نوشتار زنانه
بنویس
نوشتن مال توست
وقت آن است که زن شهکارهای خود را در زبان
مکتوب و شفاهی رقم بزند. زن
باید از دام سکوت رها شود
هلن سیکسو
نظریه پردازان زن، اصطلاح نوشتار زنانه را در برابر مردنویسی و مردسالاری ، مطرح می سازند. با دقت فیلسوفانه، ابعاد مختلفۀ موضوع را میکاوند. تأکید می کنند که زنان، بدون ترس، روح و بدن خود را بنویسند. و این زبان، قدرت، برابری و استقلال می آفریند… زن تجربیاتی دارد که فقط زن می تواند آنرا بشناسد و بنویسد. نوشتار زنانه، عملیۀ نوشتن را در انسان تکمیل می کند. تاریخ نگاری مردانه، در بارۀ کارنامه های مردان نوشته شده و تاریخ نگاری زنانه می تواند با نقد تاریخ مذکر، تاریخ انسان (مرد و زن) را منصفانه بنگارد.
هلن سیکسو، در تفکر و نوشتار زنانه، ادامۀ ماریا دگوژ فرانسوی است. دگوژ (1748- 1793م) نمایشنامه نویس، فعال حقوق زن و طرفدار لغو برده داری بوده. دگوژ با نوشته های ممنوعه بخصوص با نوشتن اعلامیۀ حقوق زنان که آزادی زنان را مطرح کرده بود، سرانجام محکوم به اعدام گردید و در سوم نومبر 1793 در پاریس، بوسیلۀ انقلابیون افراطی، زیر گیوتین برده شد و گردن این زن نویسنده را بریدند.
اگر زنان می توانند زیر گیوتین کشته شوند
باید این حق را نیز داشته باشند که از فراز تریبون سخن بگویند
دگوژ
زن با نوشتن، خود را از زندان تاریخ، رها می سازد.
زن با نوشتن، نظریه و باور می سازد.
زنان متفکر و نظریه پرداز با قلم های شان، راه را برای انسانیت و برابری باز کردند. زنان دلیر و عملورز، با گام ها و فریاد های شان، خیابان ها و کارخانه های دنیا را به لرزه انداختند. مری ولستون کرافت ( 1759-1797) فیلسوفۀ انگلیسی، اولین زنی است که در عصر روشنگری، در انگلستان، قلم می گیرد و به حیث رمان نویس و نظریه پرداز، زنانه نویسی می کند. کتاب ” احقاق حقوق زنان ” را در 1792 می نویسد. این کتاب سرآغاز دادخواهی برای برابری زنان است.
ویرجینیا ولف (1941-1882) رمان نویس و متنقد ادبی، کتاب ” اتاقی از آن خود” را در 1929 نوشت و این کتاب، سرآغاز نظریۀ نقد ادبی فمینیستی شمرده می شود… سیمون دوبوار(1908-1986) فیلسوف و فمینیست با نوشتن کتاب جنس دوم در 1949، پایه های تئوریک، زن و نوشتار زنانه را پی ریزی نمود. و تعریف جدیدی از زن، ارائه کرد.
زن، زن بدنیا نمی آید ساخته می شود.
رشد همه جانبه در قرن بیستم، گسترش صنعت چاپ، انقلابات اجتماعی، علمی و تکنالوجیک، ترویج گستردۀ سواد و تحصیل، مکاتب و دانشگاه ها، شهر نشینی، کتاب خوانی، رسانه های سمعی و بصری… دو جنگ ویرانگر جهانی، فاشیزم و نازیسم، انقلابات دموکراتیک و سوسیالیستی، مبارزات مسلحانۀ زنان، جنگ علیه استعمار، مبارزات مدنی زنان، … نهضت زنانه نویسی را بوجود آورد. زنان، قلم گرفتند و دربارۀ خود و آرزو های انسانی خود نوشتند. مقاله، کتاب، شعر، رُمان، نمایشنامه، فیلمنامه … به سبک و سیاق زنانه بوجود آمد. افق جدیدی در علم، هنر، فلسفه و
ادبیات باز شد. قبلاً طی هزاران سال، اندیشۀ بشری دارای یک دریچه و یک افق بود و آنهم افق مذکر، و از دوسدۀ پسین به اینسو، دریچه و افق دوم یعنی زنانه، باز شده و زمینه را برای بهتر دیده شدن جهان فراهم ساخته است.
در وضعیتی که بخصوص در کشورهای شرقی، بر شقیقۀ زن از شش جهت به شش طریق، تیر می بارد، نوشتار زنانه دارای ارزش چندبرابر می شود. نوشتار زنانه، به پادزهر ستم و سیادت مردسالاری تبدیل می گردد. نوشتار زنانه، منطق و عصیان رهایی بخش است.
زنان کابلی
بیدار شدن خاطرات کوبانی
امیدی که در کابل غروب کرد در همان جا، بوسیلۀ زنان از مردن و نابودی نجات یافت. جنبش زنان، پادزهر افراطیت مذهبی و مردسالاری است. زنان کوبانی بشکل دیگر توسط پارتیزان های بی تفنگ در کابل بیدار گشته اند.
پنج سال مبارزه پنج سال ایستادگی. پنج سال اتحاد پنج سال آگاهی. پنج سال شبکه سازی پنج سال سازماندهی… جنبش زنانۀ میهنی، در برابر امارت اسلامی، قد برافراشت. همانگونه که داعش در سوریه و عراق از زنان می ترسیدند، طالبان نیز، از زنان می ترسند. زنان معترض، یگانه نیروی آگاه و فعالی بود که برای اولین بار در کابل و شهر های کلان، بعد از پانزدهم اگست 2021 در برابر اسارت، زن ستیزی و مطلق العنانی طالبان، به میدان آمدند. صدای زنان معترض دنیا را تکان داد. این باور ایجاد شد که جنبش زنانۀ میهنی، پادزهر اسارت، افراطیت و مردسالاری است.
گاهی یک زن با شعار خود با شعر خود با نوشتۀ خود، وضعیت را به نفع مردم تغییر می دهد. گاهی یک دختر، با فکر و فریاد خود، به قهرمان و کهن الگو تبدیل می گردد. ناهید صاعد متعلم لیسۀ رابعۀ بلخی، چادر خونین خود را درفش ساخت و در مقابل تانک های روس ها و ایادی آن ایستاد.
و با گلولۀ شوروی ایستاده شهید شد.
چهل و شش سال است که نام ناهید هنوز دختران را انگیزه می دهد و آگاهی، تشکل و عصیان را می آموزاند. تظاهرات نهم ثور 1359 بوسیلۀ دختران لیسۀ رابعۀ بلخی و لیسۀ سوریا، تحت رهبری شهید ناهید، زمینۀ را برای تداوم و سرتاسری شدن تظاهرات، علیه خاد، پرچم و شوروی فراهم ساخت. قیام سرتاسری دختران مکاتب، حرکت منسجم تاریخی است که تا هنوز دختران میهن را انگیزه و باور می بخشد.
اگر صد زن، قلم بگیرد، اگر صد زن فریاد بکشد، اگر این قلم و این فریاد، متکی به آگاهی و سازماندهی باشد، متحدانه و شبکه ای باشد، جنبش های نوین اجتماعی ایجاد می گردند. جنبش های نوین زنانه.
در خطۀ جنگزده ، زن ستیز و مردسالار، جنبش زنان یکی از پرقدرت ترین جنبش های اجتماعی در کشور است… زنی وجود ندارد که بیکاری، گرسنگی، تبعیض، تعصب و انواع خشونت و ستم را تجربه نکرده باشد. زنان آنقدر ترسانده شده اند که دگر چیزی برای ترسیدن و ازدست دادن ندارند. زنی که حاضر است خود را با تیل به آتش بکشد، هیچ نیروئی نمی تواند در برابر خشم و عصیانش ایستادگی کند. زنی که در روستا و شهر روزانه ده ساعت کار می کند اما بازهم گرسنه می خوابد. زنی که شایستۀ رهبری و مدیریت است اما به دلیل زن بودن، پس زده می شود. همین زن فعال، حاضرست تا حق خود را از مردسالاری پس بگیرد. تنها بیوه های کشور که شوهران شان بخاطر میهن شهید شده اند، اگر بسیج شوند، در نتیجۀ آتشی که از درون آه شان بیرون می شود، دیوار های ارگ و مردسالاری به خاکستر تبدیل می شوند. طی چند دهه این مردان رنگارنگ بوده که با نگاه های متفاوت به کودتا، چاکری، آدمکشی، فساد، خیانت و انتحاری … و سرانجام به حیثیت مردم و مملکت، تاسطح بربادی، بازی کرده اند.
طبقات سامری، محمدشاه فرهود، چاپ هالند 2020 ص 218
پنج دهه است که مملکت ما، بی صاحب و بحرانی است. در هر برهه ای، زنان مانند قارۀ سیاه و ممنوعه، ایستادند و خود را در عرصه های مختلف، فعال و مشعشع کردند. بیشتر از هر فرهنگی، در این فرهنگ، زن را منفعل و ناقص العقل پنداشته اند. از همینروست که عقده های تاریخی بربنای دانش و آگاهی که محصول تراکم سرکوب اند، به گونۀ معجزه آسایی به انفجار رسیده است. در جهان امروزی، تجربۀ زیسته به زن ثابت کرده که زن می تواند شاعر و نویسنده باشد. فیلسوف و فیلمساز باشد، مبارز و معترض باشد، قهرمان ورزشی و آموزشی باشد، نظریه پرداز و کنشگر باشد،….کاشف و مخترع باشد، عدالت آفرین و آزادیبخش باشد.
در ذهنیت مردانه خطور نمی کرد که روزی رهبران حکومتها و دولتهای مدرن، زنان می باشند. در بسیاری از کشورهای پیشرفتۀ دنیا، حق رأی زنان در قرن بیستم برسمیت شناخته شد. دولتمردان، گمان نمی کردند که بعد از هزاران سال مردسالاری، در قرن بیستم، یک زن، در مقام رئیس جمهور، وزیر و صدراعظم قرار می گیرد!؟ امروزه وزیر زن در جهان آمار بزرگی را نشان می دهد. و به آمار صدراعظم و رئیس جمهور روز بروز افزوده می شود.
صدراعظم ها: ایندرا گاندی، مارگرت تاچر، آنگلا مرکل، الیزابت بورن، حسینه واجد، بی نظیر بوتو، جورجیا ملونی، لیز تراس، سانا مارین، مته فردریکسن، ماگدالینا اندرسون، ناتالیا گافریلیتاگ، آنا برنابیتش، اینگریدا سیمونیت، کایا کالاس …
رئیس جمهور ها: ایکاترینی ساکیلا، ایزابل پرون، ویگدیس تیر، شیو مارا کاسترو، مایا ساندو، یوسا عثمانی، سالومه زور ابیشویلی، کاتالین نوواک، زوزانا چاپو تووا، کلودیا یاردو…
نوبت به افغانستان می رسد. درافغانستان پدر سالار و جنگزده، روزی نی روزی، رئیس جمهور و صدراعظم زن بوجود می آید و زنان آگاه، دلیر، مدیر و متخصص، میهن را از افراطیت، جنگ داخلی و بی ثباتی نجات می دهد.
شاید، پادزهر نظام های داعشی و طالبی، دولت زنانه است.
و اینک در هر عرصه ای، اسطورۀ ناقص العقلی زن دود شده و به هوا رفته است.
زن مانند مرد، دارای ظرفیت ها و توانایی های علمی، فلسفی، ادبی، هنری، سیاسی،
تخصصی و مدیریتی است. به اضافۀ احساس و عاطفۀ مادری.
ولی هنوز هم زن، در سرزمین سوختۀ من در قرن بیست و یکم، برای احقاق حقوق اولیۀ خود مانند زنانی که در اروپا در قرن نزدهم می اندیشدند، می اندیشند؟ هنوز برای کار، آموزش و نفی سنگسار و ازدواج اجباری، مبارزه می کند. هنوز در چارمیخ خانه، حویلی و اپارتمان بسته است…. برای اینکه چگونه بدون محرم شرعی از خانه به بیرون برود، سرگردانی می کشد. این حالت است که زن را به نیروی آتشفشانی تبدیل کرده و نسل جدید زن را نسل عاصی و کنشگر، نسل میدانی و سخنور، نسل شاعر، متفکر و نویسنده ساخته است. و همین نسل، نسل عاصی و معترض، با جنبش های زنانۀ خود، پادزهر وضعیت زن ستیز و توحش را تولید می کنند.
آیا زن می تواند بدون نوشتن خود را با نیاز ها و رویا ها بیان نماید؟
آیا ممکن است که زن بی آنکه به قلم و روایت کردن روی بیاورد، فشار و ستم را برملا سازد؟ میلیون ها زن، فقط در زیر سقف های خانه، با ریختن اشک، رنج و ستمی که همه روزه بر سرش می بارد، را فقط برای گوش های خود بازگو می کند. عملی که گاه افراد درون خانه نیز از آن مطلع نمی شوند. نوشتن، عالی ترین شکل عصیان و ایستادن است. اشک ریختن، عالی ترین شکل تحمل و افشاگری نیست، اشک ها را شناختن و به بیان آوردن، زیبا ترین شکل عصیان و آگاهی است. عصیانی که ثبت تاریخ می گردد. عصیانی که راه را برای دیگران باز می کند. عصیانی که به شبکه و خرد جمعی تبدیل می گردد…. موانع و باید ها و نباید ها را می تواند بشناسد.
بار ها دیده ام که اگر نوشته ای به نقدِ مردسالاری بپردازد، بویژه اگر نویسنده ی آن زن باشد، عده ای به خصوص برخی مردان چنین برداشت می کنند که گویی جنگی میان زنان و مردان جریان دارد. حال آنکه نقد مردسالاری دراصل نقد یک نظام است ، نه حمله به افراد و یا دفاع محض از زنان، نظام مردسالاری ساختاری اجتماعی،فرهنگی و اقتصادی و تاریخی است.که در طول قرن ها شکل گرفته و بر روابط انسانی تأثیر گذاشته است… زنان را در نقش فرعی قرار دادند و زنان عموماً به حوزۀ خانه، فرزند آوری و مراقبت محدود شد. این نابرابری
طبیعی جلوه داده شد.
بشر برای رسیدن به آرامش و خوشبختی نیاز دارد تا به جایی برسدکه افرادقبل از هویت جنسیتی شان،انسان و برابر باشند.
ذکیه شفاهی، مقاله، مردسالاری
26 ثور 1405
Nimrokhmedia.com/pat
امروزه در 2026 بر زن میهن، از طرف امارت طالبان، زندان و قفسی بنام زندگی تحمیل گردیده است که مانند آنرا در دوران برده داری نمی توان سراغ کرد. بیست میلیون زن، بخصوص زنان پایتخت و شهر نشین، زنان باسواد و تحصیلیافته، زنان شاعر و نویسنده، زنان متخصص و دانشمند، زنان فیلمساز و آوازخوان، زنان تجارت پیشه و شاغل، زنان مامور و معلم، زنان افسر و امنیتی، زنان طبیب و مهندس، زنان کارگر و کشاورز، خلاصه تمامی زنان نان آور… و بدتر از همه، دختران خانه نشین مکاتب و دانشگاه ها، در تلخترین و تیره ترین شرایط بسر می برند. در 193 مملکت، افغانستان یگانه کشوری است که دختران و زنان اش حق تحصیل، کار و سفرمستقلانه ندارند. این پدیدۀ ناگوار، برای نسل جوان، تبعات خیلی رنجناک، برباد کننده و پیآمد های ویران کنندۀ روانی را ایجاد می کند. این لکۀ ننگ، طوق لعنتی است بر گردن امارت طالبان، گروه های افراطی و امپریالیسم امریکا که بطور هفته وار، با بسته های میلیونی دالر امارت را روی پا نگهمیدارد.
وضعیت کنونی کشور، یک حالت پروژه ئی است، شروع و انجام دارد. دیر یا زود، دگرگون می گردد، طالبان همان گونه که در یک روز آمده اند، به همانگونه در یک یا چند روز گم می شوند. و اما، آنچه باقی میماند، ادامۀ مردسالاری، پیآمد های روانی، ضربات اجتماعی، خشونت ساختاری و زن ستیزی است. زنان آگاه و نویسنده، ناگزیرند تا با نوشتار شان، با معرفت شان، با گامهای شان، با صدای شان از این تونل غمناک و تاریک عبور نمایند و سرنوشت خود را خود بدست گیرند. تاریخ اندیشۀ زنان، تاریخ ممنوعه، مطروده و به حاشیه رانده شده است. از اینرو، در وضعیت موجوده، هر زن به طریق خود، صدا می کشد.
طالب برادرم نیست
طالب هموطنم نیست
طالب پروژۀ بیگانه است
طالب ارتش مدارس مذهبی است
وحیده پیکان خبر نگار
تلویزیون افغانستان انترنشنل، در حین مصاحبه
پرسش: چرا طالبان آموزش را برای دختران ممنوع کرده اند؟
پاسخ: برای آنکه زن تحصیلیافته طالب نمی زاید.
مصاحبه زن معترض با
BBC فارسی 2026
بعد از استقرار ادارۀ مذهبی/قومی و مردسالار طالبان(15 اگست 2021) اولین حمله و اولین ضربه، با یک فتوای کوتاهِ امیرالمؤمنین، بر زنان صورت گرفت( در مورد کار، آموزش و سفر) و بزودی، زنان و دختران جوان اولین نیروی همآهنگ و معترض را علیه فتوا، شکل دادند. فضا و خیابان ها را در زیر حنجره ها و گام ها، به نهضت و انقلاب تبدیل نمودند. دستگیر شدند اما از اعتراض نماندند، زندانی شدند اما، صدای شان رساتر گردید، شکنجه شدند اما، بدون اعتراف مقاومت نمودند، ناپدید شدند اما اعتراض و ایستادگی را تداوم بخشیدند. در درون اتاق های تحقیق و کاملاً مذکر طالبی، در زیر زبان قمچین، اسطوره و حماسه آفریدند. نسلی که بر فراز ویرانه های طالبی و انتحاری، قد افراشـته است، با ایستادگی درخشان، خود را در برابر ستـم مضاعف،تثبیت نمودند اعتراضات خیابانی، آوازخوانی در زیر چادری، سخنرانی و شعار های خانگی، مصاحبه ها، شبکه سازی و سازماندهی مخفی، حلقه و سازمان سازی، اعلامیه و اطلاعیه، شعر و قصه گویی، مقاله و خاطره نویسی، کتاب و رساله….
زنان و دختران در کابل و سایر ولایات، اولین گلوله ها یعنی کلمات ِ مذاب را بسوی طالبان شلیک کردند. زنان اولین بخش مردم بودند که بخاطر آزادی در پیشگاه تاریخ، دسته دسته قربانی دادند. زنان، این پارتیزان های بی تفنگ، جاده ها و خانه ها را از نفَس و صدای رهایی بخش پُر نمودند. زنان، اضمحلالِ اسطورۀ ضعیفه بودن را به گردن جنرالان گریزی انداختند.
15 اگست کلان های جمهـوریت به غرب گریختند و زنان و مملکت را تنها گذاشتـند زنان ثابت کردند که علیه طالبان میجنگند اگرما در دورۀ جمهوریت می فهمیدیم باید زنان را وزیر دفاع، وزیر داخله و امنیت می ساختیم و کشوردر وجود زنان پاسـداری می شد.
تیکتاک جنرال یاسین ضیا
رئیس ستاد کل نیروهای مسلح در جمهوریت
ستم خانگی
در کنار ستمهای گوناگون، ستم خانگی، سنت دیرینه است. در هر خانه ای به شیوه ای، تلاطم دارد. ستم در روستا با ستم در شهر تفاوت دارد. درخانواده ای که مرد، چند زن دارد، ستم خانگی چند لایه می گردد. در خانواده ای که شوهر، رابطۀ جنسی خارج از زناشویی دارد، ستم نیز رنگ دگری پیدا می کند. ستم، ستم است اما، ستم شوهر بیسواد با ستم شوهر تحصیلیافته تمایز دارد. ستم شوهر فقیر با ستم شوهر ثروتمند فرق می کند. ستم فرد مذهبی با غیر مذهبی تفاوت دارد. ستم شوهری که بر چوکی و مقام تکیه دارد با شوهری که مامور پائین رتبه است، متفاوت است. و به همینگونه، درجۀ ستم مربوط می باشد به موقعیت شوهر (موقعیت فکری، طبقاتی، تحصیلی، دینی، روانی…) و موقعیت زن( فکری، طبقاتی، تحصیلی، دینی، روانی، احساسی…) این موقعیت ها، خود را در رابطۀ دوگانه و متقابل، نشان می دهند.
قصۀ واقعی
انوشه با چشمان درشت رخسار گندمی قد میانه و روی گِرد. پدر انوشه مرد مذهبی افراطی بود و بر زن و دختر قیودات خاص داشت. انوشه عروسـی کرد. و دیگر به محافل دوســتان نیامد و نامش از مجالس خوشی پاک شد. انوشه، بعد از مدتی صاحب یک دختر شـد. خواهر انوشه از پول و طلا و موتر شـوهرش یاد میکرد. و می گفت که انوشه همیشه لباس نو می خرد. اما از رفتن به خانۀ والدین خود منع شده… روزی بدون آگاهی مستقماً پشت دروازۀ انوشه رفتم صدای چیغ طفل می آمـد دروازه باز شد دیدم که موهای انوشه در دست شوهرش است و زن را از مو کش می کند و با لگد برپشت و کمرش می کوبد … بعداً که دیدمش قصه های تلختر از لت و کوب کرد چندبار شکستگی پیدا کرده و به شـفاخانه بستر شده… اصل دلیل لت خوردن و خشونت علیه انوشه این بوده که شوهر ظاهراً محترم و مذهبی، عیاشی می کرده و زنان را به خانه می آورده و انوشه مـی گفته که این کارهایت را در بیرون
انجـام بده نه درخانه و به این خاطـر لت می خورده اما چـون پول داشت تمام عیوبش پنهان مـی ماند. انوشه به خانۀ برادر می رود و شوهر به امارت اسلامی اطـلاع می دهد و به جرم فرار از خانه انوشه و برادرش زندانی می شوند. مردسـالاری خانگی و خشونت دولتی، یکجا، انوشۀ بی گناه را تا هنوز اذیت می کنند.
افسانه بهار، کابل، اسد 1405
تجاوز گروهی
پدیده ای نیست که مربوط به دورۀ طالبان باشد. تجاوز گروهی بر زن، یکی از اشکال ذهنیت مردسالاری و زن ستیزی است که در هر دوره ای در کشور اتفاق افتیده است. در دوران استعمار انگلیس، شوروی و امریکا، این فجایع بوسیلۀ بیگانگان صورت گرفته و همچنان بوسیلۀ قدرت مندان داخلی و مردم عادی جامعه نیز انجام یافته است. تجاوز گروهی، با عوامل مختلفه مرتبط است عواملی مانند: روانی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و استعماری… فاجعۀ تجاوز گروهی، برای قربانی و خانوادۀ قربانی، تبعات جبران ناپذیری را ایجاد می کند.
گزارشات نهاد های حقوقی بین المللی طی پنج سال پسین(2021-2026) نشان می دهند که طالبان در زندان های ولایات و کابل، مرتکب تجاوز گروهی بر زندانیان زن شده اند. اعترافات برخی از زندانیانِ قربانی در رسانه های بصری، خیلی تکاندهنده است. از صد ها قربانی، یگان نفر پیدا می شوند که در مورد تجاوز، اعتراف و روایت کنند.
طالبان در زندان به صورت گروهی به من تجاوز کـردند28 سال دارم و در 31 اگست 2021 به جرم افسر ارتش توسط طالبان در غـرب کابل دستگیر شـدم و دو شب متوالی به صـورت وحشیانه مورد تجاوز گروهی طالبان قرار گرفتم. روز ها کاری به من نداشتند اما شب ها کابوس واقعی آغاز می شد. سه یا چـهار نفر به صورت گروهـی به من تجاوز کردند. فریاد میزدند که من یک هزارۀ کافر و فاحشه ام و هربلایی که سرم بیاورند، حقم
است.
شکوفه صفری رسانه رخشانه 9 جوزا 3004
مصاحبه کننده هانیه فروتن
Rukhshana.com/former
در هشتم سپتامبر طالبان بر اعتراض زنان در مزار شریف حمله کردند 40 دختر معترض را با خود بردند. یکی از زندانیان معترض پـس از رهایی، با ایندیپندت فارسـی مصاحبه کرده و گفته است که دختران بشدت شکنجه شدند و بار ها مورد تجاوز گروهی قرار گرفتند به زور به دختران قرص روان گردان می خوراندند و سپس افـراد طالبان به طور گروهی به آنان تجاوز می کردند.
awna
خبر گزاری بانوان افغانستان
Awna.af/p=31265
آزادی زنان، شرط لازمۀ آزادی مردم است.
آزادی زنان، مربوط به آگاهی و نوشتار است.
با این همه ظلم، با این همه ستم، با این همه مصیبت، زنان چگونه به آزادی خواهند رسید. آزادی مردم با آزادی زنان گره خورده است. زنان با نوشتن و صدای منحصر به خود، تحول رهایی بخش را ایجاد می کنند. ستمگر، از صدا و کلمات می ترسد، ستمگر می داند که صدا و کلمات دارای چه قدرت جادویی هستند. اینک، ارتش کلمات در زیر مدیریت و رهبری زنان قرار گرفته است.
در پانزدهم اگست
امید و رؤیا های انسانی فروپاشید
فقط زنان بودند که برای پاسداری از رویا و امید به میدان آمدند.
یاغی
نه زلفانم، نه چشمانم، نه تیغ تیز مژگانم
میان برقع جهلت، چرا خود را بپوشانم
چرا باید اسارت ها همیشه فرض زن باشد
تو آزاد و رها باشی و من محبوس زندانم
نگاه از تو، گناه از تو، تمام ماجرا از تو
و در قاموس جهل تو، زنم از جنس شیطانم
مؤنث های درد من در این مصرع نمیگنجد
از این سنگسار های این مذکرها، به جولانم
به شور و شعف چشمانم، به موج مست زلفانم
بدون برقع میرقصم، بدون برقع میمانم
نوت
به زنان تابوشکن سرزمین من، ما در بهشت اطاعت نکردیم ملا هیبت الله امید اسارت زن را با خود به جهنم خواهد برد!
لینا روزبه حیدری
21 فبروری 2025 فیسبوک
ادامه دارد
این کتاب ارزشمند، به گونه PDF در پای بخش اول آن، نیز قابل دسترسی است





