ضرورت کنترل جمعیت در افغانستان و پیوند آن با فقر، بحران‌های اجتماعی–اقتصادی و باورهای فرهنگی

سارا م. ناجی

·

·

افغانستان طی چهار دهه اخیر با ترکیبی از جنگ، بی‌ثباتی سیاسی، فروپاشی نهادی و رکود اقتصادی مواجه بوده است. در چنین بستری، رشد سریع جمعیت به یکی از عوامل تشدیدکننده بحران‌های ساختاری تبدیل شده است. نرخ باروری بالا، محدودیت‌های آموزشی، ضعف نظام بهداشت باروری، و باورهای فرهنگی ریشه‌دار، باعث شده جمعیت افغانستان با سرعتی بسیار بیشتر از ظرفیت اقتصادی و نهادی کشور افزایش یابد.

این پژوهش نشان می‌دهد که کنترول جمعیت در افغانستان نه یک سیاست ثانویه، بلکه پیش‌شرط توسعه پایدار، کاهش فقر و ثبات اجتماعی است.

 وضعیت جمعیتی افغانستان

بر اساس گزارش UNFPA (۲۰۲۳)، نرخ باروری کل افغانستان حدود ۴.۶ فرزند برای هر زن است؛ رقمی که در میان کشورهای جنوب آسیا یکی از بالاترین‌هاست. جمعیت افغانستان در سال ۲۰۲۴ حدود ۴۲ میلیون نفر برآورد شده و ساختار جمعیتی آن به‌شدت جوان است؛ بیش از ۶۵ درصد جمعیت زیر ۲۵ سال قرار دارند (World Bank, ۲۰۲۴) این ساختار جوان، در شرایطی که اقتصاد توان جذب نیروی کار را ندارد، به افزایش بیکاری و مهاجرت منجر شده است.

پیوند رشد جمعیت با فقر

فقر گسترده در افغانستان یک پدیده چندعاملی است، اما رشد جمعیت یکی از عوامل کلیدی آن محسوب می‌شود. طبق داده‌های World Bank (۲۰۲۴)، بیش از ۷۰ درصد مردم در وضعیت فقر یا نزدیک به فقر قرار دارند. رشد اقتصادی در سال‌های اخیر کمتر از ۲ درصد بوده، در حالی که رشد جمعیت سالانه حدود ۳ درصد تخمین زده می‌شود. مطالعه WFP (۲۰۲۳) نشان می‌دهد که حدود ۲۸ میلیون نفر در افغانستان با ناامنی غذایی مواجه‌اند؛ بخشی از این بحران ناشی از افزایش جمعیت و کاهش ظرفیت تولید و توزیع است.

پیامدهای اجتماعی–اقتصادی رشد جمعیت

.۱– آموزش

نظام آموزشی افغانستان با کمبود شدید منابع، محدودیت‌های جنسیتی، و نبود زیرساخت مواجه است. با افزایش جمعیت، فشار بر مدارس بیشتر شده و نرخ ترک تحصیل بالا رفته است. UNESCO (۲۰۲۳) گزارش می‌دهد که میلیون‌ها کودک—به‌ویژه دختران—از آموزش محروم‌اند. این محرومیت، چرخه فقر را بازتولید می‌کند.

۲-. بهداشت و سلامت باروری

کمبود خدمات تنظیم خانواده، نبود آموزش جنسی، و محدودیت دسترسی به مراکز بهداشت، باعث شده نرخ مرگ‌ومیر مادران و کودکان بالا باقی بماند. WHO (۲۰۲۴) نرخ مرگ‌ومیر مادران را یکی از بالاترین‌ها در منطقه اعلام کرده است. رشد جمعیت بدون بهداشت باروری، فشار مضاعفی بر نظام سلامت وارد می‌کند.

۳-. بازار کار

بازار کار افغانستان توان جذب جمعیت جوان را ندارد. طبق گزارش ILO (۲۰۲۴)، نرخ بیکاری جوانان بیش از ۳۰ درصد است. این وضعیت به افزایش مهاجرت، کار کودکان، و گسترش اقتصاد غیررسمی منجر شده است.

۴-. مسکن و زیرساخت

افزایش جمعیت، فشار بر مسکن، آب، برق، و حمل‌ونقل را تشدید کرده است. بسیاری از شهرها توان مدیریت این رشد را ندارند و سکونت‌گاه‌های غیررسمی را گسترش داده اند.

نقش باورهای فرهنگی و مذهبی در تداوم زاد و ولد بالا

یکی از موانع اصلی کنترول جمعیت در افغانستان، باورهای فرهنگی و مذهبی نادرست است. پژوهش AREU (۲۰۲۲) نشان می‌دهد که بسیاری از خانواده‌ها فرزندآوری زیاد را «برکت»، «نیروی کار»، یا «حفاظت اجتماعی» می‌دانند. برداشت‌های غیرعلمی از دین نیز باعث شده تنظیم خانواده به‌عنوان «مخالفت با تقدیر الهی» تلقی شود. نبود آموزش جنسی، فشارهای اجتماعی بر زنان، و محدودیت‌های سیاسی بر فعالیت‌های آموزشی، این باورها را تقویت کرده است.

از منظر نظریه‌های توسعه، رشد جمعیت زمانی مفید است که اقتصاد توان جذب و بهره‌برداری از نیروی کار را داشته باشد. این در حالیست که در افغانستان، رشد جمعیت در شرایطی دارد رخ می‌دهد که: 

ساختار سیاسی بی‌ثبات است 

سرمایه‌گذاری خارجی محدود است 

زیرساختها به ویژه نظام آموزشی و بهداشتی و شغلی ناکارآمد است 

راهکارهای سیاستی

برای کنترول جمعیت و کاهش فقر، مجموعه‌ای از سیاست‌ها ضروری است که می توان به انها اشاره کرد:

گسترش آموزش باروری و تنظیم خانواده 

افزایش دسترسی به خدمات بهداشت باروری 

-اصلاح باورهای فرهنگی از طریق آموزش دینی و اجتماعی 

سرمایه‌گذاری در آموزش دختران 

تقویت نظام اقتصادی برای جذب نیروی کار جوان 

حمایت از خانواده‌ها برای کاهش وابستگی به نیروی کار کودکان

در پایان باید گفت که رشد جمعیت در افغانستان یک چالش بنیادین است که با فقر، بحران‌های اجتماعی–اقتصادی، و بی‌ثباتی سیاسی پیوند خورده است. بدون کنترول جمعیت، هیچ برنامه توسعه‌ای پایدار نخواهد بود. اصلاح باورهای فرهنگی، تقویت آموزش، و گسترش خدمات تنظیم خانواده، می‌تواند مسیر افغانستان را از چرخه فقر به سمت توسعه پایدار تغییر دهد.


مطالب بیشتر

شاید این مطالب نیز برای شما جالب باشد