هیجان

لیمه آفشید

·

·

می بینمت، دلم نوَسان دارد، چک می ز نم خطوط لبا نم را
با جبر قورت دادم و با سختی، ترشیدگی آب دهانم را

دستم کجاست؟ روی زمین، پا یم از شانه ام رها شده، آویزان
حرفم درون حنجره می خشکد، لکنت تنیده دور زبا نم را

تا سِ سِ سِ سلام! دلم صدبار تا حلق من رسیده و برگشته
نامم پرید از دهنت،
«جا نم! »
دیدی به لب رسیدن جانم را؟

بین جهنم دهنت الکل، روی لبم شرابی غمگینی ست
پر کرده ای همیشه لبالب از آرامشی عمیق جهانم را

خاک مرا به مردگی آغشتند، تنها تو رشته ی نفسم استی
که قادری تکان بدهی با عشق، صد سال قلب بی ضربانم را

می بینمت و چشم که می بندم محکم، بغل گرفته تو را چشمم
آن سوی مرزهای تنم گاهی محکم بغل بکش هیجانم را


مطالب بیشتر

شاید این مطالب نیز برای شما جالب باشد