تیغ انتظار

اقبال رهبر توخی

·

·

گلی نه دارم و شوق گل و بهارم نیست –

درخت سوخته ام، رنگ و برگ و بارم نیست-

خوشم که همچو گل پرپرم به دست خزان-

به پا و دامن کس ، نیش و دست خارم نیست-

نه بر به میکده ام، درس کیفی باده مده –

که جز شراب نگاهی، به باده کارم نیست –

نشسته ام به دری یار و می کشم نفسی-

ز دوری اش به گلو، تیغ انتظارم نیست –

بیار دامن وصلش! که گرد ره شده ام –

به موج گریه و سیل غم اعتبارم نیست –

ببین، که عطر سخن می تراود از غزلم –

اگرچه شمع و گل و سبزه بر مزارم نیست –

شدم اسیر دل کوچه گرد خود “رهبر” –

به دام هستی به جز او دگر شکارم نیست!


مطالب بیشتر

شاید این مطالب نیز برای شما جالب باشد