گرامی باد شبنشینی ویراستاران مردمنامهی باختر
با زندهیاد دکتر رضا براهنی
ما، ویراستاران مردمنامهی باختر، همواره در جستجوی روشنفکرانی بودیم که وجود واپسمانیهای تاریخی حوزهی باختر کهن را در ابعاد گوناگون تاریخی، فرهنگی، اقنصادی و سیاسی، مورد پژوهش قرار داده و به کمک تتبع علمی، تیوریهای جدیدی را در راستای گذار به سوی جامعهی مدنی مطرح کنند.
دکتر رضا براهنی یکی از جمله روشنفکرانی است که واقعیتهای تلخ فرهنگی منطقهی ما را با صراحت منحصر به فردی بیان کرده است.
در تابستان ۱۹۹۸ برابر به ۱۳۷۷ خورشیدی، شبنشینی با فرهنگیان گرامی دکتر رضا براهنی، حسن زرهی – سردبیر هفتهنامهی وزین شهروند، تورنتو -، عظیم نوذر الیاس شاعر گرانمایه ما، دکتر داود صبا، لطیف طبیبی، به مهمانداری همسر و همسفر زندگیام ناجیه محمودی، در منزل ما برگزار شده بود. شب بسیار خوبی بود.
در اطراف اپارتمان ما زیادتر ایتالیاییها زندگی میکردند. هر سال که خزان می شد همسایههای ما مانند پالرموی ایتالیا به فکر زمستان بوده و به تهیه رب بادنجان رومی و شراب مصروف میشدند. ناجیه از شرایط سهل و مهربانی همسایههای ایتالیایی ما بهره برده، فن شرابسازی را آموخت و ما وسایل لازمه برای شرابسازی را تهیه نمودیم. در آن سالها در اخیر ماه سپتامبر از شمال تورنتو شربت خالص انگور سفید و سرخ میخریدیم چون خانه ما منزل اول بود و شرایط تهیهی شراب، آماده!
در آن شب بهیادماندنی، دکتر براهنی از نوشیدن شراب سرخ ما لذتها برد!
در آخر شب دکتر اشعاری را خواند. شاعر عزیز ما نوذر الیاس هم با خواندن اشعاری از فروغ فرخزاد، در آن شب عشق به ادبیات و آزادی را در خاطرات هر کدام ما زنده داشت و میدارد.
دو دیدار فرهنگی دیگر که قرار بود با دکتر براهنی انجام شود، نشد.
اولی: زمانی که دکتر داود صبا در سال ۱۳۸۹ والی هرات گردید، بعد از چند ماه به من تماس گرفت و خواهش کرد که با دکتر رضا براهنی تماس بگیرم و بگویم که داود صبا میخواهد در دانشگاه هرات یک گردهمایی علمی و فرهنگی در بارهی ریشهی زبان فارسی برگزار نماید و از شما دعوت نموده که در این گردهمایی شرکت کنید. دکتر صبا گفت اگر دکتر براهنی دعوت را پذیرفت به قونسلگری افغانستان در تورنتو تماس بگیر، آنها تکت آمد و برگشت را تهیه مینمایند.
من به دکتر براهنی تماس گرفتم، زندهیاد خیلی خوش شد و گفت: هرات مهد زبان فارسی است. این یک افتخار است، لاکن برایم یک هفته وقت بده، چون چند هفته پیش سخنرانی در دانشگاه استانبول داشتم و از رهگذر امنیت از طرف حکومت ایران، روحآ راحت نبودم.
بعد از یک هفته دکتر براهنی با من تماس گرفت و گفت سلام بنده را به دکتر صبا برسان، از لطف و مهربانی او تشکر میکنم، ولی از نگاه امنیت از دست آخوندهای ایران راحت نیستم و در هرات آخوندها و سپاه پاسداران فعالیت دارند، لذا برایم شرکت در آنجا فعلاً مشکل است.
دومی: در ۲۰۱۰ دو سکولاریست برجستهی ایران خانم شکوه میرزادگی و دکتر اسماعیل نوری علا، به روز یکشنبه در سالن بزرگ شهرداری تورنتو برنامه داشتند. این سالن که بيش از ۴۰۰ نفر گنجايش دارد، پر شده بود و عدهیی هم در گرداگرد در داخل سالن ايستاده بودند. برگزارکنندگان مجلس بعداً به ما گفتند که اکثر شرکت کنندگان از «انجمن سکولارهای سبز تورنتو» بودهاند. (چیزی که من و نوذر الیاس گرویدهی ایدهی برپایی آن در کمیونیتی خود بودیم. لاکن تصور خام ما از دانش تحصیل یافتگان ما مانع تشکیل چنین نهادی گردید.)
بعد از تماس با مهماندار دکتر نوری علا در آن برنامه، فیصله نمودیم که روز چهارشنبه به ساعت ۷ شام، خانم شکوه میرزادگی و دکتر اسماعیل نوری علا به منزل ما تشریف بیاورند. البته دکتر براهنی و نوذر الیاس نیز در دورهمی این شب پلان شده بودند. متاسفانه روز سهشنبه دکتر نوری علا سخنرانی در دانشگاه ونزر انتاریو داشت و بعدآً در دانشگاهی در امریکا و از آنجا طرف کلرادو حرکت کرده و به خانه خود برگشته بود! برای من أحوال دادند که دکتر به خانه برگشته است!
و چنین شد که این بار ولی به علت تنگی فرصت و تراکم برنامهها، وقت میسر نشد تا با دکتر براهنی و دیگر فرهيختگان فرهنگی، شبنشینی به یادماندنی داشته باشیم.





