بررسی وضعیت پرورشگاه‌ها در أفغانستان

پرنیان ژوبل

·

·

افغانستان در نتیجه سال‌های جنگ، ناامنی، فقر و بحران‌های انسانی  با شمار زیادی از کودکان یتیم و آسیب‌پذیر مواجه شده است. این پژوهش با هدف بررسی وضعیت پرورشگاه‌های افغانستان در دوره حاکمیت طالبان از سال ۲۰۲۱ تاکنون ۲۰۲۶  انجام شده است.

اطلاعات از طریق مطالعه اسناد، گزارش‌های سازمان‌های بین‌المللی و منابع علمی گردآوری شده است. یافته‌ها نشان می‌دهد که اندک  پرورشگاه‌ها همچنان به فعالیت خود ادامه می‌دهند، اما با چالش‌هایی مانند کمبود منابع مالی، محدودیت خدمات آموزشی، ضعف نظارت و وابستگی به کمک‌های بشردوستانه روبه‌رو هستند. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که بهبود وضعیت این مرکزها نیازمند همکاری نهادهای دولتی، سازمان‌های بین‌المللی و جامعه مدنی است.

میدانم که میدانید با ورود طالبان به کابل، خانه امن که مربوط میشد به زنان بی‌سرپرست تخلیه شد و هزاران زن روی جاده‌ها بی‌سرپناه ایستادند.

این ظلم را بر حق زنان گوش‌ها شنیدند و چشم‌ها دیدند و نادیده گرفته‌ شد. 

امروز نیز یکی از آن روزهای سکوت در مقابل ظلم بالای کودکان است. 

افغانستان طی سالیان متمادی مشغول جنگ و ناامنی‌هاست و در این میان تردید وجود ندارد که ضربه عاطفی، روحی، روانی و اقتصادی را بیشتر زنان و کودکان کشور متحمل شده‌اند و می‌شوند، در این مدت پدران و مادران بیشماری را به گونه‌های متفاوت از دست داده‌ایم و در این میان بسیاری از اطفال زنده ماندند که سرپناه نداشتند. کودکان بی‌سرپرست و بد سرپرست  و کودکان آسیب دیده از جنگ کجا بودند؟ 

کودکان یکی از آسیب‌پذیرترین اقشار جامعه محسوب می‌شوند و حمایت از آنان یکی از شاخص‌های مهم توسعه انسانی در هر کشور است. افغانستان طی بیش از چهار دهه جنگ، بی‌ثباتی سیاسی، فقر گسترده و بحران‌های انسانی با افزایش شمار کودکان یتیم و بی‌سرپرست مواجه شده است. در چنین شرایط، پرورشگاه‌ها و مراکز نگهداری کودکان نقش مهمی در تأمین نیازهای اساسی آنان از جمله غذا، سرپناه، آموزش و مراقبت‌های بهداشتی ایفا می‌کنند.

پس از بازگشت طالبان به قدرت در سال ۲۰۲۱، ساختار اداری و اجتماعی افغانستان دچار تغییرات گسترده شد. این تحولات بر نهادهای حمایتی از جمله پرورشگاه‌ها نیز تأثیر گذاشت. از این رو بررسی وضعیت پرورشگاه‌ها در این دوره از اهمیت علمی و اجتماعی ویژه‌ای برخوردار است و اگر چشم پوشی از آن صورت بگیرد خیانت بر بشریت است.

با وجود حضور هزاران کودک یتیم و آسیب‌پذیر در افغانستان، اطلاعات دقیق و جامع درباره وضعیت پرورشگاه‌ها در دوره طالبان در دسترس نیست. پرسش اصلی این پژوهش آن است که پرورشگاه‌های افغانستان در دوره حاکمیت طالبان با چه شرایط و چالش‌هایی روبه‌رو هستند و تا چه اندازه قادر به پاسخگویی به نیازهای کودکان بی‌سرپرست می‌باشند، در حالی‌که ما برای جمع‌بندی این پژوهش  به سایت‌های یونیسف، ای سی او،  ای اف سی، بی‌بی سی و اطلاعات روز سر زدیم و اما شمار آمارها و گزارش‌های که نشان بدهد چنین واقعیت حولناک و نچندان خوشایند در پرورشگاه‌های افغانستان وجود داشته است و دارد اندک است با آن هم با روایت‌های این پژوهش را تکمیل کرده‌ایم که حقیقت این پژوهش را برملا می‌سازد.

دور نرویم، آمار را فقط از مرکز افغانستان، کابل بررسی  می‌کنیم.

آیا میدانستید که قبل از تسلط طالبان به کابل 68 پرورشگاه اطفال شامل پرورشگاه‌های خصوصی و دولتی فعالیت داشتند و بیشتر آنها زیر تسلط سازمان ملل، تحت نظر کار و امور اجتماعی، پرورشگاه‌های خصوصی و بنیادهای خیریه توسط نهادهای داخلی و خارجی، کمک های مردمی همچنان  موسسات خیریه یونیسف و AFC ECO مدیریت میشدند. 

در پرورشگاه‌ها چه جریان داشت؟ 

چرا باید پنهان کنیم؟ بسیار عالی نبود، اما کودکان در مکاتب دولتی ثبت نام میشدند، کودکان زبان‌های اساسی را می‌آموختند، مهارت‌های فنی و کمپیوتر را آموزش میگرفتند. 

کیفیت غذا برای یک کودک عالی نبود؛ ولی خوب بود، حمایت خارجی صورت میگرفت و از لحاظ صحی کمترین مشکل را داشتند. 

تاریخ پانزدهم آگست ۲۰۲۱ که در حافظه همه افغانها و حتی سایر کشورها یاداشت شده است، روزی که بعد از آن همه چیز در مورد مکاتب، دانشگاه‌ها، دوایر دولتی، زنان، وظایف زنان، موسیقی و سایر امکانات تا امر ثانی بسته گردید.

 دو ماه بعد از حاکمیت طالبان از جمله شصت و هشت پرورشگاه دولتی و شخصی فقط 9 مرکز دولتی فعال گذاشته شد و بقیه تخلیه گردید و بسته شد. 

پس هدف اصلی از این بررسی چیست و آیا کدام مشکل وجود دارد؟ 

بله، هنگامی که شصت و هشت پرورشگاه فقط در پایتخت کشور وجود داشت، با آن هم مشکلات کودکان به طور کامل حل نشده بود. 

دوره جمهوریت در أفغانستان فجایع و فساد داخلی در دوایر دولتی، پروژه‌های خارجی، بنیادهای خیریه و همچنان هرآنچه مربوط ارگان‌های دولتی و یا شخصی وجود داشت، ولی از صد فیصد کمک‌ها هفتاد فیصد آن به جایگاه می‌نشست و سی فیصد آن دست‌ باد و باران می‌افتاد اما در حال حاضر تعداد کلی کودکان  تقریباً به یکصد و ده هزار کودک میرسد. آیا دولت طالبان پاسخگوی این سوال است که  یکصد و ده هزار کودک کجاست؟ چه می‌کنند؟ چه میخورند؟ کجا زندگی می‌کنند؟ با کی‌ها سر و کار دارند؟

 آیا در نو مرکز دولتی (دولتی که مصروف جنگ است، در ژرف فقر اقتصادی قرار دارد، هیچ کشوری او را به رسمیت نمیشناسد و پول کمک شده کشورها را صرف خرید اسلحه و سرک‌سازی می‌کند) چطور میتواند چنین دولت به خوبی یا حداقل امکانات متوسط برای کودکان فراهم بسازد؟   آیا کودکان سه وقت غذای درست دارند؟ آیا صحتمند هستند؟ آیا تحصیل میکنند؟ آیا تضمینی وجود دارد که آن کودکان به جهاد طالبانی  تربیه نمیشوند؟ 

طبق گزارش بی‌بی سی و به گفته سیگار، کمک‌های امریکا بعد از خروج از أفغانستان   در سال ۲۰۲۱  تحت حاکمیت طالبان تا جنوری ۲۰۲۵  ادامه یافت و در مجموع تاکنون ۸۳ میلیارد دالر برای اهداف بشردوستانه و بازسازی کمک کرده است.

بازسازی سرک‌ها بحث داغ این روزهاست اما باید چنین تحلیل کنیم، عبور یک موتر مهم‌تر است گرسنگی أطفال یتیم است؟ در این مورد شما چه فکر میکنید؟

طبق پژوهش و جستجو در سایت‌ها این خبر را دریافتم که تنها در سه ماه اول سال ۲۰۲۵، امریکا ۱۲۰ میلیون دالر از طریق نهادهای ملل متحد و بانک جهانی به افغانستان کمک کرده است. این کمک‌ها به دسترخوان رعیت نرسیده و از آن مقدار پول حت یک  افغانی  را هیچ یتمی ندیده است پس این پول‌ها اگر برای مسایل داخلی أفغانستان به مصرف نمیرسد به کجا می‌رود؟  

به گفته بانک مرکزی، در ادامه کمک‌های نقدی جامعه جهانی به افغانستان، 40 میلیون دالر به طور هفته‌وار به کابل می‌رسد. به‌این‌ترتیب مجموع این کمک‌ها پس از تسلط طالبان به افغانستان به یک میلیارد و ۳۳ میلیون دالر می‌رسد. با فقر روزافزون و بیکاری مردم در أفغانستان، مصارف گزاف سرک‌سازی، ویرانی خانه‌های مردم، کرایه گزاف مساکن، روابط ناخوب کشورهای همسایه بلخصوص بسته ماندن مرز تورخم بین أفغانستان و پاکستان باعث نابسامانی‌های فراوان در أفغانستان گردیده است و مسله زنان که قربانی اولیه این حکومت است به کنار پس این پول‌ها به یتیم ها همچنان نرسید و پرورشگاه‌های خصوصی هم بطور عجیب با یک فرمان بسته شد. در این مورد تحقیق انجام دادم که سرانجام  چنین معلومات ناخوشایند دریافتم.

در سال ۲۰۲۱، مدیر یک پرورشگاه بزرگ کابل، احمد خلیل میهن  توضیح داد که پس از بازگشت طالبان و کاهش کمک‌های خارجی، ناچار شده‌اند مقدار گوشت، میوه و مواد غذایی کودکان را کاهش دهند.

به نوع تحلیلی اگر درمورد گفته‌های میهن صحبت کنیم یعنی اینکه کاهش دادن مواد غذایی و میوه بازهم باید با این  کنار آمد اما وقتیکه بحث بسته شدن یک مکان که باید باز باشد و باز بماند و به فعالیت آن دل چند صد و هزار یتیم گرم است قابل تحمل نمی‌باشد، اما با آن باید چنین فکر کرد این کاهش مواد غذایی برای أطفال چطور می‌تواند قابل هضم و جذم باشد؟ یعنی کودکان پرورشگاه اجازه خوردن و نوشیدن یک لقمه بیشتر را ندارند و در صورتی که آنها با گرسنه‌گی  دست و پنجه نرم دارند پول‌های بسیاری به کشور سرازیر می‌شود.

 احمد خلیل میهن در گزارشی گفته است حدود ۱۳۰ کودک در پرورشگاه  او زندگی می‌کردند و نگرانی اصلی مسئولان، تأمین غذا و نیازهای اولیه آنان بود.

او در گفته‌های خود از سید، نواب و سمیرا که کودکان یتیم و بی سر پناه روزگار أفغانستان و دوره حاکمیت طالبان بودند حرف زد و اشاره کرد که سمیرا در دو ساله‌گی پدرش را از دست داد او از ولایت لعل و مرجان أفغانستان؛  بدخشان بود مادرش قادر به نگهداری اش نبود و اورا به پرورشگاه در کابل سپرد، سمیرا بعد از اینکه سال‌های را در پرورشگاه زندگی کرد آرزوی داکتر شدن  داشت.

به گفته مدیر دانشگاه: کمبود بودجه که از زمان به قدرت رسیدن مجدد طالبان، سازمان‌های خیریه، سازمان‌های غیردولتی و مردم عادی افغانستان را تحت تأثیر قرار داده است، مایان را مجبور به انتخاب‌های سختی کرده است.

او گفت: «قبلاً ما هفته‌ای دو بار میوه و هفته‌ای دو بار گوشت برایشان فراهم می‌کردیم، اما این اقلام را به هفته‌ای یک بار یا شاید حتی به آن مقدار هم کاهش داده‌ایم.»

مقامات طالبان که با نزدیک شدن زمستان با بحران اقتصادی مواجه هستند، از دولت‌های غربی خواسته‌اند تا کمک‌های مالی خود را از سر بگیرند و از ایالات متحده خواسته‌اند تا بیش از ۹ میلیارد دلار از ذخایر بانک مرکزی افغانستان را که در خارج از کشور نگهداری می‌شود، مسدود کند.

حالا سوال اینجاست که کمک‌های آمریکا چرا به اسم پرورشگاه‌ها مطالبه می‌شود و در پرورشگاه‌ها تغییرات مثبت انجام نمی‌یابد؟

سمیرای نه ساله به مکتب می‌رود، به دلیل سنش هنوز می‌تواند به  خارج از محوطه پرورشگاه برود و برای پیشرفت، بعدازظهرها در صنف‌های ریاضی و کمپیوتر  شرکت کند .

سختی‌ها مانع جاه‌طلبی او نشده است، اما او همچنین می‌داند که برای رسیدن به اهدافش، ممکن است مجبور شود برای تحصیل به خارج از کشور برود. چه کسی بدون محرم در سن بلوغ به او اجازه سفر به خارج از کشور را میدهد، آیا طالبان طرفدار تحصیل او هستند؟ در حالیکه هیچ زن و کودک در أفغانستان حق تحصیل ندارند و ابتدایی ترین حق از آنها سلب شده است آیا برای سمیرا امیدی است؟ و سمیرا خود داند که در گزارش گفته است : “من اجازه تحصیل در اینجا را ندارم.” د

وقتیکه یک کودک از بودن مادر و پدر محروم است و لقمه‌های غذایش شمارش می‌شود چطور می‌تواند امیدوار بماند که یک‌روز تحصیل میکند و داکتر می‌شود؟ سایه ظلم حکومت و ناامیدی های شهروندان به کنار آه یتیمان همچنان دامن حکومت را نگرفت و بیشتر از پنج سال است که حکومت ظالم بر پایه ظلم بناست  در أفغانستان حاکمیت دارند.  

اگر از کودکان دو طبقه بسازیم و آنهارا به دختران و پسران تقسیم کنیم، آینده دختران بعد از سن دوازده و سیزده به کجا می‌رسد؟ آیا تضمین وجود دارد که خرید و فروش مرزی نمی‌شوند؟ ازدواج اجباری صورت نمی‌گیرد؟ برده جنسی طالبان و غنیمت شمرده نمی‌شوند؟

ما می‌دانیم که دختران پرورشگاه مثل سایر زنان و دختران کشور از هر حق محروم هستند، ولی آیا به دختر که یتیم است و زیر سایه حکومت طالبانی زندگی میکند چطور می‌توان آرام نشست و اورا نادیده گرفت؟ آیا طالبان مانند حاکمیت قذافی نیستند؟ آیا مطمین باشیم در افغانستان قضیه اپستین صورت نمی‌گیرد؟ و چه چیزی تضمین میتواند که در سایه ظلم ظالم در امان میباشی؛ بحث تنها بحث دختران کشور نیست اگر  به قشر پسر‌ها نگاه بیندازیم  آنها از بستر جنسی طالبان در امان هستند؟ آیا بچه بازی به کنار گذاشته شده است؟ درحالیکه از سال ۲۰۲۱ تا اکنون چندید گزارش لواطت طالبان با ودیو ثبت شده است و به دست مردم عام افتاده است، آیا میتوان با آرامش سکوت کنیم و به فکر آن کودکان نباشیم؟ اگر آن کودکان بی‌سرپرست هستند آیا می‌دانستید که بی‌هموطن نیستند؟ چرا تا حال به این فکر نکرده‌اید که صدای آنها نیستید؟

با این حال طی تحقیق و پژوهش این گزارش با اگاهی این رسیدم که  پرورشگاه خصوصی «رایان» که از سوی شفیق مرید، آوازخوان افغان حمایت مالی می ‌شد؛ بسته شد.  شماری از مسئولان پرورشگاه‌های خصوصی در شهر کابل می‌گویند که آنان نیز به‌گونهٔ شفاهی دستور بسته شدن این پرورشگاه‌ها را از سوی حکومت طالبان دریافت کرده‌اند.

مسئول یک پرورشگاه خصوصی در شهر کابل با رادیو آزادی گفت که واگذاری پیشبرد امور پرورشگاه‌های خصوصی به حکومت طالبان، بدون درنظرگرفتن وضعیت کودکان، می‌تواند پیامدهای منفی بر کودکان داشته باشد. این درحالی است که شفیق مرید بیان کرد: طفلک‌ها همه‌شان گریه می‌کردند و خوش نبودند، چون با  کارمندان، معلمین، آشپزان، گاردها و تمام کارکنان عادت کرده بودند و مثل خانواده زندگی می‌کردند.

حکومت طالبان تا کنون به گونه رسمی در مورد بسته شدن پرورشگاه های خصوصی در افغانستان اظهار نظر نکرده و فرمانی کتبی از سوی رهبر آنان در این مورد منتشر نشده است. رادیو آزادی تلاش کرد در این مورد از سمیع‌الله ابراهیمی، سخنگوی وزارت کار و امور اجتماعی حکومت طالبان، بپرسد ؛اما او به این پرسش‌ها پاسخ نداد.

پس به این فکر کنید که اگر پرورشگاه‌های دولتی گل ‌و گلزار است چطور سخن‌گوی که وظیفه‌ شان سخن گفتن و پاسخ به سوال‌های مردم است چرا پاسخ‌گو نیستند؟

محب‌الله زغم، یکی از فعالان پرورشگاه‌ها   گفت که بسته شدن  پرورشگاه‌های خصوصی و بردن أطفال بی‌سرپرست به پرورشگاه‌های دولتی  می‌تواند روند سالم پرورش و رشد عاطفی و آموزشی‌ کودکان را به‌گونهٔ جدی مختل کند.

“اطفال یتیم از نگاه روانی نسبت به اطفال دیگر حساس‌تر هستند. بالای کسی به‌سادگی باور نمی‌کنند و زود وابسته نمی‌شوند. اگر این‌ها را از محیطی که به آن عادت کرده‌اند و در آن احساس مصونیت می‌کنند و از افرادی که بالایشان باور دارند دور بسازیم، این کار می‌تواند آنان را با شوک شدید روحی روبه‌رو کند.

پس به این فکر کنید که روزگاری این پسر و دختر ها بزرگ می‌شوند و یک قشر روانی را بار دیگر در دامن أفغانستان می‌داشته باشیم و شما فکر میکنید این یک مسله معمولی و قابل توجه نیست؟

این گزارش حاوی معلومات در مورد پرورشگاه‌های کابل است، ولی اگر یک‌قدم دورتر از کابل برویم گزارش‌های از طالبان وجود دارد که در مورد پرورشگاه‌ها حرف‌های نچندان دلپذیر گفته اند.

در ماه سنبله‌ی ۱۴۰۵ هجری شمسی که برابر است به سال ۲۰۲۵ میلادی، طالبان مراسمی در یک پرورشگاه در بغلان برگزار کرده بودند. در این مراسم چهره‌ی پنج کودک یتیم با دستمال‌هایی پوشانده شده بود که آنان را به جنگ‌جویان حماس شبیه می‌ساخت. بر روی سینه‌های این کودکان، پرچم‌هایی از کشورهای فلسطین، عربستان، مصر و ترکیه نصب شده بودند.  این اقدام طالبان به‌عنوان بهره‌گیری سیاسی از کودکان بی‌سرپرست و ترویج بنیادگرایی دینی مورد انتقاد قرار گرفت.

در دوران حاکمیت مجدد طالبان، ده‌ها پرورشگاه تحت کنترل این گروه در افغانستان تأسیس شده است.

طی یک سال گذشته، بیش از ده پرورشگاه با هزینه‌ای بالغ بر دو میلیون دالر از بودجه‌ی طالبان، برخی کشورهای اسلامی و تاجران ساخته شده‌ است.

از میان این پرورشگاه‌ها، پرهزینه‌ترین آن‌ها در ولایت میدان وردک با هزینه‌ی ۸۰۰ هزار دالر ساخته شده است. پرورشگاه امام بخاری در ولایت پکتیکا با هزینه‌ی ۵۰۰ هزار دالر ساخته شده، و در ولسوالی زرمت پکتیا و ولایت خوست نیز دو پرورشگاه با هزینه‌ی هر کدام ۲۵۰ هزار دالر احداث شده‌ است.

وزارت معارف طالبان اعلام کرد که ۳۹ پرورشگاه در سطح افغانستان فعال اند. این در حالی است که حدود یک سال پیش، خبرگزاری باختر گزارش داده بود که ۲۴ پرورشگاه دولتی و ۳۰ پرورشگاه خصوصی در این کشور فعالیت دارند.

با این‌حال، سمیع‌الله ابراهیمی، سخن‌گوی وزارت کار و امور اجتماعی طالبان اخیرا اعلام کرد که ۵۰ پرورشگاه تحت مدیریت این وزارت‌خانه قرار دارند و در آن‌ها از هفت هزار کودک یتیم و بی‌سرپرست نگهداری  می‌شود. اما آمار این کودکان را در هر گزارشی متغییر ساخته‌اند و این شمارها برای اینکه در حال تغییر است تشویش‌های زیادی را به همراه داشته‌ست. درحالیکه همه چیز می‌تواند شمار شود احصایه گیری در عصر تکنالوژی کار مشکل نیست اما  چرا حضور کودکان در پرورشگاه‌ها آمار دقیق ندارد و هر روز در حال تغییر می‌باشد؟

مقام‌های طالبان، از جمله وزرای این گروه، به‌طور منظم از پرورشگاه‌ها بازدید می‌کنند و در جریان این بازدیدها شعارهایی مانند «جنگ با کفار» و «جهاد» سر می‌دهند و از کارنامه‌ی خونین خود در جنگ و حملات انتحاری طی دودهه‌ی گذشته تمجید می‌کنند. طالبان به هیچ نهاد ناظر داخلی یا خارجی اجازه‌ی بازدید مستقلانه از این پرورشگاه‌ها را نمی‌دهند. منتقدان این گروه می‌گویند که طالبان از این مراکز برای ترویج افکار تندروانه، «شست‌وشوی مغزی» و آماده‌سازی کودکان و نوجوانان به‌عنوان نیروی جنگی آینده‌ی خود در صورت ادامه‌ی حکومت‌شان استفاده می‌کنند و ما نیز نظر به تحقیق و پژوهش که انجام داده‌ایم کار طالبان را سو استفاده به حساب می‌آوریم.

با این حال چرا فکر نمی‌کنید که اگر طالبان از پرورشگاه‌ها به درستی حفاظت میکنند پس چرا واژه‌های جنگ و جهاد  را به کودکان می‌آموزند و واژه جهاد چقدر می‌تواند ذهنیت کودکان را مختل سازد؟  

در یکی از ویدیوهایی که توسط کاربران طالبان در ایکس منتشر شده و با استقبال گسترده‌ی طرفداران این گروه مواجه شده است، صدها کودک و نوجوان در پرورشگاه شیخ زاید در ولایت قندهار دیده می‌شوند که فریاد «الله اکبر» سر داده‌اند. پرورشگاه شیخ زاید در قندهار فعالیت خود را از سال ۲۰۰۳ آغاز کرده است. سالانه ۶۰۰ هزار دالر از سوی بنیاد خیریه محمد بن راشد آل مکتوم، حاکم دبی، برای حمایت از این پرورشگاه پرداخت می‌شد. با این‌حال، طالبان اکنون نظارت شدیدی بر تمامی پرورشگاه‌ها دارند و محتوای آموزشی و تبلیغاتی این مراکز را به ‌دقت کنترل می‌کنند.

پس حالا سوال این است که اگر کودکان نمیتوانند نفس آرام در پرورشگاه‌های أفغانستان داشته باشد پس چرا باید نفس ناآرام بکشند؟

سراج‌الدین حقانی، وزیر داخله‌ی طالبان و رهبر شبکه حقانی در مراسم فراغت تعدادی از شاگردان پرورشگاه مرکزی خوست تأکید کرد که کودکان یتیم نظامیان حکومت پیشین نیز تحت مراقبت قرار می‌گیرند.

پس حالا  فکر کنید که وقتی به  این توجه دارند که کودکان من و کودکان تو وجود دارد و این از من است برتریت دارد آنکه از تو است مراقبت می‌شود چطور از آنها بر علیه ما استفاده خواهد شد؟

حقانی : «امیرالمؤمنین صاحب گفتند که تنها از کودکان شهیدان خود مراقبت نکنید، بل‌که کسانی که از طرف مقابل در جنگ هم تلف شده‌اند، باید فرزندان‌شان تربیت شوند. بودجه‌ی مستقلی برای یتیمان، شهدا و معلولان اداره‌ی مخالف ما فراهم شده است تا این کودکان تربیت شوند.» 

در این مورد روایت سید و نواب  را می‌توانید مطالعه کنید.

یکی  از نمونه‌های قابل توجه مربوط به دو کودک یتیم به نام‌های نواب و سید است که پس از مرگ پدرانشان در دو سوی جنگ افغانستان، در یک پرورشگاه در کابل زندگی می‌کردند. این نمونه نشان می‌دهد که پرورشگاه‌ها محل گردهم آمدن کودکانی هستند که صرف‌نظر از وابستگی‌های سیاسی خانواده‌هایشان، نیازمند حمایت و مراقبت‌اند.البته با درنظرداشت گفته‌های روسای طالبان چنین است و درحقیقت چنین معلوم نمیشود بلکه آنها برای جهاد آماده میشوند‌ کودکان که پدرانشان در دولت پیشین ایفای وظیفه می‌کردند و کشته شدند در حال حاضر کودکان‌شان برای استشهادی و جهاد آماده میشوند نه برای خدمت به وطن و جامعه.

  •  نواب فرزند یک جنگجوی طالبان بود که پدرش در جنگ کشته شده بود.
  • سید فرزند یک سرباز دولت پیشین افغانستان بود که او نیز پدرش را از دست داده بود.

با وجود اینکه پدران آنها در دو جبهه مخالف جنگیده بودند، هر دو کودک در یک پرورشگاه زندگی می‌کردند و با هم دوست بودند. این روایت نشان می‌دهد که کودکان قربانیان اصلی جنگ هستند و اختلافات سیاسی و نظامی بزرگسالان بر زندگی آنان سایه می‌اندازد.  و در حین زمان باید بدانیم که این جنگ‌های مداوم و کشمکش‌های طالبان با جامعه و جامعه امروزی با جامعه قبلی و همچنان مخالفت‌های گروهی، قومی و سیاسی سایه ظلم برای کودکان بلخصوص کودکان بی‌سرپرست و بد سرپرست می‌اندازد و پایه دوستی، صداقت، وفاداری، علاقه، آرامش، امنیت و کمک به جامعه را بر می‌چیند.

با این حال  اگر به گفته‌های حقانی باور بکنیم پس  لطف بزرگ به آینده کودکان گروه مخالف انجام داده است  یا اینکه باید انجام میدادند؟ کودک؛ کودک است کودک أفغانستان چرا باید به چشم کودک دیده نشود؟ با آنکه حقانی تاکید بر آن برد که با آن ها خوب رفتاد می‌شود، ولی باید بدانیم که گفته‌ها فقط در گفته‌هاست و هیچ عملی در وضیعت نگهداری کودکان به حالت مثبت انجام نیافته است.  و در این حال مولوی حمیدالله ارشاد، معاون والی طالبان در فاریاب در مراسم افتتاح یک پرورشگاه با ظرفیت ۲۵۰ دختر و پسر گفت که کودکان نیروهای کشته‌شده‌ی این گروه در جنگ، در این مرکز تحت مراقبت قرار دارند. او افزود: «از افتتاح پرورشگاهی که فرزندان شهدا در آن تربیت می‌شوند، خرسندیم. ما به هر اندازه که توان داشته باشیم، در کنار فرزندان شهدا خواهیم بود.»

فرزندان شهدا یکی از واژه‌های است که به صراحت بیان میکند نه تنها کودکان در پرورشگاه‌ها مورد خشونت، خیانت، تجاوز، گرسنه‌گی و مشکلات جسمانی و روانی دست و پنجه نرم دارند بلکه فرزندان دولت پیشین بطور خاص شکنجه و مورد خشونت قرار می‌گیرند این درحالی است که کودکان معصوم ترین قشر أفغانستان به حساب می‌آیند.

محمدآغا حکیم، والی طالبان در پنجشیر و فرد نزدیک به شبکه القاعده در مراسم افتتاح این پرورشگاه در منطقه‌ی بازارک بر لزوم حمایت از کودکان بی‌سرپرست تأکید کرد.

محمدکبیر، یکی از کودکان این پرورشگاه در مصاحبه‌ای با تلویزیون ملی تحت اداره‌ی طالبان گفت: «نان، بوت، کالای ما می‌رسد و مواد غذایی هم برای ما خوب است. استادان ما هم خوب درس می‌دهند و راضی هستیم.»

احمدضمیر، یکی دیگر از کودکان این مرکز نیز اظهاراتی مشابه محمدکبیر داشت. بررسی محتوای یکسان سخنان این دو کودک و لرزش صدا و چشمان که گاه بالا و گاه پایان را می‌دیدند  نشان می‌دهد که ظاهرا قبل از مصاحبه به آنان دستور داده شده است که چه چیزی را بیان کنند. بیان اینکه به آن ها موضوع داده شده است به کنار آیا تلویزون ملی قادر به بیان واقعیت است؟. در این گزارش باید یاد آور شویم که در زبان فارسی دری ضرب‌المثل از سالیان پسین وجود داشته است که میگفتند: چه کسی حاضر است بگوید که دوغ من ترش است.

سوال ‌های را در نشریات و گزارش‌های دیگر متوجه‌ شده‌ایم  که سوال‌ها و پریشانی ما هم از آن است، این کودکان با کدام روحیه پرورش می‌یابند و گذشته پدرانشان چه تاثیری بر روابط آنها باهم و در نهایت آینده‌شان برجا خواهد گذاشت؟

نگرانی‌هایی هم وجود دارد که ممکن است نسل جدیدی برای میدان جنگ‌ها ومنازعات احتمالی آینده در این کشور تربیت شوند.

سازمان ملل، یونیسف، ای اف سی، ای سی او، بنیادهای داخلی از جمله بنیادهای بزرگ بیات، آرغوشه، امام جواد سکوت کردند؛ اگر سکوت نکردند، چرا صدای آنها را نمیشنویم؟ آیا کودکان تضمین فردای افغانستان، آینده افغانستان نیستند؟ آیا نمیترسید همه تروریست تربیه شوند؟ آیا احساس خطر نمی کنید؟ آیا میدانستید که در حال حاضر طالبان پرورشگاه‌های خصوصی را که بسته کردن میخواهند به مدارس مذهبی مبدل شود؟ در این مدرسه‌ها کی ها تربیه میشود؟ 

بله، کودکان

قضیه بسته شدن یک خانه نیست، موضوع مهرلاک یک دکان نیست، موضوع ساخت فکری مذهبی، افراطی و جهاد طالبانی یکصد و ده هزار کودک یتیم افغانستان است که قرار است آینده افغانستان را به خطر بیندازند. اگر به این منوال پیش برود با آنکه گذشته درخشان أفغانستان را تجربه نکرده‌ایم و در حال حاضر با ظلم طالبان دست و پنجه نرم‌ داریم بنابراین آینده درخشان که سالیان سال انتظارش را داریم با دست کودکان که تحت حاکمیت طالبان است از دست خواهیم داد و اگر خاموش بمانیم چه چیزهای دیگر را از دست خواهیم داد.  

این بررسی به  هدف آگاهی دهی انجام یافته است.


مطالب بیشتر

شاید این مطالب نیز برای شما جالب باشد