پروانه

حلیمه سلیمی

·

·

درین غربت کسی پول و کسی هم خانه لازم داشت
کسی یک شعر طبق عادت روزانه لازم داشت

فقط آوردی و کنج قفس زندانی اش کردی
چرا اصلا نفهمیدی کبوتر دانه لازم داشت

نه می‌سوزم نه هم خاموش میگردم، کی میداند
درین دلواپسی شمع دلم پروانه لازم داشت

همان دختر که با دستان خود بستی دهانش را
شبیه کودکی یک جیغ آزادانه لازم داشت

سفر کردی و پشت آرزو های خودت رفتی
ویک شاعر برای گریه کردن شانه لازم داشت


مطالب بیشتر

شاید این مطالب نیز برای شما جالب باشد