یادوارهها و پژوهشها دومین اثر چاپی محقق عبدالغنی نیکسیر است، اولین اثر ایشان تحت نام « آموزش و پرورش از نگاه مولانا جامی» میباشد که در سال ( 1384) به زیور چاپ آراسته گردید. اثری که میخواهیم به معرفی بگیریم، مجموعه مقالات تحقیقی و خاطرات این شخصیت را در بر دارد. خاطرات و معرفی چهرههای معاصر کشورمان که با نام و ذهنیت بسیاری از آنها نسل جوان ما هیچ آشنایی ندارند؛ به ویژه شخصیت های تاثیرگذاری که از هرات سر بلند کرده و عمرخود را در راه ادب و معرفت به سر رسانده اند؛ ازاین منظر، این کتاب میتواند دریچهای باشد که با آن بتوان نگاهی به گذشته داشت و به آن شخصیتهای بزرگوار ارج نهاد.
در این اثر به نامهای درخشانی برمیخوریم چون استاد بشیر، محسن صابر هروی، استاد فکری سلجوقی، حسین وفا سلجوقی، عبدالحسین توفیق و… که هر یک از این اشخاص، گام بسیاری بلندی را در راستای تقویت ادب و تاریخ کشور برداشته و عمرشان صرف تحقیق و دود چراغ خوردن شده است.
مقالهی اول تحت عنوان « جامی به حیث آموزگار» است و در این نبشته به مولانا جامی به عنوان آموزگار نگریسته شده و دلیلش نیز این است که در آثار مولانا جامی آموزههای اخلاقی فراوانی را میتوان دید؛ به ویژه در آثاری همچون بهارستان، هفت اورنگ، فواید ضیاییه و… در این مقاله آمده است که جامی زندگی روزمره انسان را به سه بخش تقسیم کرده که عبارت از کار روزمره، آموزش و محشور بودن با علما. نمونه اشعاری نیز از هفت اورنگ وی در این زمینه آمده است:
حفظ کن مختصری در هر فن
گیر خوشبو گلی از هر گلشن
مولانا جامی بر علوم روزگارش مسلط بوده و به همین دلیل میتوان او را استادی ورزیده دانست. به خصوص که او بهارستان را به نگارش در آورده و خودش نیز ادعا میکند که این کتاب برای آموزش پسر نوسالش است و میتواند اثری آموزشی برای نسلهای بعد نیز باشد.
تابش اندیشههای تابش
در این نوشته به آثار و زندگی « سعادت الملوک تابش هروی» پرداخته شده است و از او به عنوان شخصیتی که در عرصهی عرفان نظری حرفهایی دارد، یاد شده.تابش هم در میدان ادبیات و هم در میدان سیاست، فعالیتهایی داشته و در دوران مهاجرت نیز یکی از رقم زنندهگان ادبیات مقاومت بود.
مهمترین بخش کارهای وی، خلق آثاری در زمینهی روانشناسی است که حایز دیدگاههای قابل توجهی میباشد و میتوان در این زمینه از کتاب « ریشهها و پیامدهای روانشناسی» نام برد.
استاد بشیر دانشی مرد معاصر
در سیر تطور فکری معاصر کشور ما، بین دهه های 20 و 30 خورشیدی، چهرههای درخشانی پدیدارگشتند که در زمینهی پژوهش و نسخهشناسی کارهای ارزندهای را از خود به جا گذاشتند. استاد بشیر نیز یکی از همین شخصیتهاست که کارنامهی ارزندهای دارد.
استاد بشیر، شخصیتی فروتن، کم حرف و بدون ادعا بود که در زمینه مطبوعات، تحقیقات تاریخی و موضوعات عرفانی و علم نجوم کار های دقیقی از وی به جا مانده است که تعدادی از این آثار زیور چاپ را در بر دارند و بسیاریشان همچنان خاموش مانده اند.
استاد بشیر علاقمندی خاصی به نسخ خطی نیز داشته و در آرشیف ملی در پی جمع و گرد آوری این نسخ برآمده و در تهیه فهرست این آثار اقدام نموده است. روزگاری مساعد گردد که نام و آثار این بزرگان از زیر غبار فراموشی بیرون بیاید و راه را برای نسل جوان هموارتر سازند.
ناظمی در خاطرهام
نوشتن خاطرات یکی از مواردیست که نگارندهی این کتاب به آن سخت دلبستگی دارد و در حقیقت خاطره نویسی یکی از ژانرهایی است که میتوان گفت فراموش شده. هر انسانی داستانی از زندگی خود دارد که با نوشتن آن میتواند خود را از شر فراموشی نجات دهد.
لطیف ناظمی، یکی از شاعران معاصر و از چهرههای ماندگاریست که سالیان زیادی را در این راه قلم و قدم زده و آثار ادبی فراوانی را به وجود آورده است. در این خاطره، نیکسیر از روزگاران نوجوانی و جوانی حکایه دارد که با لطیف ناظمی دمخور بوده است:
« سخن از استاد لطیف ناظمی است؛ کسی که من ایشان را از کودکی خودم و او میشناسم. یعنی از حدود اوایل دهه سی خورشیدی…»
در این خاطره، نگارنده از واقعات مهمی که در زندگی وی اتفاق افتاده و با یاری دوست ( لطیف ناظمی) حل شده و بعد تند باد حوادث نگذاشته که همنشینی این دو یار موافق ادامه یابد و یکی از آنها تن به مهاجرت میدهد، روایت میکند.
نقاب خاک در رخ فیض محمد عاطفی
در این بخش، از فیض محمد عاطفی به عنوان نمایندهی نسلی یاد میشود که بین سالهای 1300 تا 1320 خورشیدی، در هرات سر بر آوردند که امروز مایهی مباهات اند و از آنها به نیکی یاد میشود. فیض محمد عاطفی شاعری بذلهگو و گاه نیز محلیسرا بوده که در اشعار او نا هنجاریهای اجتماعی دههی چهل خورشیدی به تصویر کشیده شده است و « آیینهی محیط» از آثار معروف وی میباشد.
نگاهی بر هویت گمشده
اثری بسیار ارزشمند از محمد ظاهر رستمی، شخصیتی که نگارندهی این کتاب، او را از حدود پنجاه سال قبل میشناسد و میداند که او چقدر دلبستهی اماکن قدیمی هرات هست. کتاب « هویت گمشده» نیز در مورد گذشته و تاریخ محلهی خواجه عبدالله مصری است که رستمی پیش از فرو ریختن برج و باروی محلههای قدیم هرات، خواسته آنها را در اذهان همه روشن و زنده نگه دارد.
استاد سخن، رهیاب
در خانوادهی فرهنگ و ادبیات معاصر ما چهرههای تاثیرگذار و پرکار زیادی وجود دارد که در ردیف همهی این نام آوران میتوان از استاد محمد ناصر رهیاب نیز نام برد. ایشان یکی از شخصیتهای دانشگاهی است که نگارندهی این اثر از سابقهی دوستی و همنشینی با وی یاد میکند.
در عرصهی پژوهش از آثار وی نام میبرد، آثاری چون : سپیده دم داستان نویسی، گره به باد مزن، نقد کتاب شیخ جامی و…
عضویت و جایگاه استاد رهیاب در جوامع فرهنگی، علمی، ادبی و اشتراک در سیمینارها و همایشهای گوناگون، چه در داخل و خارج کشور، قابل اهمیت و یاد آوری است.
یاد و خاطرهی استاد رهیاب زنده و گرامی باشد.
خلیلی در هرات
این نوشته در حقیقت خاطرهایست که نگارنده از آمدن استاد خلیل الله خلیلی به هرات روایت میکند بدین شرح: « در سال 1340 خورشیدی، در آن دورانیکه در صنف دهم لیسهی سلطان غیاث الدین غوری هرات درس میخواندم، هر پنجشنبه در هفته،کنفرانسی ادبی و اجتماعی در سالن کتابخانهی این لیسه داشتیم. در صبح یکی از این پنجشنبهها بین شاگردان شایع شد که امروز استادِ بزرگ خلیلی در کنفرانس ما شرکت خواهد کرد…»
نگاهی به مثنوی فریدون و زهره
استاد فکری سلجوقی یکی از مشاهیر بنام هرات و از چهرههاییست که خدمات شایانی در زمینهی فرهنگ و هنر و تاریخ این سرزمین داشته و ذوق شعری ایشان نیز قابل توجه است که میتوان از مثنوی فریدون و زهره نام برد. فکری سلجوقی در سرودن این مثنوی وسواس زیادی را به خرج داده تا از آوردن کلمات بیگانه در آن حذر کند و اصطلاحات خراسانی و اوستایی را بیشتر به کار برد تا در حقیقت باستانی بودن این قصه همچنان حفظ شود.
از کتابداری تا کتاب سوزی
در این نوشته، به سرنوشت کتاب در طول تاریخ و به ظلم و کوتاهی که در حق کتاب شده، اشاره میشود و ازکتابخانهها و کتابداران معروف نیز یاد شده است:
« نخستین کتابخانهی عمومی، بیت الحکمه نامیده میشده که گویند هارون موسس آن کتابخانه بوده و خالد برمکی کتابهای زیادی را از هند نیز به آن کتابخانه آورده است.
در مقاطعی از تاریخ به کتاب عنایت فراوان شده و اما در بسا اوقات، کتاب به باد فراموشی سپرده شده است و حتی در تاریخ معاصر کشور خودمان و در طول سالهای جنگ، نارواهای فراوانی به کتاب وارد شده است.
علامه صلاح الدین سلجوقی و افسانه فردا
استاد صلاح الدین سلجوقی یکی از اندیشمندان بی بدیل کشورماست که در راستای زنده نگه داشتن دانش گامهای موثری را برداشته و نامش ثبت تاریخ است. افسانهی فردا آخرین اثر استاد سلجوقی است که وی این اثر را در بستر بیماری نگاشته و آیینهی ذهن وی برای انسان است. او در این اثر میگوید: « من در تقویم انسان سرگذشت گذشتهی او را به صورت مختصر بیان نمودم و نشان دادم که ماهیت انسان، بزرگترین و بلندترین و پیچیدهترین ماهیتی است در این عالم و و هر انسان در خود عالمی است…»
سلام و ستایش
این نوشته در مورد مولوی عبدالله شفیقی است. نگارنده در مورد شخصیت و شعر مولوی شفیقی نگاشته و او را مردی وارسته، آهسته سخن و بدون ادعا میداند. شعرشفیقی رنگ و بوی عرفانی دارد و یکی از از آثار او مجموعه شعری « آتش دل» است.
شناختی از حاجی اسماعیل سیاه
طنز از جمله ژانرهای ادبی هست که در لباس خنده و مزاح میتواند، نکاتی حقیقی و انتقادی را بیان کند و کمبودهای جامعه را به رخ مان بکشد. جای طنز درست و روشمند در ادبیات ما خیلی خالیست و تنها به چند نام و کارهایشان بسنده میشود که حاجی اسماعیل سیاه نیز از جمله همان نام هاست که میتوان از او خواند و دید که به چه نکاتی پرداخته است. او در زمانهی خودش زیسته و خیلی از مسایلی را که به نظرش کاستی داشته است را در لباس طنز در شعر آورده است و آنچه از مطالعهی آثار وی به دست میاید این است که او در شرایط بحرانی کشور زیسته و برداشت خود را از وضعیت به صورت طنز، هجو و هزل بیان نموده است.
عطار زرین قلم
عطار یکی از خطاطان معروف سرزمین ماست که کلک هنر آفرینش زیبایی آفریده و ماندگار است. وی عمر عزیزش را در پای هنر گذاشته و به همین دلیل تا امروز خوش درخشیده و از او به نیکی یاد میشود. زادگاه عطار هرات است و از کودکی به حسن خط عشقی وافر داشته: « از کودکی در حسن خط به حد افراط علاقه داشتم و هر قطعهی خوش خط را که از قلم استادان میدیدم از دیدن آن حظ میبردم.» از استاد عطار قطعههای خطاطی قابل توجهی به جا مانده که قابل تحسین است و در کتاب به آنها اشاره شده.
دوران شعر و فرهنگ جامی
در این مقاله بیشتر بر این موضوع تاکید شده است که نقش هنرمند و آفرینشگر در جامعهای که در آن زیست دارد و در مقابل اتفاقاتی که در زمانش می افتد، چه هست و چگونه کنشی میتواند از خود نشان دهد. حملات مغول و سپس تیمور و خرابیهایی که بار آمد و سپس طلوع هراتی که بار فرهنگی و هنری داشت و نقش جامی، نوایی و دیگر بزرگانی که در این دوران خوش درخشیدند.میتوان گفت که جامی شاعری بوده که پایی در دربار داشته و پایی در بین مردم و همیشه سعی کرده که این موازنه برهم نخورد و این ارتباط از بین نرود و شعر و اثر جامی در دورهی تیموریان نقطهی عطفی بوده و بازتاب همان زمانه و باید که تفکر عرفانی، هنری و ادبی وی را ارج نهاد.
روستا باختری در آن سوی پنجره هستی
روستا باختر از جمله نامهاییست که در ادبیات معاصر داستانی افغانستان به یکباره درخشید و بدون ادعا و بدون حرفی، رخ در نقاب خاک کشید. نویسندهای که فقط به نفس و ذات نوشتن نگاه میکرد و بدون هیچ چشمداشتی خودش را مینوشت: « رسیدن به حقیقت نیرومندترین انگیزه بود که مرا به نوشتن واداشت. از همان کودکی کنجکاو و حساس بودهام. میخواستم پاسخی به کنجکاوی هایم داده باشم.» به گفتهی آقای سیاهسنگ، او در سال 1344 خورشیدی رمان بلند پنجره را آفرید که گفته میشود نخستین داستان بلند مدرن در ادبیات داستانی افغانستان به حساب میاید.
منجم باشی معاصر هرات ( شیخ عبدالحسین)
در هرات شخصیتهای برجستهی زیادی در طول تاریخ رخ نموده اند که با کارهایشان توانسته اند تغییری مثبت را در جامعه ایجاد کنند.بسیاری از شخصیتها نیز چهرهی مردمی دارند و یکی از این چهرهها منجم باشی است که کارش به هم دوختن و در کنار هم قرار دادن مردم بوده؛ زیرا بسیاری از افراد و شخصیتها با وی رفت و آمد داشتند. او هر سال تقویمی را بیرون میداد که تنها تقویم نه بلکه گنجینهای بود از معلومات و شناخت ماه و روزهای سال. وی از جمله اعضای انجمن ادبی هرات نیز بود.
عطار و حلقهی وصل عرفان
عرفان همیشه زمینهایست برای معرفت بخشی و رسیدن به معنویت. انسانها هرگاهی که در زندگی کم آورده اند به دامان عرفان پناه بردند.
عطار نیز یکی از چهرههای درخشان در دنیای عرفان است؛ در این مقاله به جایگاه عطار به عنوان شخصیتی نگریسته شده که به عنوان حلقهی وصل توانسته شخصیتهای عرفانی بزرگی را به هم پیوند دهد و مفاهیم انسانی را جاودان سازد.
نیمرخ اندیشههای خواجه عبدالله انصاری
خواجه عبدالله انصاری از شخصیتهاییست که دارای لیاقت کافی با بازدهی استثنایی فکری است و او توانسته احساسات شاعرانه را توام با گزارههای عرفانی بیان کند و با سوزی عمیق اندیشههایش را پر رنگ سازد.
استاد انوری خطاط
نجیب الله انوری یکی از هنرمندان و خوش نویسانیست که بدون ادعا و با خلق وطبیعتی آرام، هنر آفریده است. او به روشهای کلاسیکی همچون نستعلیق، ثلث، نسخ، محقق، ریحان و کوفی اثر آفریده.
یک سالی که استاد رجایی با ما نیست
انجمن ادبی هرات، درمدت زمانی طولانی قریب صد سال که از عمرش میگذرد، چهرههای ماندگار و درخشانی را به خود دیده است که خدمات شایانی به عرصهی حضور رسانده اند. یکی از این چهرهها استاد محمد مسعود رجایی هست که در برهههای مختلف در انجمن ادبی، خدمات به یاد ماندنی داشته که لایق تحسین و ارجگزاری اند. ایشان از شخصیتهاییست که در بسا زمینههای فرهنگی فعالیت داشته از بررسی و مطالعه روی آثار و آبدات تاریخی هرات تا جایگاه ریاست انجمن ادبی هرات و استاد در دانشکدهی زبان و ادبیات در هرات و…
نیشخندهای تازهی طنز در ادبیات ما
هرچند ژانر طنز در ادبیات معاصر ما جایگاه بایستهای را نیافته و حتی در حلقات ادبی نیز، طنز مهجور مانده است؛ اما با آن هم داریم نمونههایی که به این ژانر عنایت داشته اند که در این راستا میتوان از « بیاننامهی وارثان زمین» اثر استاد واصف باختری نام برد و از قلم به دستان دیگری که آثاری متعدد را آفریدند همچون جلال نورانی، هارون یوسفی، سید عبدالقادر رحیمی، اسحاق جواد، بهاره عسکرزاده و…
سید مسعود طلوع، یکی از این طنز نویسان است؛ وی که داکتری مجرب بود به ژانر طنز نیز علاقه داشت و اثر چاپ نشدهای دارد به نام « جهش بزرگ نفوس» آثار متعدد وی تنها در روزنامهها منتشر شده و از وی کدام کتاب واحدی در این زمینه به چاپ نرسیده است. آثار وی در روزنامههای کاروان، پیام وجدان، انیس و… به چاپ رسیده اند.
هشتاد و پنج سالگی انجمن ادبی هرات
در سال 1309 خورشیدی و در زمان حکومت نائبسالار عبدالرحیم خان که در عین حال ریاست تنظیمیهی هرات نیز بود، انجمن ادبی هرات به همت و پشتکار گروهی از اهل قلم و اندیشهی هرات که سودای نواندیشی را در سر داشتند، گشایش یافت. این انجمن دریچهای بود به سوی تفکر جدید فرهنگی. انجمن ادبی هرات در مسیر حیاتش با فراز و فرودهای متفاوتی روبرو بوده ولی همچنان به راهش ادامه داده و به تعهدی که بر مبنای زنده نگه داشتن ادبیات و فرهنگ بوده، همیشه پایبند مانده است.
استاد جامی، آموزگاری در مدرسه
مولانا جامی، چهرهایست که در کنار مقام شاعری، مقام آموزگاری را نیز داراست. در شعر و اندیشهاش بسا مفاهیم درخشان آموزشی را میتوان دید. بهارستان وی نمونهی ارزندهایست از آموزگار بودن او.جامی این اثر را به فرزندش ضیاالدین یوسف نگاشته و هدف نیز آموزش وی بوده است. بهارستان در عین حالیکه بر بنیاد اجتماعی و اخلاقی بنا شده، بیشتر زمینهی درسی و آموزشی و پرورشی نیز دارد که این میراث را وی از گلستان سعدی دارد.
به یاد جام گلافروز عبدالحسین توفیق
توفیق، سخنوری عالیمنش، شخصیتی مستغنی و فرشتهخصال که بر کرسی شعر وادبیات معاصر کشور ما خوش درخشیده و آثار زیادی را قلم زد و تعداد کمی از این آثار به چاپ رسیده اند. در سال 1370 خورشیدی که آخرین سال حیات زندهیاد توفیق بود، از جانب کانون فرهنگی « ناصر خسرو» جایزهی اول شعر به وی تعلق گرفت. استاد توفیق هم در زمینهی شعر و هم در نوشتن نثرهای ادبی دستی توانا داشت و گویی زندگیش نیز با شعر پیوند خورده بود.
مولانا و شمس
سخن از پیوند شمس و مولانا، سخنییست چند لایه و پیچیده. ازینکه این دو اندیشمند عارف چگونه با هم آشنا شدند و دروازهی معرفت را به روی هم باز کردند، باید گفت که مولانای بزرگ و شمس دو بلور آیینهگونه اند که در مقابل هم تمام قد ایستاده اند و یکی دیگری را در خود مینگرد و محو جمال هم میشوند. مولانا که با یورش تباهکن مغول راهی دیاری دیگر میشود و طعم دوری از موطنش را میچشد، با شمس و موانست با او به آرامش میرسد و قلمش را روانتر میسازد.
حسین وفا، شاعری از تبار آزادهگان
حسین وفا سلجوقی، شاعری از سلالهی ادب، تاریخ و هنر و فرزندی از تبار نسل درد آشناست که درد را همیشه در جسم و جان و روانش همراه داشته. او که فرزند استاد فکری سلجوقی بود، در خانوادهی مشحون از هنر و فرهنگ دیده به جهان گشود و زیست. بی تعصبی و فراست و علاقه به هنر را از پدر به ارث برد. حسین وفا سلجوقی، در عین حالی که در شعر دستی بالا داشت؛ خطاطی هفت قلمی، مورخی آگاه و هنرآشنایی زیرک بود که به وجه احسن توانست در زمینهی شعر و نگارش و خطاطی از خود تبارز شکوفان و استعدای شایان نشان دهد.
شناختی از گنبد کهسان
شناخت دورهی تیموریان باعث این میشود که بدانیم چه آبدههای تاریخی و هنری از آن دوران به جا مانده است و ارزششان به چه پیمانه هست. در حقیقت دوره تیموریان کلکسیونی است از هنرهای گوناگون معماری، نقاشی، صنایع ظریفه، آبدات تاریخی وغیره.
گنبد کهسان بنایی است عالی و بلند مانند گنبد مقبرهی گوهرشاد در هرات و تنها تباینی که با گنبد اخیرالذکر دارد، این است که گنبد آرامگاه گوهرشاد از بیرون به کلاه درویش مینماید و به گونهی کلاه های قدیمی فتیلهدار به نظر میخورد؛ ولی گنبد کهسان از بیرون صاف و یکدست کاشیکاری گردیده که کاملا شبیه گنبد گاوچران در سرخیابان است که متاسفانه این گنبد اخیر به واسطهی حوادث زمان اکنون وجود ندارد و گویند که شاید معمار این هردو یکی بوده باشد.
انسان در شعر مولای بلخ و اقبال لاهوری
انسان و مفاهیم مرتبط با آن یکی از موتیفهاییست که ادبیات کلاسیک ما را مشحون از خود ساخته است و این نکته را در بسا از شاعران زبان و ادب فارسی میتوان یافت. یکی از شاعرانی که شعرش را به توصیف جایگاه انسان اختصاص داده است، مولاناست و میتوان پیوندی بین دید او و دید شاعران پس از او نیز یافت که دلبستهی نوع نگاه مولانا به انسان گشته اند. یکی از این شاعران اقبال لاهوریست. اقبال همانگونه که روی خط مفاهیم انسانی شعر و اندیشهی مولانا نگاهش را دوخت، از نگاه شکل سخن نیز پای در جای پای مولانا گذاشت. هر دو شاعر یعنی هم اقبال و هم مولانا شعر را وسیلهای برای سازندهگی انسان میانگارند و خود را در شمار شاعران نمیاورند و در حین اینکه از شعر گریزان اند بدان میپردازند و مفاهیم بزرگی را در آن جای میدهند.
پوهاند دکتر جلال الدین صدیقی
بسیاری از چهرهها در کشور ما لایق نام بردن و به یاد آوردن هستند که متاسفانه در گذر از کشمشکشهای متوالی که در کشور اتفاق افتاده، یادشان زیر غبار فراموشی گم شده است که پوهاند صدیقی نیز یکی از همان چهرههاییست که باید در مورد زندگی و آثارش پژوهشهای متنوعی صورت میگرفت.
مرحوم دکتر صدیقی تمام دورهی زندگیاش را وقف مطالعات، تحقیقات و پژوهشهای علمی و تاریخی در زمینهی تاریخ، خاصتا تاریخ تمدن اسلام و در توسعه و انکشاف زبان وفرهنگ زبان فارسی دری و روزنامهنگاری کرده است و در این رشتهها تعداد بیشماری را نیز تعلیم و تدریس نموده است.
صابر هروی، اندیشمند و شاعری صبور
به گفتهی استاد کاظم کاظمی، صابر هروی پژوهشگری بوده است پرکار، کم ادعا و غالبا به دور از محافل و رسانههای همگانی. شاید هم این انزوا به خاطر صراحت بیان و لحن انتقادیش بوده باشد؛ چنانکه چندین بار به سبب انتقادهایش درزمینههای مختلف از مسولین امر از وظیفه سبکدوش و یا روانهی زندان شد. اما آنچه در این مقام بیش از همه مد نظر است، جنبهی نویسندهگی و پژوهشگری او است که « حوضنامهی هرات» به عنوان یکی از نمونه آثارش، حکایت از توانایی صابر هروی در این زمینه دارد.
الفنستون در هرات
نویسنده در این نوشته در مورد گذر مونت الفنستون به هرات میگوید؛ بعد اینکه وی در اوایل قرن نوزدهم میلادی بسیاری از جایهای کشور ما را دیده و در هرات، شهر بزرگ خراسان، از کتاب « افغانان» تالیف این سیاستمدار انگلیسی که با ترجمهی شیوای آصف فکرت، در سال 1357 خورشیدی عرض وجود کرده است. الفنستون در مورد هرات در عهد درانیان میگوید وواضح میسازد که چگونه شهری بوده و در مورد طبیعت و جمعیت آن به تفصیل سخن میراند. این مهم میرساند که این شهر تاریخی، توجه جهانگردان و شخصیتهای تاریخی زیادی را به خود جلب نموده بوده.
ادبیات در دورهی سلجوقی و خوارزمشاهی
ادبیات فارسی در دورههای گوناگون به حیاتش ادامه داده و سلالههایی بودند که توانستند سیر رشد فرهنگ را سریعتر بسازند و به شعر و نثر فارسی بال و پر بیشتری بدهند. خانوادهی سلجوقیان و خوارزمشاهان توانستند که زمینه و بستر خوبی را برای تحرک و ادامهی حیات ادبیات فارسی فراهم سازند. باید افزود که ادبیات در دوره سلجوقی همان زنجیرهی پر مفهوم ادبیات دورهی غزنوی است که تکامل یافته و ادیبان و نویسندهگان و فقهای زیادی در این دوران سر برآوردند و زبان دری به گونهی زبان عمومی وعلمی آسیای میانه به کار گرفته میشد.
خرد و اندیشه در شعر ناصرخسرو بلخی
ناصرخسرو بلخی شاعر توانای زبان فارسی دری و اندیشمند پرخاشگر قرن پنجم هجری، نخستین شاعر زبان فارسی دری است که فکر را در خدمت اخلاق نهاده و دانش و خرد را عنوان برجستهی اندیشه وفکر خویش درسیر مهارتهای ذهنی خود ساخته است.
من آنم که در پای خوکان نریزم
مر این قیمتی در لفظ دری را
فکری، مورخی نستوه و شاعری شیوا کلام
استاد فکری سلجوقی شخصیتی هوشمند، هنرشناس، شاعر برجسته و قصیدهسرا. برومندمردی بود که چند رخ پربار هنری و ادبی داشت. اوسالیان دراز با عشق به تاریخ هرات قدم به قدم چهرهی این شهر باستانی را لمس نمود و با خط زرین خویش آن را آیینهوار به آیندهگان واگذاشت.
سیرتاریخی ژورنالیزم در افغانستان
در این مقاله به سیر تاریخی روزنامهنگاری در افغانستان پرداخته شده و یاد آوری گردیده که اگر بنا باشد سیرتاریخی ژورنالیزم در افغانستان را مورد مطالعه قرار دهیم باید نیم نگاهی به دوران سلطنت امیر شیرعلی خان داشته باشیم؛ زیرا که در ده سال اخیر زمامداری وی در کشور، مطبوعات بنیاد گذاشته شد و نخستین نشریه به نام شمس النهار (1290 هجری قمری) به وجود آمد. سیر خبرنگاری در افغانستان مانند هر جریان روشنفکری دیگری دارای پستی و بلندیهایی بوده که بی تاثیر از وقایع ناگوار کشور نیست.
غواص، مرد اندیشمند مطبوعات
در آوانیکه قلم به دستان جوان محیط هرات در حلقهی انجمن ادبی گرد هم آمده بودند، استاد محمد اعلم غواص نیز یکی از از این علاقمندان و هوشمندان انجمن بوده که در قطار دیگران خوش درخشیده است. در تداوم کارهای فرهنگی و نشراتی، استاد غواص در مقاطع زمانیای که در کابل، هرات وبغلان مسول امور نشراتی و فرهنگی بود در حدود سی عنوان کتاب را به چاپ رسانید.
حضور کودک در مطبوعات افغانستان
سهم کودک در ادبیات ما بسیار ناچیز است و هرگاه شعلهیی در این زمینه درگرفته زود خاموش شده و ما در این زمینه دست خالی هستیم. نیمنگاهی به پیشینهی مطبوعاتی کشور میرساند که نام کودک از همان نخستین جرقههای مشروطیت در افغانستان بر پیشانی نشریات افتاده است که این مساله گره میخورده به دوران محمود طرزی که پدر ژونالیزم این کشور نامیده میشود؛ زیرا او بود که جریدهی سراج اطفال را بنیاد گذاشت و برای اولین مرتبه نام کودک را در مطبوعات مطرح ساخت.
نوروز و سال نو
نوروز و سال نو را به تجلیل نشستن از جمله عنعنات و رسوم فرخندهایست که از دیرباز چه پیش از اسلام و چه بعد از آن در میان مردم آریایینژاد خراسان زمین به نیکویی پذیرفته بوده است.





