آموزش عصر امروز؛ مکتب، مدرسه و آموزش آنلاین؛ راه نجات یا ادامه بحران افغانستان؟
افغانستان امروز با یکی از جدیترین بحرانهای آموزشی چند دهه اخیر روبهرو است؛ بحرانی که تنها به بسته ماندن درهای مکتب به روی دختران محدود نمیشود، بلکه آینده علمی، شغلی و اجتماعی یک نسل را تحت تأثیر قرار داده است. محرومیت دختران از آموزش پس از صنف ششم، چند سال از زندگی آنان را متوقف نمیکند؛ بلکه میتواند مسیر استقلال اقتصادی، رشد اجتماعی و آینده حرفهایشان را نیز تغییر دهد. کودکانی که هیچ نقشی در شکلگیری این وضعیت نداشتهاند، امروز بیشترین هزینه آن را میپردازند.
در چنین شرایطی، آموزش آنلاین برای بسیاری از دختران به یکی از معدود راههای ادامه تحصیل تبدیل شده است. کلاس مجازی میتواند ارتباط دانشآموز با کتاب، معلم و دانش را حفظ کند و برای دختری که درِ مکتب به رویش بسته شده، پنجرهای به سوی آینده باشد. اما آموزش فقط انتقال معلومات نیست؛ مکتب علاوه بر درس، محیطی برای رشد اجتماعی، دوستی، گفتوگو، کار گروهی و شکلگیری شخصیت کودک است. صفحه نمایش نمیتواند همه این تجربه انسانی را جایگزین کند.
از سوی دیگر، پیامدهای این بحران با خروج از افغانستان پایان نمییابد؛ گاهی محدودیت آموزشی از درِ بسته مکتب آغاز میشود و تا کشور مقصد ادامه پیدا میکند.
من نزدیک به ده سال است که در ترکیه زندگی میکنم. چند هفته پیش، در اداره معارف ترکیه با چند خانواده افغان روبهرو شدم که دخترانشان صنفهای هفتم و هشتم را در مکاتب خصوصی افغانستان به پایان رسانده بودند، اما هنگام مراجعه برای ادامه تحصیل، با مشکل تأیید و تطبیق مدارک روبهرو شدند. اینجا یک زنجیره نگرانکننده شکل میگیرد: دختری که در افغانستان به دلیل محدودیتهای آموزشی نمیتواند مسیر عادی تحصیل را ادامه دهد، به آموزش خصوصی یا آنلاین پناه میبرد؛ سپس با مهاجرت، برای اثبات همان سالهای تحصیل با نظام آموزشی کشور مقصد روبهرو میشود. در ترکیه، ادامه تحصیل دانشآموزان خارجی نیازمند تطبیق سوابق و مدارک تحصیلی با نظام آموزشی این کشور است. وقتی مدارک سالهای تحصیل به دلیل شرایط افغانستان کامل یا قابل تأیید نباشد، دانشآموز ممکن است در تعیین سطح و ادامه مسیر آموزشی با دشواری مواجه شود. برای یک دختر، این فقط مشکل یک مدرک نیست. پشت آن کارنامه، ساعتها درس خواندن، امتحان دادن و امید به آینده قرار دارد. وقتی سالهای تحصیل به آسانی قابل اثبات نباشد، کودک عملاً قربانی دوم بحرانی میشود که خودش هیچ نقشی در ایجاد آن نداشته است؛ یکبار در افغانستان با محرومیت از آموزش و بار دیگر پس از مهاجرت با دشواری ادامه همان مسیر.
در چنین وضعیتی، آموزش آنلاین میتواند یک راه موقت و ضروری باشد. دانشآموز میتواند درسهای از دسترفته را ادامه دهد، سطح علمی خود را حفظ کند و برای ورود دوباره به نظام آموزشی آماده شود. اما این راهکار زمانی مؤثر است که آموزش آنلاین و خصوصی نیز از اعتبار و سازوکار روشن برای ارزیابی برخوردار باشد. آموزش آنلاین باید پل باشد، نه مقصد.
البته این مشکل تنها به دختران افغانستان محدود نمیشود. کودکان مهاجر در کشورهای مختلف ممکن است به دلیل تفاوت زبان، نصاب، سن، مدارک و قوانین آموزشی با مشکلات مشابه روبهرو شوند. اما وضعیت دختران افغانستان پیچیدهتر است؛ زیرا محدودیت آموزشی آنان پیش از مهاجرت آغاز شده و ممکن است پس از مهاجرت نیز بر مسیر تحصیلیشان سایه بیندازد.
مکتب تنها محل انتقال درس نیست؛ جامعهای کوچک است که کودک در آن همکاری، مسئولیتپذیری، احترام به تفاوتها و زندگی جمعی را تجربه میکند. اگر دختران برای سالهای طولانی از این محیط محروم شوند و آموزش آنان به فضای خانه و صفحه نمایش محدود شود، در حالی که پسران همچنان آموزش حضوری دریافت میکنند، شکاف آموزشی میتواند به شکاف اجتماعی و فرهنگی نیز تبدیل شود.
آموزش دختران بنابراین فقط مسئله زنان نیست؛ مسئله آینده افغانستان است. جامعهای که نیمی از ظرفیت انسانی خود را از مسیر آموزش دور نگه میدارد، در حقیقت بخشی از آینده خودش را محدود میکند. در کنار آموزش علمی، آموزش دینی نیز جایگاه مهمی در جامعه افغانستان دارد. مسئله، قرار دادن دین در برابر علم نیست؛ بلکه ایجاد تعادل میان آموزش دینی، علوم، زبان، ادبیات، فناوری، هنر و مهارتهای حرفهای است. نسل آینده باید هم ریشههای فرهنگی خود را بشناسد و هم توانایی فهم و حضور در جهان امروز را داشته باشد.
بحران آموزشی فقط به دختران محدود نمیشود. کیفیت آموزش پسران، وضعیت معلمان، امکانات آموزشی و فضای حاکم بر دانشگاهها نیز بخشی از همین مسئله است. یکی از دانشجویان دانشگاه کابل که نخواست نامش ذکر شود، درباره محدودیتهای موجود در محیط دانشگاه میگوید:
«اگر روز کلاه بر سر ما نباشد، اجازه ورود به دانشگاه کابل را نداریم… نیروهای امر به معروف و نهی از منکر آنجا هم حضور دارند و ما را کنترل میکنند.»
این روایت بهتنهایی نمیتواند تصویر کاملی از دانشگاه کابل ارائه کند، اما نشان میدهد که دغدغه دانشجو گاهی از درس و پژوهش فراتر میرود. دانشگاه باید جایی برای پرسش، تحقیق، گفتوگو و رشد فکری باشد؛ محیطی که دانشجو بتواند با آرامش بر علم و آینده خود تمرکز کند. حتی اگر فردا درهای مکاتب و دانشگاهها باز شود، یک پرسش مهم باقی میماند: آیا نصاب آموزشی افغانستان برای جهان امروز آماده است؟
جهانی که دانشآموز امروز وارد آن میشود، با جهان چند دهه پیش تفاوت دارد. هوش مصنوعی، فناوری، اقتصاد دیجیتال، تغییرات اقلیمی و ارتباطات جهانی، شکل زندگی و کار را تغییر دادهاند. بنابراین آموزش نباید تنها بر حفظ مطالب و عبور از امتحان استوار باشد. تفکر انتقادی، خلاقیت، حل مسئله، سواد رسانهای و دیجیتال و توانایی کار گروهی، بخشی از نیازهای اساسی نسل جدید است.
در عین حال، آموزش باید با نیازهای افغانستان نیز پیوند داشته باشد. این کشور به پزشک و مهندس نیاز دارد، اما در کنار آنان به معلم، پژوهشگر، نویسنده، شاعر، هنرمند، متخصص فناوری، اقتصاددان و کارآفرین نیز نیازمند است. جامعه فقط با ساختن ساختمان و جاده ساخته نمیشود؛ با انسانهای آگاه و توانمند ساخته میشود. مشکل دیگر، نابرابری در دسترسی به آموزش آنلاین است. خانوادهای که توان مالی دارد، میتواند برای فرزندش موبایل، کمپیوتر، اینترنت و فضای مناسب آموزشی فراهم کند؛ اما برای خانوادهای که با مشکلات اقتصادی دستوپنجه نرم میکند، حتی هزینه اینترنت نیز ممکن است سنگین باشد. اگر آموزش آنلاین بدون توجه به این شکاف گسترش یابد، ممکن است خود به عاملی برای افزایش نابرابری تبدیل شود. پس آیا آموزش آنلاین فاجعه است؟ نه. فاجعه، محرومیت از آموزش است. آموزش آنلاین در شرایط اضطراری میتواند چراغی باشد که ارتباط کودک با دانش را حفظ میکند؛ اما نباید جایگزین دائمی مکتب و دانشگاه شود.
افغانستان به مکتبهای باز، دانشگاههای فعال، معلمان توانمند، نصاب روزآمد، آموزش دینی متوازن و آموزش آنلاین معتبر نیاز دارد. اینها رقیب یکدیگر نیستند؛ اجزای یک نظام آموزشی سالماند. هیچ کودکی نباید به دلیل جنسیت، فقر، مهاجرت یا بیاعتباری مدارک، سالهای تلاش خود را از دست بدهد. هیچ خانوادهای نباید میان نان شب و هزینه آموزش یکی را انتخاب کند. امروز مسئله افغانستان فقط این نیست که چه تعداد کودک به مکتب میروند؛ پرسش بزرگتر این است که چه کسی حق آموختن دارد، چه میآموزد و این آموزش او را برای چه آیندهای آماده میکند؟ اگر امروز چراغ دانش را خاموش کنیم، فردا تنها با نسلی کمسوادتر روبهرو نخواهیم بود؛ با نسلی روبهرو خواهیم شد که فرصت اندیشیدن، انتخاب کردن و ساختن آینده را نیز از دست داده است.
آموزش آنلاین میتواند چراغ راه باشد، اما راه نجات افغانستان، آموزش فراگیر، باکیفیت، معتبر و برابر برای همه است.
زیرا هیچ کشوری نمیتواند با محروم کردن بخشی از نسل خود از آموزش، آیندهای روشن بسازد.





