پدرود

مریم یارام

·

·

آب را ریختم به پشتِ سرت، می‌روی بر سفر خداحافظ
می‌زنم بوسه هر قدم‌هایت، تا وصالِ دگر خداحافظ

می‌روی گر‌چه دور از شهرم، خبرت را بگیرم از هر جا-
‌از صدای قشنگِ گنجشکان، از نسیم سحر؛ خداحافظ

قدرتِ بی‌نهایتِ دنیا ، در فداکاریت گره خورده
می‌روی تا که زندگی بخشی، بازوان پدر، خداحافظ

آن‌طرف می‌شود پُر از شادی، شهر آرامش و قشنگی‌ها
هر کجا پا نهی شکوفه دمد، ای گلِ خوش‌اثر، خداحافظ

کاش روزی دوباره برگردی، پیش چشمم نشسته در خانه
بی‌تو یک گوشه‌گیرِ دل‌تنگم، مانده چشمم به در، خداحافظ

در دعایم همیشه هستی و، از خداوند خود بخواهم که-
خنده باشد به رویِ لب‌هایت، سفرت بی‌خطر خداحافظ


مطالب بیشتر

شاید این مطالب نیز برای شما جالب باشد