گزارش رونمایی کتاب «برف می‌بارید»

فریبا سرحدی

·

·

مراسم گرامی‌داشت دهمین سالگرد درگذشت زنده‌یاد دکتر محمد اکرم عثمان، نویسنده، پژوهشگر و از چهره‌های برجسته ادبیات افغانستان، همراه با آیین رونمایی از یادنامه او با عنوان «برف می‌بارید»، با حضور جمعی از نویسندگان، شاعران، هنرمندان، فرهیختگان و دوستداران فرهنگ و ادب افغانستان و ایران برگزار شد.

برنامه با خوشامدگویی عبدالرحیم غفوری، مجری مراسم، آغاز گردید. او ضمن قدردانی از حضور مهمانان، هدف از برگزاری این گردهمایی را پاسداشت یاد و نام دکتر اکرم عثمان و معرفی یادنامه ارزشمند «برف می‌بارید» عنوان کرد. غفوری یادآور شد که این گردهمایی فرصتی برای بازخوانی زندگی، اندیشه و میراث ادبی این نویسنده نامدار و نیز ادای احترام به کوشش‌هایی است که برای حفظ آثار و زنده نگه داشتن یاد او صورت گرفته است.

فرید اروند نخستین سخنران برنامه بود که پیام کلوب فرهنگی و هنری فردا را قرائت نمود. وی به مناسبت دهمین سالگرد درگذشت دکتر اکرم عثمان، از جایگاه برجسته آن زنده‌یاد در فرهنگ و ادبیات افغانستان یاد کرد. اروند همچنین درباره روند تهیه و انتشار کتاب «برف می‌بارید» توضیح داد و از انگیزه همکاری و نقش کلوب فردا در به ثمر رسیدن این پروژه فرهنگی و تأمین هزینه‌های چاپ آن سخن گفت. او تدوین این یادنامه را گامی ارزشمند در حفظ و انتقال میراث فکری و ادبی دکتر عثمان دانست.

در ادامه برنامه، محسن نیکومنش‌فرد، نویسنده و منتقد ادبی مطرح ایران، به بیان دیدگاه‌های خود پرداخت. او در بخش نخست سخنانش از جایگاه ادبی، شخصیت فرهنگی و ویژگی‌های انسانی دکتر اکرم عثمان گفت و خاطرات و تجربه‌های شخصی خود با آن زنده‌یاد را با حاضران در میان گذاشت. سپس از آشنایی و همکاری قلمی خود با صبورالله سیاهسنگ یاد کرد و تلاش گسترده او را در گردآوری اسناد، خاطرات و مطالب این یادنامه ستود. نیکومنش‌فرد «برف می‌بارید» را حاصل سال‌ها کوشش برای ثبت و حفظ یاد یکی از چهره‌های برجسته ادبیات افغانستان دانست.

پس از آن، سید ضیا قاسمی، شاعر، نویسنده، منتقد ادبی و سینماگر شناخته‌شده افغانستان، دیدگاه‌های خود را درباره کتاب «برف می‌بارید» مطرح کرد. او در آغاز، از پشتکار پژوهشی صبورالله سیاهسنگ، شیوه گردآوری مطالب و نثر روان کتاب تمجید کرد و این یادنامه را حاصل کوششی ارزشمند و شایسته تقدیر دانست.

قاسمی در ادامه، جنبه‌های فنی و محتوایی کتاب را مورد نقد و بررسی قرار داد. صفحه‌آرایی، طراحی جلد، نحوه چینش واژه‌ها، انتخاب عنوان، نوشته‌های روی جلد و نوع فونت به‌کار گرفته‌شده، از جمله مواردی بود که او به آنها پرداخت. وی همچنین پیشنهادهایی برای ارتقای کیفیت چاپ‌های بعدی ارائه نمود و تأکید کرد که توجه به این نکات می‌تواند به انتشار شایسته‌تر اثر، در چاپ دوم کمک کند.

پس از پایان این بخش، مجری برنامه با اشاره اجمالی به نکاتی از سخنان هریک از سخنرانان، وقفه‌ای سی‌دقیقه‌ای را در ادامه ی برنامه اعلام نمود.

در این فاصله، از مهمانان با چای، قهوه و شیرینی پذیرایی شد. همزمان، شرکت کنندگان در کنار نویسندگان، شاعران و چهره‌های فرهنگی حاضر در برنامه، در گروه‌های کوچک گرد آمدند و به گفت‌وگوهای صمیمانه درباره ادبیات، خاطرات دکتر اکرم عثمان و سایر مسائل فرهنگی و هنری پرداختند.

با پایان زمان استراحت، بخش دوم برنامه آغاز شد. غفوری در ابتدای این بخش اشاره کرد که بهترین مقدمه برای ادامه مراسم، شنیدن صدای دکتر اکرم عثمان و دیدن تصویر اوست. سپس از دکتر همایون مروت، کارگردان و سینماگر، دعوت کرد تا پیش از نمایش بخشی از فیلم مستندی که درباره دکتر عثمان تهیه کرده بود، خاطراتی از روند ساخت آن را با حاضران در میان بگذارد.

همایون مروت از روزهایی یاد کرد که همراه با عبدالرحیم غفوری برای ساخت این مستند، میهمان دکتر اکرم عثمان و همسرش ایشان خانم ملیحه عثمان بودند. او از فضای صمیمی زندگی آن زنده‌یاد، عشق عمیق او به همسر و فرزندانش، آرامش و فروتنی کم‌نظیرش سخن گفت. مروت همچنین یادآور شد که در روزهایی که خود به‌تازگی زندگی مشترکش را آغاز کرده بود، از شیوه زندگی و رابطه سرشار از عشق و احترام دکتر عثمان و همسرش، بسیار آموخته است. 

در ادامه، بخش کوتاهی از این فیلم مستند به نمایش درآمد که با استقبال بی‌نظیر حاضران مواجه شد و تأثیر عاطفی چشمگیری به همراه داشت. دیدن چهره آرام و عارفانه دکتر عثمان و شنیدن صدای مهربان او، احساسات مجری برنامه و بسیاری از حاضران را برانگیخت؛ به‌گونه‌ای که اشک در چشمان شماری از شرکت‌کنندگان حلقه زد و فضای سالن آکنده از یاد و دلتنگی برای این چهره ماندگار فرهنگ و ادب افغانستان شد.

در بخش گفتگوی برنامه با صبورالله سیاهسنگ نویسنده کتاب « برف می بارید» او سخنان خود را با روایت داستانی دربارهٔ سه فرزند آغاز کرد که پس از ناپدید شدن پدر و مادرشان، سالها چشم به راه بازگشت آنها بودند اما در این میان سومین فرزند بود که همواره، یاد و خاطره مادر و پدر را زنده نگاه میداشت. تا اینکه مرگ آنها بر فرزندان مسلم شد و دو فرزند اول و دوم به ترتیب به جمع آوری استخوانها و زنده کردن والدین متوفی پرداختند. با این وجود، مادر و پدر پس از زنده شدن، تصمیم به زندگی کردن در کنار سومین فرزند خود را گرفتند، آنهم به این دلیل که او مهمترین نقش را در زنده نگاه داشتن یاد آنها ایفا کرده بود. سیاهسنگ جایگاه کلوپ فرهنگی هنری فردا را همچون فرزند سوم در این داستان برشمرد چرا که هم در زمان حیات دکتر اکرم عثمان و هم پس از آن، یاد وی را همواره زنده نگاه داشته اند.

وی همچنان افزود که دکتراکرم عثمان سه خانواده داشت: خانوادهٔ شخصی، خانوادهٔ مخاطبان آثارش، و خانوادهٔ سوم که کلوب فرهنگی فردا و کسانی را دربر می‌گیرد که پس از درگذشت او تلاش کرده‌اند یاد، آثار و میراث ادبی‌اش را زنده نگاه دارند. به باور او، ارزش حقیقی این تلاش‌ها نه‌ تنها در گردآوری و انتشار آثار، بلکه در زنده نگه داشتن نام و یاد دکتر اکرم عثمان برای نسل‌های آینده است.

سپس مجری برنامه  پرسش‌هایی را دربارهٔ انگیزه، روند شکل‌گیری و محتوای یادنامهٔ دکتر اکرم عثمان مطرح کرد.

در پاسخ به این پرسش که ایدهٔ تدوین یادنامهٔ دکتر اکرم عثمان چگونه شکل گرفت، نویسنده بیان کرد که انسان تنها محصول تلاش‌های فردی خود نیست، بلکه بخش بزرگی از آنچه می‌آموزد و به دست می‌آورد، حاصل تأثیر دیگران و به‌ویژه بزرگان فرهنگی است. به باور او، شخصیت‌های فرهنگی، نویسندگان، شاعران، هنرمندان و پژوهشگرانی که در آگاهی و رشد جامعه سهم داشته‌اند، بر گردن نسل‌های بعدی حق دارند و به این جهت پاسداشت آنان، یک وظیفه‌ فرهنگی و اخلاقی  است.

وی افزود که از سال‌ها پیش تصمیم گرفته بود دربارهٔ چهره‌های تأثیرگذار فرهنگی افغانستان کتاب بنویسد و به همین دلیل، بر آن شد که زندگی و کارنامهٔ ادبی و فرهنگی دکتر اکرم عثمان را نیز ثبت و مستند سازد.

او در ادامه توضیح داد که در نخستین دیدارها و گفت‌وگوها، دکتر  عثمان با فروتنی خاص خود با نگارش کتاب دربارهٔ زندگی‌اش موافق نبود، به این جهت که باور داشت افراد شایسته‌تر دیگری وجود دارند که باید دربارهٔ آنان نوشته شود.

به گفتهٔ او، دکتر عثمان حتی با لحنی آمیخته با طنز به او گفته بود: «تا زمانی که زنده هستم، خودم دربارهٔ خود می‌نویسم؛ وقتی من نباشم، آن وقت در موردم کتاب بنویسید.» نویسنده این نوع سلوک را یکی از نشانه‌های روشن تواضع و بزرگواری دکتر عثمان دانست.

در پاسخ به پرسش دیگری دربارهٔ چگونگی تهیهٔ کتاب، توضیح داده شد که اعضای انجمن فرهنگی فردا و دوستان نزدیک دکتر اکرم عثمان در فراهم کردن زمینهٔ مصاحبه‌ها و گردآوری اطلاعات نقش مهمی داشتند.

نویسنده گفت که افزون بر مصاحبه‌های حضوری، از مجموعه‌ای از گفت‌وگوهای تلفنی چندین‌ساله، اسناد، یادداشت‌ها و خاطرات نیز استفاده شده است و موضوعات کتاب طیف گسترده‌ای از زندگی دکتر عثمان را دربر می‌گیرد؛ از ادبیات، پژوهش، تاریخ‌نگاری و فعالیت‌های فرهنگی گرفته تا فرازهایی از زندگی شخصی و خانوادگی او.

وی همچنین اشاره کرد که بخش‌های سیاسی گفت‌وگوها، آگاهانه از این کتاب کنار گذاشته شده است؛ زیرا هدف اصلی اثر، معرفی چهرهٔ فرهنگی و ادبی دکتر اکرم عثمان بوده است.

در پاسخ به این پرسش که پس از سال‌ها تحقیق و گردآوری اسناد، کدام ویژگی شخصیتی دکتر اکرم عثمان بیش از همه برجسته به نظر می‌رسد، نویسنده «فروتنی» را از مهم‌ترین ویژگی‌های او دانست؛ اما در کنار آن به خصوصیاتی از جمله وفاداری، مسئولیت‌پذیری، تعهد به خانواده، مروت، صمیمیت و انسان‌دوستی نیز اشاره نمود که به وضوح در زندگی و آثار او به چشم  می‌خورند.وی خاطرنشان کرد که بسیاری از شخصیت‌های داستانی خلق‌شده توسط دکتر اکرم عثمان، همان ارزش‌های انسانی او را  از خود بازتاب می‌دهند.

در بخش دیگری از برنامه، سیاهسنگ خاطره‌ای از یافتن نسخه‌ای از کتاب «طلا در مس» را بیان کرد؛ کتابی که پیش تر متعلق به خود دکتر عثمان بود و یادداشتی در صفحه اول آن و نیز نوشته هایی در حواشی کتاب از ایشان به چشم می خورد.سیاهسنگ این کتاب را به‌صورت اتفاقی در یک کتابفروشی خیابانی دیده و خریداری کرده بود.

وی توضیح داد که پس از نشان دادن کتاب به دکتر عثمان، متوجه شد که او سال‌ها پیش کتاب را به فردی امانت داده بود و آن کتاب به هر دلیلی سر از بساط یک کتابفروش در خیابان درآورده بود. او اضافه کرد که با وجود اصرارهای فراوان، دکتر عثمان هرگز حاضر نشد نام آن شخص را فاش کند بلکه ترجیح داد آبرو و حرمت او حفظ شود. نویسنده این برخورد را نمونه‌ای روشن از بزرگواری، گذشت و اخلاق‌مداری دکتر اکرم عثمان دانست.

در پایان، نویسنده از انجمن فرهنگی فردا، برگزارکنندگان برنامه، سخنرانان و حاضران قدردانی کرد و ابراز امیدواری نمود که تلاش برای زنده نگه داشتن یاد و میراث فرهنگی دکتر اکرم عثمان ادامه یابد. وی همچنین تأکید کرد که یادنامهٔ منتشرشده پایان این مسیر نیست و در آینده آثار بیشتری دربارهٔ زندگی و اندیشه‌های این نویسنده و پژوهشگر برجسته منتشر خواهد شد.

پس از پایان این  گفت‌وگو، جاوید سینا شاعر و سینماگر پشت و تریبون آمد و غزلی از فرید اروند را که به یاد زنده‌یاد اکرم عثمان سروده بود، به خوانش گرفت.

کس از شکوه و نور نیاورد غیر تو

از قصه های دور نیاورد غیر تو

یک شاخه از شگوفه و شبنم برای ما

یا میوه ی  شعور نیاورد غیر تو

افسانه های “کوچه” و مردان با وقار

از کابل ِ صبور نیاورد غیر تو

باران و باد میوزد اما مگر هنوز

پیغام ِ از سرور نیاورد غیر تو

ما رفته رفته رفته به بن بست می رسیم

کس” کوچه “ی عبور نیاورد غیر تو

ای قصه گوی پیر که نامت همیشه باد!

کس از شکوه و نور نیاورد غیر تو

سپس هارون یوسفی طنز نویس، رونامه نگار ، گوینده ی رادیو افغانستان و مهمان برنامه که از لندن آمده بود پشت تریبون قرار گرفت و بخشی از خاطرات خود از دوران همکاری با دکتر اکرم عثمان را با حاضران در میان گذاشت. وی همچنین از فروتنی، مهربانی و ویژگی‌های برجسته و انسانی آن زنده‌یاد سخن گفت و یاد و نام او را گرامی داشت.

پس از آن، نادر بی‌ریا، یکی دیگر از فرهنگیان مقیم لندن، به ایراد سخنانی کوتاه در مورد شخصیت و شیوهٔ کار صبورالله سیاهسنگ پرداخت و اظهار داشت که او پژوهشگر، مصاحبه‌گر و نویسنده‌ای است که با پرسشگری دقیق، شنیدن روایت‌های دست‌ اول، بررسی اسناد و مقایسهٔ روایت‌ها، به بازسازی رویدادهای تاریخی می‌پردازد.

آخرین سخنران برنامه، میوند عثمان، فرزند برومند زنده‌یاد دکتر اکرم عثمان، بود.

او ضمن خوشامدگویی و قدردانی از مهمانانی که از سوئد و کشورهای مختلف در مراسم حضور یافته بودند، اظهار داشت که با گذشت ده سال از درگذشت دکتر اکرم عثمان، یاد، نام و اندیشه‌های او همچنان در میان مردم و علاقه‌مندان آثارش زنده و ماندگار است. وی کتاب یادنامه را مجموعه‌ای از یادداشت‌ها، مکاتبات، مقالات منتشرنشده، مصاحبه‌ها و داستان‌های کوتاه دکتر عثمان دانست که با تلاش صبورالله سیاهسنگ، همکاری خانوادهٔ دکتر عثمان و کلوب فرهنگی هنری فردا، گردآوری شده است.

او از نقش ارزشمند صبورالله سیاهسنگ، همسر ایشان و کلوب فرهنگی «فردا» در تدوین و چاپ کتاب و برگزاری مراسم یادبود، قدردانی کرد و تأکید نمود که این تلاش‌ها در حفظ و معرفی میراث فکری و ادبی دکتر اکرم عثمان اهمیت فراوان دارند. وی در پایان ابراز امیدواری کرد که این گردهمایی، ادای دینی، هرچند کوچک، به شخصیت فرهنگی دکتر اکرم عثمان باشد.

در بخش دیگر مراسم از شمیم آزاده و یارا زواره دو هنرمند فرهیخته از ایران، دعوت شد تا به اجرای برنامه بپردازند.

هنر این دو چهره برجسته، همواره، در خدمت دردمندان برای مطالبه حق، بیان عشق و ارج نهادن به آزادی و آزادگی بوده است. در این مراسم نیز یکی با نوای دلنواز پیانو و دیگری با آواز زیبای خود، قطعه‌ای بسیار وزین، پرمفهوم و دلنشین را ارائه کردند که فضای مراسم را سرشار از طراوت و شکوه نمود و با تحسین گسترده حاضران مواجه شد.

پس از آن، مجری برنامه، به این اشاره کرد که اینک که حضار در مورد انگیزه خلق یادنامه و روند تدوین و تکمیل آن شنیده اند، زمان آن فرارسیده است تا ثمره این تلاش‌ها رسماً در برابر دیدگان شرکت‌کنندگان قرار گیرد. وی با این سخنان، آیین رونمایی از کتاب را آغاز کرد و افزود: «این کتاب حاصل یک خاطره، یک دوستی، یک جست‌وجو و یک دغدغه است؛ دغدغه‌ای برای آن‌که بخشی از میراث یک نویسنده از حافظهٔ جمعی ما به فراموشی سپرده نشود.»

در پایان، غفوری مجری برنامه ضمن اعلام اختتام بخش رسمی آن، بار دیگر خاطر نشان کرد که این گردهمایی فرصتی ارزشمند بود تا در دهمین سالگرد درگذشت زنده‌یاد دکتر محمد اکرم عثمان، با گرامی‌داشت یاد و نام او، از میراث ادبی و فرهنگی‌اش سخن گفته شود و از یادنامهٔ ارزشمند «برف می‌بارید» رونمایی به عمل آید.

وی صمیمانه از سخنرانان، دست‌اندرکاران و حضور گرم شرکت‌کنندگان مراسم قدردانی کرد. او همچنین از تلاش‌ها و همکاری‌های ارزندهٔ دکتر صبورالله سیاهسنگ، همسرشان خانم صفیه سیاهسنگ، محسن نیکومنش، سید ضیا قاسمی، شمیم آزاده و یارا زواره و تمام آنان که در برگزاری مراسم و تهیه و انتشار یادنامهٔ «برف می‌بارید» سهیم بوده اند عمیقا سپاسگزاری کرد. سپس به پاس خدمات و زحمات این عزیزان، با اهدای دسته‌گل از آنان تجلیل به عمل آمد.

مجری برنامه در پایان، ابراز امیدواری کرد که یاد، اندیشه و آثار دکتر اکرم عثمان همچنان الهام‌بخش نسل‌های امروز و فردا باقی بماند و همواره در اعتلای فرهنگ و ادب نقش آفرینی کند.

او سپس اعلام کرد که نیم‌ ساعت پایانی برنامه به دیدار و گفت‌وگوی حاضران با نویسنده اختصاص یافته است. در این بخش، کتاب «برف می‌بارید» در اختیار علاقه‌مندان قرار گرفت و دکتر صبورالله سیاهسنگ نیز برای امضا و اهدای کتاب در کنار علاقمندان حضور یافت.

پس از آن، صفی از شرکت‌کنندگان برای خرید کتاب و دریافت امضای نویسنده شکل گرفت.

در واپسین لحظات مراسم، گرفتن عکس‌های یادگاری، لحظاتی به‌یادماندنی را رقم زد و اینگونه بود که مراسم بزرگداشت دهمین سالگرد وفات دکتر محمد‌اکرم عثمان و رونمایی یادنامه “”برف می‌بارید» ” به زیبایی به پایان رسید.

منبع:


مطالب بیشتر

شاید این مطالب نیز برای شما جالب باشد