

شاید این مطالب نیز برای شما جالب باشد