معرفی مختصر رمان “عروس صوری”
در رمان عروس صوری مرز میان واقعیت تلخ معاصر و اسطورههای کهن و تاریخ خونین این سرزمین درهم میشکند.
ایدهی “گورستان سیار” بودن حیدر، قهرمان داستان، حال را با گذشته پیوند میزند. تبدیلشدن او به موجودی که اعضای بدنش از قهرمانان تاریخ پیوند خوردهاند، استعارهای از “حمل تاریخ بر دوش انسانهای امروزیست. کشمکش درونی او میان ذات هفتمی (عشق پاک و انسانی) و شش شخصیت دیگر (جلادان، فریبکاران و تاریخنگاران) ستون فقرات دراماتیک داستان را تشکیل میدهد و آن را به سطح یک تراژدی مدرن ارتقا میدهد.
ساغر قهرمان اصلی داستان، به عنوان نماد مقاومت، عشق و میراثدار همه زنان قصههای پیشین (نرمین، گلانار، سایا، شیرین هزاره، اُلجای، بورته، غزال و…) شخصیتی فراتر از یک معشوقه دارد.
ساختار “قصه در قصه” که در آن سایهگرد، داستان زندگی شخصیتهای تاریخی را روایت میکند، به اثر غنای حماسی و افسانهوار بخشیده است. قصههای آشور، گالان، تیمور، عبدالرحمن، چنگیز و جیکاک هر یک به تنهایی داستانی مستقل اند؛ اما در کنار هم، دیوانی از تاریخ خونین بشری را تشکیل میدهند و به پرسش اصلی داستان درباره ریشههای خشونت معنا میبخشند. این فصلها در اصل تکمیلکننده داستان و شناخت گورستان سیاری است که در بدن حیدر جا گرفته است.
بارزنگیها در این رمان استعارهای از “انساننمایان” بیروحی است که قدرت را در دست گرفتهاند و از خنده، شادی، آموزش و حتی موسیقی میهراسند.
توغ یا بیرق در رمان عروس صوری نماد وجدان بیدار و آرمانهای از دست رفتهی عدالت و میهندوستی است که در زنجیر ظلم اسیر است و ناله سر میدهد.
خونِ همیشه جاری: نماد حافظه تاریخی و زخمهای التیام نیافتهای است که از گذشته تا امروز بر این سرزمین جاری است.
اینستاگرام: instagram.com/nashrevazha
کتاب فروشی(ثبت سفارش):t.me/VazhaBookStore
گروه هنری: t.me/VazhaArt
انتشارات: t.me/vazhapub
کابل، چهارراه پل سرخ، مارکت تجارتی ملی، طبقه پایین، کتاب فروشی نشر واژه

در جای دیگر در مورد کتاب میخوانیم:
«تاریخ خشونت، همچون گورستانی سیار، در کالبد انسان معاصر سنگینی میکند و اراده او را میرباید. همچنین تقابل «خنده و رقص» با «وحشت و شمشیر» (بارزنگیها) و ترویج شعر سعدی به عنوان سلاحی فرهنگی، درونمایههای اصیل و امروزینی را شکل داده است. شخصیت «ساغر» به عنوان نماد دختر امروز افغانستان که با کتاب، شعر و خنده علیه ظلم میایستد، یکی از تحسینبرانگیزترین بخشهای رمان است. قویترین بخش رمان، شخصیتپردازی زنان است: ساغر: از طغیانگرِ سیلیزن، به رهبری آگاه و قهار بدل میشود. تغییر شخصیت او با تکیه بر کتابخوانی و باروری شخصیتی، قابل باور و ستودنی است.
غزال: روایت عاشقانه و حماسی او در کوهستان و نقش مادرانهاش در اعتراض فرهنگی، لایههای عمیقی به داستان میبخشد. شخصیتهای فرعی زن (نرمین، اُلجای، گلانار، سوره): هر کدام روایتگر نوعی از مقاومت زنانه در تاریخ اند و تصویری زنانه از تاریخ تهاجم را ترسیم میکنند. حیدر، عاشقی ساده که تبدیل به «گورستان سیار» میشود، بیشتر یک «میزبان» برای ارواح تاریخ است تا یک شخصیت مستقل.
نویسنده تلاش کرده است سه لایه روایی را با هم ترکیب کند: لایه رئالیستی: اشغال شهر، ازدواج اجباری، توزیع اعلامیهها، انفجار لایه سوررئالیستی: پیوند اعضای بدن حیدر با شش شخصیت تاریخی، گورستان سیار لایه نمادین: بارزنگیها (چهرههای پنهان ظلم)، توغ سبز عبدالرحمن (وجدان از دست رفته)، کارد ساغر (اراده بیداری)، خنده و رقص (سلاح نرم). زبان رمان شاعرانه، تصویری و گاه فخیم است. جملاتی مانند «فصل تاراج دختران بود» یا «دشت فرسی، برف، باد بیابان، غرش تانکها» از نقاط قوت سبکی اثر اند. کاربرد ماهرانه ضربالمثلها، باورهای عامیانه و ادبیات کلاسیک (سعدی، حافظ، رودکی) به متن غنای فرهنگی بخشیده است.»
لینک دستیابی این رومان بلند و خیلیها دلچسپ برای کسانیکه در اروپا، امریکا و یا آسترالیا زیست دارد





