دومجموعه‌شعر از بانو نادیه فضل

منیر احمد بارش

·

·

هر کتابی که چاپ می‌شود، به معنای این‌ است که چیزی هنوز در این سرزمین بلازده زنده است و نفس می‌کشد، و آن چیزی‌ست که جباران نتوانسته‌اند به زنجیرش بشکند.

اما، شاید چاپ کتاب از نگاه اهل سلاح، چندان کارآمدی موفق در این رویارویی اهورا و اهریمن، نداشته باشد؛ اما برای آن‌های که از کلمه بیشتر از گلوله می‌ترسند، یک شلیک خانمان‌برانداز است. تاثیرات این کلمات تا ختم تاریخ باقی‌می‌مانند و دل و دین جهالت را می‌سوزاند.

خصوصاً در این دشواری و جهنمی که برای زنان ساخته شده است، اگر زن بنویسد و بسراید و نشر کند، دیوار جبر ترک می‌خورد. و اگر به فارسی بنویسید آن ترک، فرو می‌ریزد. زیرا استبداد بیشتر از آن‌که از تفنگ بترسد، از انسان‌های می‌ترسد که هنوز می‌توانند نام اشیا را درست بگویند و حقیقت و رویایی را روی کاغذ زنده نگه‌دارند.

این‌ها را برای این گفتم که تا راحت‌تر زمینه‌ی اعلام چاپ دو مجموعه‌شعر از نشانی خانم «نادیه فضل» گرامی را هموار بسازیم. «کمانِ رنگیِ باران» و «مدیترانه آدم می‌خورَد»، کتاب‌های خوش نام و قشنگی‌اند که تازه بنگاه نشر امیری به نشر رسانیده‌اند.

من اندک‌ترین سهم خودم را در زمینه ترتیب و ویراستاری و برگه‌آرایی این شاخه‌های گلاب و نسترن داشتم که امیدوارم مورد پذیرش ارباب خرد و دانایی قرار گیرند.

بعدش، در زمینه چاپ و هماهنگی‌های لازم جناب حاجی صاحب طارق دوست، و حاجی صاحب رحیم جویا، که اکنون تخت‌نشین بنگاه نشر امیری استند، از هیچ نوع کمک شایان دریغ نکردند.

باز هم نشر و پخش این شعرهای خوب را به شاعر خوب مان خانم نادیه فضل و تمام دوست‌داران شعر و ادب، صمیمانه تبریک می‌گویم.


مطالب بیشتر

شاید این مطالب نیز برای شما جالب باشد