اخلاق و ارزش ها، دو پدیده ی متفاوت – ولی آمیخته به هم

رشید بهادری

·

·

(۱)

وقتا صحبت از اخلاق و ارزش ها در میان باشد انسان های چیز فهم به ویژه با درایت در تمامی تعاملات، بزنگاه های مورد نظر و تصمیم گیری ها پی می برند که این دو پدیده ی مثبت ( اخلاق و ارزش ها ) البته هر کدام در جایگاه خودش می تواند مشکل کشا و رهنمودی باشد برای رفته راهی که در پی دریافت مقصدی اند؛ با این تفاوت که اخلاق در کل از بیرون توسط هنجار های اجتماعی و فرهنگی به سان یک قطب نمای هدایت گر عمل می نماید و وابسته است به ایده و باورمند بودن همه افراد در هر زمان و مکان، یعنی این انسان است که با اراده ی خودش و متکی به باور هایش؛ درست و نادرست را محک می زند. البته این پندار برگرفته از هدایتی است که اخلاق وسیله می شود تا داده هایش را در دسترس قرار دهد و این داده ها همانا سجایای پسندیده یی است که اخلاق در خود نهفته دارد.

از آن جایی که در بالا از هنجار های اجتماعی و فرهنگی یاد کردیم چه بهتر که نخست در باب اخلاق به کاوش بنشینیم و سپس ارزش ها را به بررسی بگیریم. اخلاق به معنای وسیع کلمه یعنی مجموعه ی صفات درونی پایدار، اصول و قواعدی که رفتار، گفتار و نیات انسان را هدایت می کند. اخلاق شامل حالت های بیرونی و باطنی انسان ( چگونه بودن ) به ویژه رفتار های بیرونی ( چگونه رفتار کردن ) را احتوا می نماید.

اگر ما از گونه های تاثیر گذار پنج گانه یی که اثر بخشی شان بر انسان های اخلاق مدار موثر می باشد و نقش شان برجسته هم است نام ببریم این گزینه ها نه در حول و حوش، بل همه را پایه به شمار آورد.

۱– عدالت و انصاف: هر انسانی که اخلاق اجتماعی و فرهنگی را از محیط و یا ماحول خود آموخته است و برداشت اش از آن مثبت می باشد به این معنی که عدالت و انصاف را در مسیر زندگی پیشه کرده و گام به گام از اجرا اش نه تنها عمل می نماید، بل در امر تحقق از آن ها، هرگز غافل نمی ماند.

۲- آزادی و رهایی: آنی که به خود و دیگران آزادی های معقول نه نامعقول و رهایی از قید و بند های مشکل زا را در نظر می گیرند این خود صفتی است که با انجام اش؛ اخلاق حمیده ی خویش را تبارز داده و برملا هم می سازد.

۳- واقعیت و حقیقت: آدم های اخلاق مدار پیوسته می کوشند تا واقعیت ها را کشف و حقیقت های به میدان کشیده را بدون ترس به رخ همگان اما به گونه یی شرافتمندانه اظهار نمایند. این پیامد ها به خودی خود از اوصاف شایسته ی انسان های با اخلاق می باشد.

۴- محبت و عشق: این دو پدیده ی نیک و انسانی هر یک نه تنها بهترین جلوه یی است از انسانیت، بلکه می شود از این دو نشانه هایی از قدسیت را دریافت. آدم های با محبت و آن هایی که از عشق برای هر کسی در هر جایی بزری کاشته اند و می کارند قابل قدر اند. برماست که این گونه افراد والا صفت را ارج بگذاریم.

۵- حفظ حرمت به دیگران: هر انسانی اگر به جوهر آدم و آدمیت ارزش قایل باشد که باید باشد؛ این خود نشانه یی است از اخلاق، چون حرمت به دیگران را پاس داشته و در پیوست به آن حریم شخصی هر فردی را نگه می دارد. این رویکرد ها برای هر انسانی در هر سطحی (به جز از انسان های تبهکار آن هم با اجرای عملی عمد) همه قابل حرمت اند و هیچ کسی نباید در برابر هیچ انسانی حرمت و حیثیت اش را نادیده بگیرد.

خوشبختانه انسان های با اخلاق و دارای سجایای عالی از این وجیبه ی انسانی برخوردار اند و هیچگاهی به خود اجازه نمی دهند تا حرمت و مکنت دیگران را پایمال نمایند. از آن جایی که هر انسان شایسته؛ لایق احترام است پس چرا به دیگران (هر که باشد) احترام نگذاریم؟ همین احترام گذاشتن و تمکین نمودن به دیگران، ناشی از اخلاق و سجایای نیک انسان است که توسط هنجارهای اجتماعی و فرهنگی مشترک، شکل می گیرد.

ادامه دارد


مطالب بیشتر

شاید این مطالب نیز برای شما جالب باشد