غصه

شهرزاد فکرت-نگین بدخش

·

·

از بود غصه دارد و از هست، از تو هم
از چرخش زمانه ی بد مست، از تو هم

از تیره گی و بیهده گی، انتظار تلخ
از بند غم که پای مرا بست، از تو هم

کابوس خواب های پریشان نبودنت
شامم گرفته واهمه دربست، از تو هم

صندوقک بلوریی دل سنگِ خاطرات
از پیش من فتاده و بشکست، از تو هم

سرب مذاب بر سر یک قوغ آتش است
یادت که سوختست مرا دست، از تو هم

دیگر به زعم دلشده گان دل نمیدهم
من خاطرم مکدر عشق است، از تو هم

شهرزاد فکرت-نگین بدخش


مطالب بیشتر

شاید این مطالب نیز برای شما جالب باشد