هیاهوی‌سکوت

شکیلا شعله

·

·

تکه‌هایی از دهان را، پیشِ تو جا مانده‌ام
لقمه‌لقمه نان به نان را، پیشِ تو جا مانده‌ام

قلبِ خود را تو اگر در پیشِ من جا مانده‌ای
من جهانِ بیکران را، پیشِ تو جا مانده‌ام

شعر را، این گوهرِ قیمت‌بهایِ عمر را
من غزل‌هایِ جوان را، پیشِ تو جا مانده‌ام

ای که ساعت‌هایِ شیک و شومِ خود را، با منی
من تمامِ این و آن را، پیشِ تو جا مانده‌ام

تو که دریایِ منی، هرگز نپرس از حالِ من
ماهیانِ نیمه‌جان را، پیشِ تو جا مانده‌ام

در هیاهویِ سکوت و در هیاهویِ صدا
خانواده، دوستان را، پیشِ تو جا مانده‌ام

خاطراتِ ما و تو روزی کتابی شد، بخوان
سطرسطرِ داستان را، پیشِ تو جا مانده‌ام

هر کسی چیزی کنارِ دیگری جا مانده‌است
من ولی افغانسِتان را، پیشِ تو جا مانده‌ام


مطالب بیشتر

شاید این مطالب نیز برای شما جالب باشد