غزل

لطیف احمدی

·

·

اگر نظارهٔ روی ترا دوباره کنم
طواف قبلهٔ روی تو ماه‌پاره کنم
به باغ سنبل زلفت نشینم و از شوق
هجوم لشکر زلف ترا شماره کنم
سزای مرگ عدو این بود که از کنجی
به رمز گوشهٔ چشمم ترا اشاره کنم
نوای لطف سخن گنج بخش خاطر ماست
گهی که روی نکوی ترا نظارت کنم
مرا زباغ آرم به، که در تک وپویت
میان آتش و دود غمت گذاره کنم
نشد زدست که در سجدهٔ کمال حضور
میان کاسهٔ سر گردش سیاره کنم
اگر زمعشر عالم زمن بخواهی جان
چگونه من زجناب تو اش کناره کنم
صدای پای تو در جاده های خاطر من
چه دیده، دیده به یک کوچه انتظارت کنم
زفیض شاهد فرزانه وبیان« لطیف»
زبیت ابروی جانان غزل فواره کنم

کابل
۱۲سنبله ۱۴۰۵


مطالب بیشتر

شاید این مطالب نیز برای شما جالب باشد