مادر وطن زخمی ام

مارینا رها

·

·

با وجود سال‌ها درد، رنج و زخم‌های بی‌شمار ملت افغانستان، امروز سالروز سیاه دیگری برای این کشور است؛ پنج سال از روزی می‌گذرد که طالبان دوباره بر افغانستان مسلط شدند. اما برای زنان، دختران و تمام جوانان تحصیل کرده این سرزمین، این پنج سال تنها گذشت زمان نبود؛ بلکه پنج سال زندگی در میان ترس، خاموشی، محرومیت و زخم هایی بود که بسیاری هنوز توان گفتن شان را ندارند.

در این پنج سال، زنان افغانستان تنها از رفتن به مکتب و کار محروم نشدند، بلکه بسیاری از آنان از ساده ترین حق انتخاب در زندگی شان نیز دور ساخته شدند. دخترانی که روزی با شوق کتاب های شان را در آغوش می‌گرفتند، امروز با حسرت به دروازه های بسته مکتب نگاه می‌کنند.

در این سرزمین، جنایت‌ها و خشونت‌های و تجاوز‌های جنسی زیادی با بی رحمی بر مردم، به ویژه زنان، دختران و نوجوانان روا داشته شده است. برخی از قربانی‌های جنسی و خشونت، به دلیل ترس از آبرو، تهدید و فشار اجتماعی، حتی توان گفتن درد شان را ندارند. پشت سکوت هر زن می‌تواند داستان یک شب تلخ، اشک پنهانی و زخمی باشد که هیچ چشم دیگری آن را ندیده است.

دردناک تر از همه این است که گاهی به نام دین، انسان و انسانیت زیر پا گذاشته میشود؛ در حالی که دین باید پیام آور رحمت، عدالت و کرامت انسان باشد، نه وسیله ای برای خاموش کردن صداها، بستن دروازه های دانش و گرفتن آزادی انسان‌ها. و دردناک تر اینکه جهان در برابر این همه رنج، چشم هایش را بسته است

افغانستان برای  ملتش فقط یک وطن نیست ، یک مادر زخمی است که هر صبح با هزاران زخم از خواب بیدار می‌شود، اشک هایش را پنهان می‌کند و باز هم فرزندانش را در آغوش می‌گیرد.

امروز، در پنجمین سال تاریخ سیاه این درد نام تمام ملت، به ویژه زنان و دختران افغانستان را با قلبی پر از اندوه به یاد دارد ، زنان و دخترانی که با شجاعت دست اعتراض بلند کردن و با شهامت مبارزه می‌کنند متاسفانه با بی رحمی مورد لت کوب و زندانی شدن خاموش شان می‌کنند، افغانستان، مادر زخمی من، ایمان دارم روزی خواهد رسید که دخترانت دوباره با کتاب در دست و امید در دل، آزادانه در کوچه هایت قدم بزنند؛ روزی که هیچ زنی از زن بودن خود نترسد، هیچ دختری از آینده اش نلرزد و هیچ مادری با اشک، آزادی فرزندش را آرزو نکند.

آن روز شاید دور باشد، اما امید هنوز زنده است؛ درست در همان جایی که تمام این سال‌ها، زنان افغانستان با وجود همه دردها، آن را در قلب شان زنده نگه داشته اند.


مطالب بیشتر

شاید این مطالب نیز برای شما جالب باشد