گذر خیابان کابل؛ روایتی تاریخی از یک محلهٔ فراموش‌شده

نویسنده: سروش مهرنوش نیکزاد

·

·

خیابان از گذرها و بازارهای قدیمی کابل بود که در سمت راست دریای کابل قرار داشت و با محله‌هایی چون مرادخانی، سرای عبدالرحمن‌خان و کشمش‌فروشی پیوند داشت. این گذر از یک‌سو به مرادخانی می‌رسید و از سوی دیگر تا کنار دریای کابل امتداد پیدا می‌کرد. در شمال آن ارگ شاهی کابل قرار داشت و در جنوب، راه به سوی مسجد پل خشتی باز می‌شد.

یکی از نشانی‌های شناخته‌شدهٔ این محله، زیارت بابا کیدانی بود که در مقابل فروشگاه بزرگ افغان قرار داشت و هنوز نیز پابرجاست. از کنار این زیارت، راه به سوی بازار خیابان باز می‌شد. در بخشی از همین محدوده که زمانی بازار و گذرهای قدیمی قرار داشت، امروز پارکینگ موترها و ساختمان قضایای دولت دیده می‌شود.

معنای واژه‌ی خیابان

واژهٔ خیابان در اصل با باغ و فضای سبز ارتباط داشت. دهخدا خیابان را «رسته‌ای که در باغ می‌سازند برای عبور و مرور و کنارهای آن را گل‌کاری می‌کنند» معنا کرده است. در فرهنگ معین نیز خیابان «جاده، راه عریض و هموار در شهر» تعریف شده است. فرهنگ عمید هم معنای قدیمی آن را «راه راست و هموار در باغ» و معنای امروزی آن را معبر عمومی شهر می‌داند. (۱)

اگرچه خیابان دیگر محله‌ی زنده در کابل امروزی نیست، اما نام آن در برخی کتاب‌ها ذکر شده است. بر بنیاد این روایت‌ها، در کابل قدیم، خیابان نام یک گذر مشخص در بخش مرکزی شهر بود. این محدوده در کنار راست دریای کابل و نزدیک پل باغ عمومی قرار داشت و با محله‌هایی چون مرادخانی، سرای حلبی‌سازها و سرای عبدالرحمن خان پیوند داشت. عزیزالدین وکیلی پوپلزایی در فرهنگ کابل باستان از «بازار خیابان» در کنار بازار ارگ، نقاره‌خانه و جادهٔ قومی‌باغ یاد می‌کند و می‌نویسد که این ساحه در گذشته در کنار «ساحه وسیع زراعتی و دریا و نهر آب» قرار داشت و محیطی سرسبز و آباد بود. (۲)

غلام‌جیلانی عارض نیز هنگام توضیح اجزای شهر کابل قدیم، «خیابان» را در کنار بخش‌هایی چون کشمش‌فروشی، سرای عبدالرحمن خان، نقاره‌خانه و کوتوالی آورده است. (۳)

از این نوشته‌ها می‌توان نتیجه گرفت که خیابان در ساختار شهری کابل قدیم یک نقطهٔ شناخته‌شده و مرتبط با بازار و مراکز مهم شهر بوده است.

اما سابقهٔ نام خیابان در کابل به دورهٔ معاصر محدود نمی‌شود. احمدعلی کهزاد در بالاحصار کابل و پیشامدهای تاریخی آن به سفر جهانگیر، پادشاه گورکانی هند، به کابل در سال ۱۰۱۶ هجری قمری پرداخته است. جهانگیر در جریان اقامتش در کابل از خیابان و بی‌بی‌مهرو دیدن کرد. او در تزک جهانگیری نوشته است:

«سیر خیابان کابل و بی‌بی ماهرو نموده به حکام آنجا فرمودم که بجای درختانی که حسن بیگ روسیاه بریده بود نهالها نشاندند….» (۴)

این نوشته برای شناخت خیابان کابل اهمیت زیادی دارد. کهزاد با توجه به همین روایت توضیح می‌دهد که خیابان در آن زمان بخشی از داخل شهر کابل نبوده، بلکه در اطراف و بیرون شهر قرار داشته است. او می‌نویسد: «از کلمهٔ حکام آنجا معلوم می‌شود که مانند بی‌بی ماهرو خارج شهر جائی بوده و حاکمی داشته است.» (۴)

جهانگیر در جای دیگری از تزک، خیابان را محلی برای اسب‌دوانی معرفی می‌کند. کهزاد متن او را چنین نقل می‌کند:

«در خیابان فرمودم اسپان خاصه دونده حاضر کردند شهزاده‌ها و امراء دوانیدند یک اسپ کرنک عربی که عادل خان والی دکن به جهت من فرستاده بود از همه اسپان بهتر دوید.» (۴)

کهزاد بر اساس همین گزارش نتیجه می‌گیرد که خیابان فضای وسیعی بوده که امکان برگزاری مسابقهٔ اسب‌دوانی در آن وجود داشته است. او می‌نویسد: «از توضیحاتی که گذشت دو چیز معلوم میشود یکی اینکه مانند بی‌بی ماهرو حاکم علیحده داشته یعنی جزء نفس شهر کابل نبوده و دیگر اینکه محل وسیعی بوده که در آن مسابقه‌های اسب‌دوانی بعمل میآمد.» (۵)

این گزارش، تصویری متفاوت از خیابان کابل در چهارصد سال پیش به دست می‌دهد. خیابان آن روز، یک کوچهٔ باریک و بازار شلوغ نبود؛ بلکه محلی باز در اطراف کابل بود که درخت و فضای سبز داشت، مردم برای گردش به آن می‌رفتند و در آن اسب‌دوانی برگزار می‌شد. جهانگیر حتی دربارهٔ فضای آنجا نوشته بود: «عجب جای به صفائی بنظر درآمد.» (۴)

با گذشت زمان، جایگاه خیابان تغییر کرد. آن فضای باز و بیرون‌شهری به تدریج در محدودهٔ توسعهٔ کابل قرار گرفت و در دوره‌های بعد بازار و دکان‌های مختلف در آن شکل گرفت. پوپلزایی از «بازار خیابان» یاد می‌کند و در کنار آن از بازار ارگ، نقاره‌خانه و جادهٔ قومی‌باغ نام می‌برد. در روایت‌های محلی نیز از خیاطان، مسگران، ساعت‌فروشان، کفش‌دوزان و بکس‌سازان به عنوان اصناف شناخته‌شدهٔ این محل یاد شده است. (۲) (۶)

قدیمی‌های کابل همچنین از بازار ترشی‌فروشی در ابتدای کوچه خیابان یاد می‌کنند. در بخش‌های دیگر این محدوده، ساختمان شرکت برق، هوتل «بی‌نظیر» و ساختمان نخستین شفاخانهٔ مرکزی کابل قرار داشت. این روایت‌ها بیشتر مربوط به دهه‌های میانی قرن بیستم است و نشان می‌دهد که خیابان در آن دوره از یک محل تاریخی به یک فضای شهری و تجاری تبدیل شده بود. (۶)

با گسترش شهر و تغییر شبکهٔ جاده‌ها، بخش مهمی از بافت قدیمی خیابان از میان رفت و مسیر آن در ساختار جدید شهری ادغام شد. جادهٔ میوند نیز در همین روند به یکی از محورهای مهم این بخش از کابل تبدیل شد و نام و سیمای خیابان قدیم در میان جاده‌ها و ساختمان‌های جدید تغییر کرد.(۲) (۳)

گذر خیابان و کشمش‌فروشی در حافظهٔ شهریان کابل

گذر خیابان امروز دیگر به همان صورتی که در گذشته وجود داشت، دیده نمی‌شود؛ اما نام و خاطرهٔ آن هنوز در ذهن شماری از شهریان قدیم کابل باقی مانده است. آنان ساعت‌فروشی‌ها، مسگرها، چبلی‌کباب‌پزی مشهور بازار و پسرهای شوخ آن را به یاد می‌آورند.

در کنار زیارت بابا کیدانی، خانهٔ خواجه موسی‌خان صدیقی، از تاجران نامدار آن روزگار، قرار داشت و او نیز در بازار خیابان دکان داشت.

در این گذر بازاری وجود داشت که به «بازار ارگ» شهرت داشت. بیشتر دکانداران این بازار کلاه‌دوز بودند و از پوست گوسفند قره‌قل کلاه می‌ساختند.

در روزهای معین سال، در همین بازار جشن‌هایی برگزار می‌شد و دکانداران برای آراستن دکان‌های خود تلاش زیادی می‌کردند. مردم بسیاری برای تماشای این جشن‌ها به بازار می‌آمدند. دوستان و آشنایان دکانداران نیز در دکان‌ها گرد می‌آمدند و ساعاتی را به خوشی می‌گذراندند.

در آن زمان نوشیدن «آب ولایتی» رواج داشت و مردم در کنار آن میوه‌های تازه‌ای مانند انگور، کشمش، خربوزه و به‌ویژه انگور حسینی می‌خوردند. (۷)

دکان‌ها و کسبه‌کاران گذر

در این گذر دکان‌های متنوعی وجود داشت. دکان‌های فروش کشمش، بادام، خسته و پسته دیده می‌شد. همچنین دکان حاجی رنگ‌سیاهی‌فروش نیز در همین گذر قرار داشت؛ جایی که شاگردان مکتب برای نوشتن مشق از رنگ سیاه استفاده می‌کردند.

در کنار این دکان‌ها، دکان خیاطی آغا صاحب – پدر موسی که بعدها در شرکت آریانا مدیر شد – فعالیت داشت. همچنین دکان بوت‌دوزی اسماعیل ازبک و برادرش نیز در همین خیابان قرار داشت.

در مسیر این گذر چند خانه خانوادگی نیز وجود داشت؛ از جمله منزل محمود، خواهرزاده اصغرخان، و دکان غلام حیدر که آب ولایتی می‌فروخت و در دکانش بازی تخته‌کرم‌بول نیز انجام می‌شد.

چای‌خانه‌ها و کبابی‌ها

در این گذر چای‌خانه‌ها و دکان‌های خوراکی نیز دیده می‌شد. دکان چای‌فروشی با غوری، چاینک و کاسه‌های قدیمی از جمله این محل‌ها بود. نزدیک آن زیارت بابه کیدانی قرار داشت.

همچنین دکان کبابی دیدار در این خیابان شهرت داشت. برخی مشتریان در این دکان کباب سفارش می‌دادند و گاهی نوشیدنی‌های خود را نیز همراه می‌آوردند و در همانجا مصرف می‌کردند.

دکان‌های ساعت‌فروشی و مراکز دیگر

در مسیر نزدیک به دریای کابل دکان‌های ساعت‌فروشی قرار داشت. بالای یکی از این دکان‌ها معاینه‌خانه داکتر فقیرمحمد شفاع فعالیت داشت. از جمله ساعت‌فروشان مشهور این گذر مراد ازبک- برادر جلاله وزیر تجارت – و کاکا سلطان محمد، پدر محمد اسماعیل، بودند.

در کنار این‌ها دکان سامان برق‌فروشی و نیز سرای عبدالرحمن‌خان کوهدامنی قرار داشت که در آن موترهای سرویس ولایتی توقف می‌کردند.

با کشیده‌شدن جادهٔ میوند، نادر پشتون و چهارراهی پشتونستان، سیمای شهر قدیم کابل به‌گونهٔ چشمگیری تغییر کرد و شماری از کوچه‌ها و گذرهای قدیمی و تاریخی، از جمله خیابان، از میان رفتند.

منابع و زیرنویس‌ها

۱) لغت‌نامه دهخدا، فرهنگ معین و فرهنگ عمید، مدخل «خیابان».

۲) عزیزالدین وکیلی پوپلزایی، فرهنگ کابل باستان، ج۱، ص۲۸۶.
۳) غلام‌جیلانی عارض، کابل در طی قرون، ص۵۲.

۴) احمدعلی کهزاد، بالاحصار کابل و پیشامدهای تاریخی آن، ج۱، ص۲۲۲.
۵) همان، ص۲۲۴.

۶) روایت‌های محلی دربارهٔ خیابان کابل و بازارهای آن.

۷) غلام‌سخی رحمانی، چهارچته سرچوک کابل، ص ۴۵

نویسنده: سروش مهرنوش نیکزاد


مطالب بیشتر

شاید این مطالب نیز برای شما جالب باشد