خریدار

خالده تحسین

·

·

در پس‌کوچه‌های خیالاتم

هر نیمه شب

هر نیمه شب

هر نیمه شب

زنی،

در پس‌کوچه‌های خیالاتم،

فریاد می‌زند

که آیا کسی

میان این همه تاریکی،

بیدار است؟

که آیا کسی

با دست باز،کمی از دل‌شکسته‌گی مرا

خریدار است؟

هر نیمه شب

هر نيمه شب

هر نیمه شب

با فریاد او

بیدار می‌شوم

و می‌ترسم که میان این همه تاریکی

به سوی او دستی دراز کنم

آه،

آه،

آه،

اینجا

دل‌شکسته‌گی

هیچ بازاری ندارد

و من می‌ترسم

که به او بگویم:

متاع‌ات را بردار و برو

دیریست

در اینجا

کسی بیدار نیست

و متاع‌ات را،

هیچ‌کسی،

خریدار نیست


مطالب بیشتر

شاید این مطالب نیز برای شما جالب باشد