آدم تنها

نیلوفر سلیمی

·

·

خودش را مثل سابق شاد و  نمی‌بیند

برای زندگی چیزی درین دنیا نمی‌بیند

خدا هر قدر من را میکند آواره تر شادم

که مجنون هیچ جا را خوشتر از صحرا نمی‌بیند

تو دریای بزرگی ، من نهنگ کوچکی ام که

خودش را هیچگاهی لایق دریا نمی‌بیند

قسم بر عشق که آرامش خود را زلیخا هم

برون از چشم های کودک زیبا نمی‌بیند

خلاف من که دنیایم به یاد او گره خورده

مرا یک لحظه هم در خواب یا رویا نمی‌بیند

کشیدم سگرت خود را و جز این همدم خوبی

برای خویشتن یک آدم تنها نمی‌بیند


مطالب بیشتر

شاید این مطالب نیز برای شما جالب باشد