امشب

ذکیه نوروزی

·

·

شاید امشب به هوای تو، دلم ساز شود

به هوای دل تو، مایل پرواز شود

شبم از برق دو چشمان تو روشن گردد

عشق از زلزله‌ی چشم تو آغاز شود

کاش در کوچه‌ی ما تا که ببینم بازت

دری از رو به روی خانه‌ی من باز شود

شعر می‌خواهد از این باغ بری بردارد

عشق در بین غزل، مصرع طناز شود

دوستت دارم و می‌خواهمت از جان و دلم

چه کنم تا غزلم موجب اعجاز شود

می‌کشم طرح دو چشمان تو بر بوم دلم

تا که در خلوت این شعر، شبی راز شود

می‌برد باد صبا سوی تو پیغام مرا

دل دیوانه‌ی من مست، از این راز شود

هر نفس، بوی تو از کوچه‌ی ما می‌آید

عطر آغوش تو آمیخته با ناز شود

چشم من خیره به راه است که برگردی تو

شاید این دیده به دیدار تو ممتاز شود

گرچه دوری، دل من پر زده سوی تو هنوز

شوق دیدار تو هر لحظه پرآواز شود

نیمه‌شب می‌وزد از یاد تو باران غزل

زیر باران، دلم از عشق سرافراز شود

دست‌های تو که مصداق خوش یک‌رنگی‌ست

کاش آغوش شده جانب من باز شود


مطالب بیشتر

شاید این مطالب نیز برای شما جالب باشد