شناسنامه:
• سراینده: صنم عنبرین
• طراح | برگآرا: ژکفر حسینی
• دستهبندی: شعر
• شابک: 978-1-997540-53-3
• تعداد صفحات: 174صفحه
• نوبت چاپ: نخست، زمستان ۱۴۰۴ هجری خورشیدی
• ناشر: انتشارات برگ
• قطع: رقعی
• بها ۹ دالر امریکایی
خانه مولانا
مجموعهٔ شعر «از پرستو تا من»، چهارمین دفتر شعر صنم عنبرین، شاعر زبان فارسی دری، بهتازگی از سوی انتشارات برگ منتشر شده است.
انتشارات برگ گفته است که این دفتر شامل شماری از سرودههای شاعر در قالبهای کلاسیک و نیمهکلاسیک است و به موضوعاتی چون تجربههای عاطفی، مسائل اجتماعی، مهاجرت، اعتراض و دغدغههای انسانی میپردازد. در بخشی از شعرهای این مجموعه نیز نگاه شاعر به زندگی و وضعیت اجتماعی زنان بازتاب یافته است.
بر اساس اعلام ناشر، در این اثر تلاش شده است تا تجربههای فردی و اجتماعی شاعر در قالب زبان شاعرانه و روایتهای احساسی بیان شود و بخشی از دغدغههای نسل مهاجر و شرایط اجتماعی زنان افغانستان نیز در آن انعکاس یابد.
صنم عنبرین پیش از این نیز چند مجموعهٔ شعر منتشر کرده است که از آن میان میتوان به «مینوشتم از تو»، «بگذار خودم باشم» و «بهاری وسط پاییز» اشاره کرد.
گفتنی است این چهارمین دفتر شعر این شاعر است که همزمان با هشتم مارچ، روز جهانی زن منتشر شده است. شاعر این اثر را به زنان سرزمینش تقدیم کرده است.
(())(())
انجمن قلم افغانستان
انتشارات برگ از چاپ مجموعه شعر «از پرستو تا من» سرودهی صنم عنبرین خبر میدهد.
به گفتهی انتشارات برگ، این کتاب دربرگیرندهی شماری از سرودههای شاعر در قالبهای کلاسیک و نیمهکلاسیک است و موضوعاتی چون تجربههای عاطفی، مسائل اجتماعی، اعتراض، مهاجرت و دغدغههای انسانی را در بر میگیرد. در بخشی از این شعرها نیز نگاه شاعر به زندگی و وضعیت اجتماعی زنان بازتاب یافته است.
صنم عنبرین شاعر و فعال فرهنگی افغانستانی است که در شهر کابل به دنیا آمده و اکنون در آلمان زندگی میکند. او تحصیلات خود را در رشتهی حقوق و علوم سیاسی به پایان رسانده و از سالهای نوجوانی به سرایش شعر روی آورده است. عنبرین در کنار فعالیتهای ادبی، در برنامهها و نهادهای فرهنگی نیز حضور داشته و در زمینهی مسائل اجتماعی و حقوق زنان فعالیت کرده است.
از آثار منتشرشدهی او میتوان به مجموعههای شعر «مینوشتم از تو»، «بگذار خودم باشم» و «بهاری وسط پاییز» اشاره کرد که پیشتر منتشر شدهاند. شعرهای او در قالبهایی چون غزل، رباعی، دوبیتی و شعر نیمایی سروده شده و اغلب به موضوعات عاشقانه و اجتماعی میپردازند.
مجموعهی «از پرستو تا من» تازهترین اثر این شاعر است که بهتازگی توسط انتشارات برگ منتشر شده و بهزودی در دسترس علاقهمندان شعر فارسی قرار خواهد گرفت.
این چهارمین دفتر شعر صنم عنبرین است که به مناسبت هشتم مارچ، روز جهانی زن، به نشر میرسد و به بانوان سرزمینش اهدا میشود.
(())(())
جهانگیر ضمیری
«از پرستو تا من» پرند چاپ به تن کرد.سبزترین خبری است از یک گوشهی دامن سرخ این کرهی آتشین. «از پرستو تا من»، چهارمین دفتر شعرهای بانوی خوشسخن صنم عنبرین است که «انتشارات برگ» به نشر آن پرداخته است. بگذار عطر صمیمیت جهانبینی شاعرانه، بر بوی گند دلالان خون انسان در این قرن وحشت پیشی بگیرد .چاپ و نشر این اثر وزین را به شاعر پرکار و خلاق صنم عنبرین گرامی مبارک میگویم. اهالی شعر و ادبیات، قدر و قیام صنم عنبرین را در عصر زندهبهگوری دختران پاس خواهند داشت.
(())(())
منیر احمد بارش
در شرایطیکه آسمان جهان، جبر بشر را در شمایل باروت و دود استفراغ میکند و اوضاع جهان در نکبت و پلشتیها با سوزن بالستکی کوک خورده و این آلودگی را بی محابا هر یکی از ما و شما استشمام میکنیم.
در این وضعیت ناگوار شعر نقش بیشتر از انگشت ششم را ندارد. اما میبینیم که پاسدارندگان این حوزهی تمدنی برای این مدنیت رانده شده از مدینهی فاضله میمویند و میگویند و تا نفسی باقیست ممارست سرودگری و اعلام انسانیت میکنند.
این اعتراض تلخ و راهدارگریز از هر گنبد آهنین عبور میکند و خودش را به داخل پردهی گوش مخاطب، بیواسطه میرساند. در این وهلهی ناجور، خبر دلآیند نشر «از پرستو تا من» را شنیدم، شاد شدم.
بانو صنم عنبرین صدا و سیمای خودش را دارد و شبیه هیچکسی نیست. عشق و اعتراض و دغدغههای روزهمره و هنجارهای پیرامونیاش ساختارمند و قابل پشتیبانی میباشد.
پیشتر از سالهای که هیولای شیک و شنگ بهنام فیسبوک وجود نداشت ما در فضای ویبلاگنویسی باهم آشنا بودیم و شعر نشر میکردیم و باهمدیگر تبادل نظر داشتیم.
نام «از پرستو تا من» بیانگر همانندی سرنوشت شاعر با پرستو است؛ پرندهای سبکبال، آوازخوان و جوینده و پویندهی آسمان. این نام نماد سفر درونی و پیوند روح شاعر با آزادی و نغمهی پرستو است.
سعی و سهم انتشارات وزین برگ در پوشش و زیور دادن این گزینه شایان شادباش میباشد. چاپ این مجموعه را برای شاعر گرامی و دوستداران شعر مبارکباد میگویم.
منیر احمد بارش
(())(())
شمیسا موج
در روزگاری که فضای سرودن شعر بسی شلوغ است و به گفتهٔ بعضیها سرودن شعر موزون ساده است و سپید سادهتر…ما برای منی که تجربهاش را دارم، سرودن نهتنها شعر، که نوشتن یک سطر جملهٔ تأثیرگذار، عمیق و کوتاه، اندیشیدن، وقت گذاشتن، مطالعهٔ بسیار، آرامش فضا و خونِ دل میخواهد. بهخصوص شعر موزون، که میخواهی بحری را در کوزه بگنجانی؛ و این گنجایش آنقدر گوارا باشد که هم خواننده را جذب کند، هم اعتراض و حرف دل نویسنده را بیان کند و هم از لحاظ فرم کاستی نداشته باشد.
چنانچه شاعر گفته:
ز درد نکتهسنجی هر که آگاه است، میداند که معنی در دل او خون شود، وانگه سخن گردد. برای زنانی که تأثیرگذار مینویسند، صد بار تحسین میگویم. چرا باید همیشه از زنان بگویم؟ در حالی که مردان هم ستونهای قوی تمام ملل جهاناند. در محیطی که من بزرگ شدم، یعنی افغانستان، برای پسرانمان فضای درس، کار، هنر و بیشتر خلاقیتها باز بوده و برای دختران و زنان، چنانکه میبینید، همیشه محدودیتها زیاد و توقع خانوادهها بالا بوده است.
وقتی یک زن شرقی، مادر است، خانم خانه است، بیرون از خانه کار میکند، در عین زمان فعال فرهنگی است و دغدغهٔ دو وطن را در سر دارد، قابل تحسین و تقدیر است. از میان اینگونه زنان آگاه، یکی هم صنم عنبرین عزیز است.
روزهای قبل خبر چهارمین مجموعه شعر «از پرستو تا من» اثر تازهٔ ایشان را خواندم، به دلم گذشت که بانو عنبرین واقعاً چون پرستو، در فضای شعر و ادب آهسته و پیوسته، رها و بیخیال بال میزند. چنانچه در غزلی سروده است:
مرا بگذار با دیوانگیهایم، خودم باشم
اگر دردم، اگر دلتنگ و تنهایم، خودم باشم
پریشانی به موهایم، به چشمهایم اگر باران
و طوفانیترین تاریخ دریایم، خودم باشم
صنم، با وجود اینکه سالهاست از وطن دور زندگی میکند، اما نمیتواند درد دختران و زنان سرزمینش را فراموش کند. اعتراض علیه استبداد را در قالب غزل میریزد، عاشقانه زنانگی را میسراید و زیبا در میان بحر بیکران ادبیات غواصی میکند.
برای صنم عزیز و تمامی جامعهٔ ادبی، چاپ «از پرستو تا من» را تبریک گفته و موفقیت روزافزون برایشان آرزو میکنم.
(())(())
کابل ناتهـ
تبریکات صمیانه خود را در پیوند با نشر چهارمین مجموعهی شعر حضور شاعر بانوی فزون مرتبت صنم عنبرین، عرض میدارم. البته همینکه «از پرستو تا من» به من برسد به گونه گسترده آن را معرفی خواهم کرد. سپاس
سهم من در برنامه دیروز
گروه «#زن_شعر_آفرینش»
نامهای به دختران نسل آینده
دختران عزیز افغانستان،
اگر روزی این نامه را میخوانید، شاید میان شما و نسل ما سالها فاصله افتاده باشد. شاید خیابانهایی را ببینید که ما تنها در رویاهای خود میدیدیم، یا شاید هنوز هم برای برخی از آرزوهایتان بجنگید. اما مهم نیست که زمان چقدر گذشته باشد؛ مهم این است که پیامهایی از نسل ما به شما برسد.
ما در روزگاری بزرگ شدیم که جنگ فقط یک خبر نبود؛ بخشی از زندگی روزمره ما بود. نگرانی را در چهره مادرانمان میخواندیم، امید را در چشمان خسته پدرانمان میدیدیم و گاهی برای سادهترین حقها باید شجاعتی بزرگ به خرج میدادیم. ما آموختیم که انسان میتواند حتی در میان ویرانی نیز بذر امید بکارد.
دختران عزیز،
اگر کسی به شما گفت که ضعیف هستید، به یاد بیاورید که از سرزمینی آمدهاید که زنانش قرنها زیر فشار ایستادهاند و هنوز آوازشان خاموش نشده است. شما ادامه همان زنانی هستید که با دستان خالی خانواده ساختند، با دلهای زخمی عشق ورزیدند و در تاریکترین روزها چراغ امید را روشن نگه داشتند.
ممکن است روزهایی فرا برسد که احساس کنید راه دشوار است. شاید گاهی شکست بخورید، اشک بریزید یا از بیعدالتی خسته شوید. اما هرگز نگذارید سختیها هویت شما را تعریف کنند. انسان با زخمهایش شناخته نمیشود؛ با ایستادگیاش شناخته میشود.
آموختن را دوست بدارید. کتابها را محکم در آغوش بگیرید. پرسش کنید، بیندیشید و بیاموزید. هیچ قدرتی بزرگتر از ذهنی نیست که آگاه شده باشد. ممکن است کسانی بتوانند بار دیگر درها را ببندند، اما نمیتوانند نوری را که در ذهن شما روشن شده است خاموش کنند.
از رویاهایتان خجالت نکشید. اگر میخواهید داکتر شوید، شوید. اگر میخواهید نویسنده، دانشمند، معلم، هنرمند، ورزشکار یا رهبر باشید، برای آن تلاش کنید. جهان با حضور شما کاملتر میشود، نه با غیبت شما.
مهربانی را نیز فراموش نکنید. قدرت فقط در فریاد زدن نیست؛ گاهی در گرفتن دست کسی است که از شما ناامیدتر است. زنانی که یکدیگر را بالا میکشند، آیندهای میسازند که هیچ ظلمی نمیتواند آن را به آسانی ویران کند.
و اگر روزی آزادی را در شکل کاملترش تجربه کردید، کسانی را فراموش نکنید که پیش از شما برای آن هزینه پرداختند؛ زنانی که درس خواندند، زمانی که درس خواندن دشوار بود؛ زنانی که سخن گفتند، زمانی که سکوت امنتر بود؛ و زنانی که امید را حفظ کردند، زمانی که ناامیدی آسانتر به نظر میرسید.
من باور دارم که شما از ما دورتر خواهید رفت. باور دارم که افغانستان را نه فقط با خاطرات جنگ، بلکه با دستاوردهای زنان و مردان آگاهش به جهان معرفی خواهید کرد. باور دارم که روزی دختران افغانستان، به جای توضیح دادن چرایی حضورشان، تنها به ساختن، آموختن و درخشیدن مشغول خواهند بود.
هرگز فراموش نکنید:
شما دختران سرزمینی هستید که بارها زخمی شده، اما هر بار دوباره برخاسته است.
پس هر زمان که زندگی دشوار شد، سرتان را بالا بگیرید و به خود بگویید:
«من دختر افغانستانم؛ از میان دود و خاکستر برخاستهام و برای روشنایی ساخته شدهام.»
با عشق، احترام و امید فراوان
صنم عنبرین





