یادنامهای در سوگ نویسنده، پژوهشگر و دیپلمات نامدار افغانستان
در میان خبرهایی که هر از گاهی جامعهٔ علمی و فرهنگی افغانستان را در اندوه فرو میبرد، خبر درگذشت دکتور عبدالغفور روان فرهادی، یکی از سنگینترین و تأثرانگیزترین آنهاست. با خاموشی این اندیشمند فرهیخته در نودوششسالگی، افغانستان نه تنها یکی از دیپلماتهای برجستهٔ خود، بلکه یکی از واپسین بازماندگان نسلی را از دست داد که دانش، فرهنگ، سیاست و مسئولیت ملی را در وجود خویش جمع کرده بودند.
دکتور عبدالغفور روان فرهادی در طول عمر پربار خویش، هم در عرصهٔ دیپلماسی و هم در حوزهٔ پژوهش، نویسندگی و تاریخنگاری، خدمات ارزندهای به افغانستان انجام داد. آثار ماندگار، تحقیقات عالمانه و حضور مؤثر او در مجامع علمی و فرهنگی، نامش را در شمار شخصیتهای ماندگار تاریخ معاصر افغانستان ثبت کرده است.
اینجانب، با قلبی آکنده از اندوه، این ضایعهٔ بزرگ را به خانوادهٔ محترم آن مرحوم، بهویژه دوست گرانمایهام دکتور فرید یونس، و نیز به جامعهٔ علمی و فرهنگی افغانستان تسلیت عرض میکنم و از درگاه خداوند متعال برای آن فقید سعید رحمت واسعه، مغفرت الهی و برای بازماندگان صبر جمیل مسئلت دارم.
اگرچه هرگز فرصت دیدار حضوری با استاد روان فرهادی برایم فراهم نشد، اما افتخار آن را داشتم که چندین بار از طریق تماسهای تلفنی با ایشان گفتوگو کنم. همان گفتوگوهای کوتاه برای درک بزرگی شخصیت علمی و اخلاقی ایشان کافی بود. در سخنانش وقار یک دیپلمات کهنهکار، دقت یک پژوهشگر و فروتنی یک استاد واقعی موج میزد.
یکی از خاطرات ارزشمند من با آن بزرگوار، به زمانی بازمیگردد که نسخهٔ پیش از نشر کتاب «افغانستان در بنبست جنگ جهانی اول همراه با سفرنامهٔ نیدرمایر آلمانی» را برای مطالعه در اختیار ایشان قرار دادم. با وجود اشتغالات فراوان، کتاب را با دقت مطالعه کردند و تقریظی با عنوان «یک کتاب ارزشمند» بر آن نگاشتند. این نوشته تنها یک معرفی کتاب نبود؛ بلکه نشانهای از روحیهٔ حمایت و تشویق ایشان نسبت به پژوهشهای تاریخی و نسل تازهٔ محققان افغانستان به شمار میرفت.
در همان تقریظ، با دقتی مثالزدنی، مرا به آثار پژوهشگر فقید آمریکایی، لودویک آدمک، راهنمایی کردند و توصیه نمودند که در تدوین جلد دوم کتاب، از تحقیقات او نیز بهره گیرم. امروز که به آن توصیه میاندیشم، بیش از پیش درمییابم که استاد فرهادی تا چه اندازه به جامعیت تحقیق و امانت علمی اهمیت میداد و هیچگاه پژوهش را در مرزهای زبان یا جغرافیا محدود نمیدید.
خاطرهٔ دیگری که همواره در ذهنم زنده خواهد ماند، همکاری ارزشمند ایشان در تدوین یادنامهٔ علامه صلاحالدین سلجوقی است. هنگامی که تصمیم گرفتم بخشی از این اثر را به خاطرات و دیدگاههای شخصیتهای علمی دربارهٔ استاد سلجوقی اختصاص دهم، از دکتور روان فرهادی نیز درخواست کردم تا اگر فرصت مییابند، یادداشتی برای این مجموعه ارسال کنند.
پاسخ ایشان، همچون همیشه، سرشار از محبت و احساس مسئولیت بود. مقالهای که از طریق ایمیل برایم فرستادند، تنها شرح خاطرات شخصی نبود؛ بلکه بخشی از تاریخ فرهنگی افغانستان را روایت میکرد. ایشان در آن مقاله، از علامه صلاحالدین سلجوقی به عنوان شخصیتی یاد کردند که مورد احترام برجستهترین اهل قلم افغانستان بود و نامهایی چون استاد خلیلالله خلیلی، عبدالرحمن پژواک، گویا اعتمادی، سیدقاسم رشتیا، میرمحمد صدیق فرهنگ، عبدالحی حبیبی و عبدالرشید جلیلی را در شمار کسانی آوردند که هر یک به گونهای از مقام علمی آن استاد بزرگ تجلیل کردهاند. همچنین از قاری عبدالله و صوفی عبدالحق بیتاب یاد کردند که سلجوقی را دانشمندی کامل و ادیبی کمنظیر میدانستند.
این مقاله بعدها در شش صفحه، در کتاب «روح دانا» منتشر شد و ارزش علمی آن اثر را دوچندان ساخت. امروز، با مرور آن نوشته، بیش از هر زمان دیگر احساس میکنم که دکتور روان فرهادی خود نیز به بخشی از همان تاریخ فرهنگی پیوسته است که سالها با دقت و عشق از آن سخن گفته بود.
از دیگر جلوههای مسئولیتپذیری علمی ایشان، همکاری با کنفرانس بینالمللی اسلامی بود که در کشور آیرلند برگزار شد. برگزارکنندگان این همایش از من خواستند تا از اندیشمندان افغانستان مقیم خارج از کشور برای حضور در آن دعوت کنم. از جمله کسانی که دعوتنامه دریافت کردند، دکتور عبدالغفور روان فرهادی بود.
بیماری مجال سفر را از ایشان گرفته بود، اما نه انگیزهٔ خدمت را. با وجود شرایط جسمانی، مقالهٔ علمی خود را برای کنفرانس ارسال کردند تا در نشستهای علمی قرائت شود. مقالهٔ ایشان با استقبال حاضران روبهرو شد و بار دیگر نشان داد که برای انسانهای بزرگ، مسئولیت علمی با بیماری و کهولت پایان نمییابد.
دکتور عبدالغفور روان فرهادی به نسلی تعلق داشت که دانش را با اخلاق، دیپلماسی را با فرهنگ و مسئولیت ملی را با صداقت درهم آمیخته بود. او از معدود شخصیتهایی بود که در هر دو عرصهٔ سیاست و فرهنگ، نامی نیک از خود بر جای گذاشت و هیچگاه پیوند خود را با پژوهش و تاریخ سرزمینش از دست نداد.
امروز، هرچند جسم او در میان ما نیست، اما آثار علمی، نوشتهها، خاطرات، خدمات فرهنگی و منش انسانیاش همچنان زنده خواهد ماند و نسلهای آینده، او را نه تنها به عنوان یک دیپلمات برجسته، بلکه به عنوان مورخی دقیق، نویسندهای متعهد و فرهیختهای وارسته به یاد خواهند آورد.
جامعهٔ علمی و فرهنگی افغانستان، با درگذشت دکتور عبدالغفور روان فرهادی، یکی از ستونهای استوار خود را از دست داد؛ اما بیگمان، میراث علمی و فرهنگی او همچنان الهامبخش پژوهشگران، نویسندگان و فرزندان این سرزمین خواهد بود.
از خداوند متعال برای آن فقید سعید، رحمت واسعه، مغفرت و فردوس برین را مسئلت دارم و امیدوارم نام و یاد این مرد بزرگ، همانگونه که آثارش ماندگار است، در حافظهٔ فرهنگی افغانستان نیز جاودانه بماند.
روحش شاد، یادش گرامی وراهش پررهرو باد.
نصرالدین سلجوقی





