دختران شهرما

محمد محق

·

·

((با شنیدن اخبار کانکور، بدون حضور دختران، در پنج سال متوالی، چیزی برای گفتن نداشتم.. به ناچار ابیات زیر را نوشتم))

دختران شهر ما را باغ رؤیا زیر و رو شد

از هجوم لشکر شب کاخ فردا زیر و رو شد

گرد طوفانی به پا شد تیره چون دود دمادم

صد هریوا شوق زین‌جا تا هریوا زیر و رو شد

در چمن پروانه باید تابع آیین کرکس

از کرامت تا شرافت، هر چه معنا زیر و رو شد

با تجاوز بر حریم غنچه‌های ناشکفته

شرمْ با خجلت به رو افتاد و تقوا زیر و رو شد

دخترانی بر صلیب واژگان منبری‌ها

آبروی این حرم نزد کلیسا زیر و رو شد

لاشخوارِ لاشخواران، آن امیر کین و ایمان

با ورودش ملکِ ویران تا ثریا زیر و رو شد

خواهد او عقبای لبریز از شراب و حور و مستی

دختران شهر ما را لیک دنیا زیر و رو شد


مطالب بیشتر

شاید این مطالب نیز برای شما جالب باشد