عاصی تو

زینب رسولی

·

·

تو در من تنیده یی!
بر هر شاخه‌ی بلوط ذهنم،
پیوندِ شکوفه های بهار زده یی…
فصل های طبیعت را اقلیم بچرخاند
اما؛ مدام تو بر من، فصل بهارِمنی..‌
من اگر محکومم به مهر ورزیدن!
من‌ اگر منفورم به عشق داشتن!
پس بیا باهم این محکومیت شیرین را بگیریم…
روا نیست، ملا در منبر مرا گنهکار بخواند
من در پرده ی ایمان ترس آلود نهان شوم
بیا بر مقوله ی گناهش برویم…
به باور من عشق منزه از پندارست…
ملا، خطبه می‌خواند هر که در وادی عشق و عاشقی سیر کند، مرتد است.
اما من فاش می گویم!
عشق تویی…
معشوق تویی…
پس اگر تو گناهی؛
منم تا ابد عاصیِ تو…


مطالب بیشتر

شاید این مطالب نیز برای شما جالب باشد